۲۲فرض کردنها از تنبلی ما در جستجوی حقیقت سرچشمه میگیرند.
۲۳هیچ کس به طور کامل بیطرف نیست.
۲۴خانوادۀ ما تنها جایی نیست که ما در ان متولد شدهایم؛ گاهی یک دست باز و رویی گشاده نیز ما را متولد میکند.
۲۵شما همیشه راه درست را نمیپیمایید.
۲۶فروتنی و تواضع، در واقع توانایی پذیرفتن خطاست.
۲۷توانایی یک مرد آن چیزی نیست که در جیبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد.
۲۸اگر شما یک قدم مثبت بردارید، کائنات ۱۰۰ قدم به سمت شما میآیند.
۲۹اگر میخواهید بدیها سرتان نیاید، نخواهید سر دیگران آید.
۳۰اگر میخواهید با حقیقت سر و کار نداشته باشید، همیشه در خیالات خود گم هستید.
۳۱فخرفروشی لباسی است که فقط تن احمقان میشود.
۳۲کسی که از همه بیشتر میداند، معمولا همان کسی است که کمتر حرف میزند.
۳۳هر کسی سزاوار ارزشمند شدن و معشوق دیگران بودن است.
۳۴هیچ کس جواب نهایی را به شما نخواهد داد، مگر خودتان.
۳۵شما تنها با ابزاری که دارید میتوانید عمل کنید، پس به دنبال ابزار جدید وقت خود را تلف نکنید.
۳۶اگر خطاهای خود را خطا در نظر نگیریم، آنگاه با هر خطا راهی اشتباه را کشف کردهایم.
۳۷این انسانها هستند که به زندگی معنا میدهند و نه اشیاء.
۳۸همیشه سوالاتی هستند که جوابشان ناپیداست و بزودی جوابشان پیدا خواهد شد.
۳۹در حال حاضر نه آینده وجود دارد و نه گذشته، زندگی جاریست.
۴۰اگر بخواهید، اسکلت همیشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : چهارشنبه هشتم شهریور 1391 | 11:7 | نویسنده : بابی |


از كارهايي كه ناچاري انجام دهي لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر مي كند و نمي گذارد كار را درست انجام دهي.
اما اگر با موفقيت مانند يك دوست رفتار كني.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.



سعي كن كارهايت را از صميم قلب انجام دهي.
نه به صرف اين كه ناچاري انجام دهي.
بايد به كارت ايمان داشته باشي.
يك جريان آب ضعيف ، تنها نيمي از باغچه را آبياري مي كند.



همه چيز را همانطور كه هست بپذير.
خواستن تنها، چيزي را تغيير نمي دهد.
خواستن، باد را از وزيدن باز نمي دارد و برف را به آب نبات تبديل نمي كند.
اگر مي خواهي چيزها را بهتر از خودشان تبديل كني، با آنها همان گونه كه هستند مواجه شو.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : سه شنبه هفتم شهریور 1391 | 13:16 | نویسنده : بابی |

۱افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند.
۲کسانی که میگویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو میگویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو مینمایند.
۳گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست میگوییم و دیگران اشتباه میکنند.
۴هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
۵کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو میبرند در واقع لگد دیگران را به جان میخرند.
۶آنچه که در ظاهر هر شخص میبینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
۷جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور میتوان از شر او جان سالم بدر برد.
۸ما از همان اول پدر و مادر زاده نشدهایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور میتوان پدر و مادر بود.
۹کلماتی که بر زبان جاری میگردند، قدرت خود را از ما گرفتهاند – از خود هیچ قدرتی ندارند.
۱۰افراد خردمند در سکوت به سر میبرند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.
۱۱فرشته ها به زمین نمیآیند تا ببینند ما چه میکنیم بلکه میآیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.
۱۲هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان نمیخورد.
۱۳در واقع ما هیچچ چیز را کنترل نمیکنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان.
۱۴هیچ کس نمیتواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)
۱۵این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم.
۱۶من هیچ چیز نمیدانم، به من بیاموزید؛ من هیچ چیز نمیشنوم، به من بگویید؛ من هیچ چیز نخواهم دید، به من نشان دهید – ما با هم پیروزیم.
۱۷پشیمانی از آن دسته چیزهایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب میکنیم.
۱۸آنچه در قلب خود میپرورانیم، همان است که در زندگی ان دنیا در دستان خود داریم.
۱۹تنها به این دلیل که بذری را که کاشته ایم نمیبینیم، نمی توانیم بگوییم چیزی از اینجا بیرون نمیآید.
۲۰جنسیت واقعی وجود ندارد. هر کسی قسمتی از روحیات جنس مخالف را در خود دارد.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : سه شنبه هفتم شهریور 1391 | 13:1 | نویسنده : بابی |

