نظر:
دخترا:اگه پسر بودین چه کار میکردین؟



پسرا:اگه دختر بودین چه کار میکردین؟

[ دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ] [ 17:36 ] [ بابی ]

[ ]

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد

تظاهر به بی تفاوتی،

تظاهر به بی خیـــــالی،

به شادی،

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست

اما . . .

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"

[ چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 13:25 ] [ بابی ]

[ ]

حالا دیگر
حالا دیگر از روی تجربه می دانم
همین که یک گرفتای زندگی رفع می شود
بی درنگ گرفتاری تازه ای پیش می آید ،
ولی به هر حال انسان به زندگی کردن ادامه می دهد ...

دفترچه ممنوع / آلبا دسس پدس

[ چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 10:54 ] [ بابی ]

[ ]

آدم‌بزرگ‌ها عاشق عدد و رقم اند.

آدم‌بزرگ‌ها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمی‌کنن، هیچوقت نمی‌پرسن آهنگ صداش چطوره؟ چه بازی‌هایی رو دوست داره؟ پروانه جمع می‌کنه یا نه؟
می‌پرسن چندسالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چقدره؟ پدرش چقدر حقوق می‌گیره؟
و تازه بعد از این سوالاس که خیال می‌کنن طرف رو شناختن!

اگه به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجره‌هاش غرق گل شمعدونی و بومش پر از کبوتر بود، محاله بتونن مجسمش کنن. باید حتما بهشون گفت یک خونه چندمیلیون‌تومنی دیدم تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ! نباید ازشون دلخور شد.بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند.

 

[ شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 11:54 ] [ بابی ]

[ ]

صبــح امـــروز
صبــح امـــروزکسی گفت بـه من:
تـو چقـدر تنهـایی ،گفتمش در پـاسـخ :
تو چقدر حساسی؛تن من گر تنهاست،
دل من با دلهـــاست،
دوستـانی دارم بهتــر از بـرگ درخت که
دعـایـم گــوینـــد و دعــاشـان گــویـــم،
یـادشـان دردل من ،قلبشـان منـــزل من...
صـافى آب مــرا يـادتـــو انـــداخت، رفيق
تـو دلت سبز،لبت سرخ، چراغت روشن
چــرخ روزيـت هميـشه چـرخــان
نفست داغ،تنت گــرم،دعـايـت بـا مـن ...!

"سهراب سپهری"

[ شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 11:48 ] [ بابی ]

[ ]

اگر مثل آن چیزی که می شناختمت می ماندی
اگر مثل آن چیزی که می شناختمت می ماندی
آن طور که می خواستی دوست می داشتمت

- باب مارلی

ترجمه : سینا عباسی هولاسو

[ شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 11:45 ] [ بابی ]

[ ]

بعضی را باید در « لحظه » باور کرد
بعضی را باید در « لحظه » باور کرد
حرف هایشان ، احساسشان و حتی باورهایشان لحظه ایست
حواست باشد اگر بیش از یک لحظه باورشان کردی
در طولانی مدت ، لطمات بزرگی خواهی خورد ...

این کتاب را "یکبار" نخوانید ! / مهدیه سندیانی

[ شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 11:43 ] [ بابی ]

[ ]

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﺖ
 ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﺖ .
" ﺯﻧﺪﮔﯽ " ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺷﺘﺎﺏ ﻧﮑﻨﯽ .
ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺳﯽ
ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ،ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ،ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺻﻼ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ،ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻧﺪﻭﻫﺖ ﻧﯿﺰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ...
" ﺯﻧﺪﮔﯽ " ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ...
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ، ﺁﻥ ﻗﺪﺭﻫﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ، ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻭﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺁﻭﺭﺩ...
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩﯼ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺕ
ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ، ﺑﯽ ﺗﺎﺑﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯽ ...
" ﺯﻧﺪﮔﯽ " ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﺁﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻠﺨﯽ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺰﻧﺪ
ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﭼﺸﯿﺪ ﻭ ﺁﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻨﺪ
ﺑﻪ ﺁﺳﻮﺩﮔﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺭﺳﯿﺪ .
ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻠﺦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﻏﯿﺮﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ...
" ﺯﻧﺪﮔﯽ " ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺣﺲ ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .
ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻬﺎﺩﻥ...
ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺍﺯﺩﻭﺵ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ
ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺳﺒﮑﺒﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
"" ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺳﺖ ""
| ناشناس |

[ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 14:9 ] [ بابی ]

[ ]

شادی عشق

شادی عشق برای این ساخته نشده است که با لالایی اش به خواب روی
بلکه برای این است که باز هم به مبارزه ادامه دهی ...

گزارش یک آدم ربایی / گابریل گارسیا مارکز

[ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 13:19 ] [ بابی ]

[ ]

زنان به طور طبیعی

زنان به طور طبیعی به مرد اعتماد می کنند ، به خاطر غرور قابل عفوشان ، ساده لوحند و احساسشان این است که دلیل حیات و وجودشان این است که بدون رعایت احتیاط ، خود را به یک حامی بسپارند و همواره گرایش دارند نیاز به یک حامی را با نیاز به عشق اشتباه بگیرند !

آدولف / بنژامن کنستان

[ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 13:12 ] [ بابی ]

[ ]