يادمون باشه که؛ خدا هميشه هست.

-يادمون باشه که؛ کسي که زير سايه ديگري راه ميره، خودش سايه‌اي نداره.

-يادمون باشه که؛ هر روز بايد تمرين کرد دل کندن از زندگي را.

-يادمون باشه که؛ زخم نيست آنچه که درد دارد، عفونته یادمون باشه که؛ در حرکت هميشه افق‌هاي تازه هست.

-يادمون باشه که؛ دست به کاري نزنيم که نتوانيم آن را براي ديگران تعريف کنيم.

-يادمون باشه که؛ اونايي که دوستشون داريم مي‌تونند دوستمون نداشته باشند.

-يادمون باشه که؛ حرف‌هاي کهنه از دل کهنه مياد، پس دلي نو بخريم.

-يادمون باشه که؛ فرار، راه به دخمه‌اي مي‌بره براي پنهان شدن، نه آزادي.

-يادمون باشه که؛ باورهامون شايد دروغ باشند.

-يادمون باشه که؛ لبخندمان را در آيينه جا نگذاريم.


 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 20:55 | نویسنده : بابی |
چیزهای کوچک، مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه قبل از رها کردن دست، با نوک انگشت‌هاش به دست‌هایت یک فشار کوچک می‌دهد ..... چیزی شبیه یک بوسه.

مثلا راننده تاکسی‌ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می‌گوید: روز خوبی داشته باشی دخترم
.

آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می‌شوی، دستپاچه رو بر نمی‌گردانند، لبخند می‌زنند و هنوز نگاهت می‌کنند
.

آدم‌هایی که حواسشان به بچه‌های خسته توی مترو هست، بهشان جا می‌دهند، گاهی بغلشان می‌کنند
.

آدم هایی که هر دستی جلویشان دراز شد به تراکت دادن، دست را رد نمی‌کنند. هر چه باشد با لبخند می‌گیرند و یادشان نمی‌رود همیشه چند متر جلوتر سطلی هست، سطل هم نبود کاغذ را می‌شود تا کرد و گذاشت توی کیف
.

دوست‌هایی که بدون مناسبت کادو می‌خرند، مثلا می‌گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتر یادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی
.

آدم‌هایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه می‌خرند و با گل می‌روند خانه
.

آدم‌های "اس‌ام‌اس"‌های آخر شب، که یادشان نمی‌رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم‌های "اس‌ام‌اس"های پر مهر بی‌بهانه، حتی اگر با آنها بد خلقی و بی‌حوصلگی کرده باشی
.

آدم‌هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می‌زنند که مثلا تو را می‌خوانم و بعد هر یادداشت غمگین خط‌هایی می‌نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی‌آوردند
.

آدم‌هایی که حواس‌شان به گربه‌ها هست، به پرنده‌ها هست
.

آدم هایی که زیبایی درون تو رو میبینن ، وقتی اولین بار باهاشون هم صحبت میشی ، انگار چندین سال دوست صمیمی بودین


آدم‌هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را به لبخند تعارف می‌کنند که غریبگی نکنی.

آدم‌هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی‌کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می‌زنند و روی جدول لی‌لی می‌کنند
.
همین آدم‌ها، چیزهای کوچکی هستند که دنیا را جای بهتری می‌کنند برای زندگی کردن.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 20:45 | نویسنده : بابی |
احساس می کنی مدتی ست که رشد نکرده ای، از جایی که هستی بالاتر نرفته ای یا وضعیتت تغییری نکرده است؟!! رشد و شکوفایی فردی یکی از احساس های مثبت است که موجب شادی، رضایت‌مندی، علاقه و انگیزه در ما می شود. تو می توانی در معنویت رشد كنی و شكوفا شوی، کافی ست كه بگذاری تا عشق در وجودت جاری شود. سعی کن قدم اول را همیشه تو برداری. از همین الان شروع كن. تنبلی و کسالت، مانع اصلی شکوفایی استعدادهای آدمی است و همانند علف هرز و پیچکی است که اگر به پای نهال شخصیت تو بپیچد مانع رشد، سرسبزی، حاصلخیزی و باروری نهال وجود تو می شود.

در انتظار نسیمی برای رشد و شکوفه زدن تو هستم، تو هم اکنون بر لبه ی تاریکی ایستاده ای بین خود شکوفایی و خود تخریبی. اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسانها باور نداریم، که روزی خواهیم توانست به هر آنچه می خواهیم دست یابیم.

 

بهار در درون توست،

بگذار قلبت شکوفه بزند و روحت سبز شود،

بهار را باور کن،

دوباره آغاز کن!


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 20:31 | نویسنده : بابی |
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:




آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند.

عمده آدم ها.

حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.



آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند.

مردگانی متحرک در جهان.

خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.



آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند.

آدم های معتبر و با شخصیت.

کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.



آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند.

شگفت انگیز ترین آدم ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.



وشما از كدام دسته ای؟

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 14:5 | نویسنده : بابی |
گشاده رو باش و بیش از آنچه مردم انتظار دارند به آن ها ببخش.
شعر مورد علاقه ات را بخاطر بسپار.
هر چه می شنوی باور نكن . هر چه داری خرج نكن و هر چه كه می خواهی نخواب.
هنگامی كه به كسی می گوئی « متأسفم » به چشم های او نگاه كن .
به رویاهای هیچكس نخند، انسان هائی كه رویا ندارند ، چیز زیادی ندارند.
عمیق و پرشور دوست داشته باش اگر چه ممكن است آسیب ببینی.
وقتی با كسی موافق نیستی ، ناسزا نگو ، منصفانه قضاوت كن.


در مورد دیگران از روی وابستگی های خود قضاوت نكن.
آهسته صحبت كن ولی سریع فكر كن.
وقتی كه كسی از تو سؤالی می پرسد كه نمی خواهی پاسخ دهی ، لبخند بزن و بگو: « چه می خواهی بدانی.»
به خاطر داشته باش موفقیت های بزرگ با خطر كردن به دست می آید.
وقتی كسی عطسه می كند ، بگو : خیر باشد .
وقتی چیزی را از دست می دهی، درس عبرت را فراموش نكن.
سه چیز را بخاطر داشته باش : 1)احترام به خود 2) احترام به دیگران 3) مسئولیت اعمالت
زندگی را مسلم مپندار.
وقتی كه اشتباهت را فهمیدی ، فوری آن را تصحیح كن.
وقتی كه به تلفن جواب می دهی لبخند بزن. چون لبخند تو در صدایت هم مشخص است.
زمانی را برای تنهایی خودت بگذار.
تغییرات را با آغوش باز بپذیر ولی ارزش هایت را از دست نده.
به خاطر داشته باش بعضی اوقات بهترین پاسخ، سكوت است.
بیشتر كتاب بخوان و كمتر تلویزیون ببین.
شرافتمندانه و خوب زندگی كن چون وقتی مسن تر شدی و به گذشته فكر كردی می توانی از آن لذت ببری.
به خدا توكل كن ولی ماشین خود را قفل كن.
یك فضای دوستانه در خانه خیلی مهم است. هر كاری می توانی انجام بده تا یك خانه آرام و هماهنگ ایجاد كنی.
در عدم توافق با اشخاصی كه دوستشان داری در شرایط حاضر ، گذشته را پیش نكش.
به اشارات ضمنی توجه داشته باش.
دانش خود را با دیگران شریك كن. این راهی است به سوی جاودانی شدن.
با طبیعت مهربان باش.
نیایش كن چرا كه در آن قدرت بیكران است.
وقتی كه مورد ستایش قرار می گیری ، هرگز معترض نشو.
در كار دیگران دخالت نكن.
سالی یك بار به جائی برو كه قبلاً آن جا نرفته ای.
اگر در آمد خوبی داری تا زمانی كه زنده هستی آن را در اختیار دیگران قرار بده چون كه بزرگ ترین رضایت مندی است.
به خاطر داشته باش به دست نیاوردن آنچه تو می خواهی، بعضی اوقات یك خوش اقبالی است.
به خاطر داشته باش بهترین رابطه ، رابطه ای است كه ناشی از دوست داشتن است تا نیاز .
موفقیت هایت را با آن چه باید برای به دست آوردن آن از دست بدهی ، قضاوت كن.
به خاطر داشته باش كه شخصیت تو تقدیر توست

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 13:28 | نویسنده : بابی |

«دكتر گينورد آدامز» سرپرست انيستيتو راهنمايي
ازدواج در دانشگه پنسيلوانيا، كتابي تحت عنوان «چگونه دوست خود را انتخاب مي كنيد» منتشر كرده و در آن راجع به ازدواج مطالب مهمي نوشته است. در اين كتاب دكتر «آدامز» دختراني را كه قصد ازدواج دارند راهنمايي و ارشاد كرده و آنها را از ازدواج با «8» نوع مرد كه به عقيده ي او خطرناك هستند بر حذر داشته است.

دختر خانم، اگر قصد ازدواج داريد از اين مردان 8 گانه پرهيز كنيد!




نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطي



اين نوع مرد ممکن است براي زن چهار مشكل بزرگ ايجاد کند : اختلاف عقيده ي دايمي ، نزاع هميشگي ، عصبي بودن و سختي معاشرت!


نوع دوم: مرد عصبي مزاج


اين نوع مرد ، در واقع يكي از انواع مرداني است كه دكتر آدامز اصلاً سخن گفتن با آنها را نيز براي دختران خطرناك مي داند. چنين مرداني كه روحي عصبي دارند با همسر خود سر كوچك ترين مسأله نزاع و مشاجره ي سختي مي كنند و يك زندگي شيرين و مفرح را به كام همسر بدبخت و بچه هاي بيگناه و حتي آشنايان دور و نزديك تلخ مي سازند!


نوع سوم : شوهر سختگير و بي گذشت در امور مالي



شوهري كه در امور مالي زن بسيار سختگيري ميكند و سر سوزني گذشت ندارد ، به درد زندگي نمي خورد. البته مقصود اين نيست كه بايد زن بي اجازه ي شوهر هر چه ميخواهد خرج كند ، بلكه دكتر آدامز معتقد است كه بيشتر مشاجراتي كه در خانه روي مي دهد فقط بر سر پول است. حال آنكه در اصل نبايد چنين باشد ، خيلي از زن و شوهرها چندان كه به پول اهميت مي دهند، هرگز براي تربيت بچه ها ارزش قايل نيستند، البته زن و شوهر به واسطه ي پول مشاجره نمي كنند، بلكه در اكثر اوقات طريقه ي خرج كردن آن است كه موجب سر و صدا و نزاع ايشان ميگردد. پس زني كه به خوبي مديريت خانه را انجام ميدهد، پول را با حساب و كتاب و مناسب خرج ميكند و يك شاهي را هم حرام نمي كند و باز مورد شماتت و سختگيري شوهر قرار مي گيرد، حق دارد گلايه مند باشد.


نوع چهارم : مردي كه سريع و آسان دروغ مي گوید!


شوهراني كه براي پيشرفت مقاصد خود ، دروغ هاي كوچكي مي گويند و يا گاه اين كار را براي تمسخر همسر خود انجام ميدهند. بالاخره يك روز كارشان به دادگاه خانواده مي كشد. اين گروه مردان همواره در دنيايي از وهم و خيال در پروازند و معمولاً فراموشكار هم ميشوند و تمام دروغ هايي را كه گفته اند از ياد مي برند چون از قديم گفته اند كه «دروغگو هميشه فراموشكار است! »



نوع پنجم : مردان فراري از ميدان مبارزه!


پنجمين گروه مرداني هستند كه از موانع و مشكلات فراري هستند و به جاي اينكه از مشكلات زندگي استقبال كرده و در رفع آن كوشا باشند ، فرار را بر قرار ترجيح ميدهند. طبيعي است مرداني كه حاضر نيستند به جنگ موانع و مسايل زندگي بروند و همواره ميدان مبارزه را ترك مي گويند، در زندگي زناشويي هم براي همسر خود تكيه گاه مناسبي نخواهند بود.



نوع ششم : مردان نامنظم و بي ادب در نزاكت!


ازدواج با مردان نامنظم و به دور از ادب و نزاكت نيز به صلاح نيست. بي نظمي خواه در تعيين وقت ، خواه در لباس و غذا و يا هر چيز ديگر، شما را از زندگي بيزار ميكند.



نوع هفتم : مرداني متعلق به خويشاوندان خود!


شوهري كه فقط به اقوام و خويشان خودش تعلق دارد نيز از جمله شوهراني است كه ابداً به درد شما نمي خورد. چون اين گونه مردان اصلاً به شما متعلق نيستند و از آن دردانه هاي عزيز كرده ي پدر و مادر خود هستند كه مي خواهند هميشه كنار آنها باشند . پس چه وقت ميتواند به شما رسيدگي كند، چه وقت فرصت حرف زدن با شما را دارد؟ سرپرست انيستيتو راهنمايي ازدواج اعتقاد دارد كه زندگي با اين نوع مردان، همواره اختلاف در منزل به وجود مي آورد و حرفهاي بي مورد و بي ارزش هميشه در منزل شما منعكس ميشود كه به دنبال خود دعوا مرافعه خوهد آورد.



نوع هشتم : مردان راحت طلب!


شوهر راحت طلب، از جمله خطرناكترين مردان جهان خلقت است . مردي كه بي هدف و بيهوده پشت شيشه رستوراني نشسته، از پنجره بيرون را تماشا مي كند و پك به سيگارش مي زند و وقت كشي مي كند، يا مردي كه در خيابان بدون برنامه مشغول قدم زدن است و يا با اتوبوس به اول خط و آخر خط مي رود و مردم را تماشا مي كند و با آسودگي خاطر وقت خود را بي سبب تلف مي كند، موجودي است كه خوشبختي در كنار او امكان ندارد، بلكه اساساً زندگي با چنين مرد راحت طلب و بي درد و سهل گذراني به هيچ وجه صلاح نيست


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 12:44 | نویسنده : بابی |
دکتر پروفسور سیمون ییتس Simeon Yates رييس انستيتوي فرهنگ و ارتباطات دانشگاه Sheffield Hallam University شفيلد هالام در انگليس است و خلاصه اي از تحقيقش - که تقريبا دو سال و نيم پيش در ماه نوامبر ۲۰۰۵ انجام داده و هنوز هم جالبه- را در زير مي خوانيد:

- مردها از کلمات و پيامهاي کوتاهتر استفاده مي کنند.

- مردها موقع تماس با مردها ، پیامهاي کوتاهتر ، ولي در تماس با زنها پيامهاي طولاني تري مي فرستند.

- پیامهاي خانمها بهنگام تماس با خانمها، طولاني تر از پيامهايشان به آقايان است.

- پیامهاي خانمها به خانمها، اکثرا داراي يک شروع و يک پايان و مقدار زيادي سوژه و توضيحات بين آغاز و پايان و يک به اصطلاح گپ شيرين است و سپس با ارسال بوسه و بهترين آرزوها تمام ميشه. اما پيامهاي مردها به مردها معمولا بسيار کوتاه، بي احساس و فقط در باره يک موضوع/سوژه خاص است.

- پیامهاي خانمها به خانمها معمولا احساساتي، تشويق کننده، و حمايت کننده است. ولي پيامهاي آقايان به يکديگر معمولا حالتي نيمه خشن و تحقير آميز (البته غيرعمد) و بسيار رک و جنبه شخصي دارد. اما مردها بهنگام ارسال پيام به زنها تغيير شخصيت و تغيير لحن ميدهند، ژست مودبانه گرفته و پيغامشان طولاني تر و پر محتواتر مي شود.

- بسياري از پيامهايي که جنبه متلک جنسي دارند را مردها به زنها ميفرستند ( که البته خانمها هم اينها را به ساير خانمها ميفرستند (فوروارد مي کنند) که بگويند ببين اين يارو ايندفعه چي برام فرستاده!). در حاليکه اکثر فحش ها و جوکهاي بد را مردها براي مردها ميفرستند.

- جالب اينکه بسياري از مردم ، وقتي موبايلشون زنگ ميزنه يا SMS ميگيرند، اگر در حضور يک خانم هستند زود بهش جواب ميدهند ولي وقتي يک مرد در کنارشون است بعدا بهش جواب ميدهند.

- بيشتر ارتباط مردها با مردها با موبايل و SMS است اما خانمها ترجيح ميدهند که بيشتر : از نزديک و رو در رو با همجنسهايشان صحبت کنند.

- خانمها (بيشتر از آقايان) ترجيح ميدهند که حرفها يا پيامهاي مثبت و تشويق آميز بکار ببرند.

- اکثر مردم از شنيدن زنگ تلفن (رينگ تون) هاي شلوغ و ناهنجار و پر سرو صدا بيزارند و رينگهاي آرام و دلنواز را ترجيح ميدهند......

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 12:15 | نویسنده : بابی |
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است ...
وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما...
سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد...
اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید...
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند...
پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر...
کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم
کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید...
انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند...
همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد...
تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است...
دشوارترین قدم، همان قدم اول است...
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید...
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد...
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید...
در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش...
امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست...
برای کسی که آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست...
امید، درمانی است که شفا نمی دهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم...
بجای آنکه به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید!
آنچه شما درباره خود فکرمی کنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است که دیگران درباره شما دارند...
هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود...
اگر هرروز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید...
صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یک مرتبه نیست...
وقتی شخصی گمان کرد که دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده کند !
کسانی که در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد...
کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند !
بهتر است دوباره سئوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی !!!
آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید...
اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید...
خودتان را به زحمت نیندازید که از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی کنید از خودتان بهتر شوید ...
خداوند به هر پرنده ای دانه ای میدهد، ولی آن را داخل لانه اش نمیاندازد !
درباره درخت، بر اساس میوه اش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش !
انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند که خیال میکند دیگران را فریب داده است !!!
کسی که دوبار از روی یک سنگ بلغزد، شایسته است که هر دو پایش بشکند !!!
هرکه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد ...
کسی که به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است !
اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت !!!
اینکه ما گمان میکنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است که برای خود عذری آورده باشیم ...

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 10:29 | نویسنده : بابی |
محققان ديروز دوشنبه اعلام کردند دانمارک که از دموکراسي، برابري اجتماعي و محيط صلح اميزي برخوردار است، شادترين کشور جهان است.

به گزارش خبرگزاري رويترز از واشنگتن، محققان در همين حال اعلام کردند زيمبابوه که از درگيريهاي سياسي و اجتماعي رنج مي برد، غمگين ترين کشور جهان است و امريکا، ثروتمندترين کشور جهان، شانزدهمين کشور شاد جهان است.

براساس گزارش موسوم به تحقيق ارزشهاي جهاني که با بودجه دولت امريکا و توسط شبکه اي جهاني از محققان علوم اجتماعي بطور مرتب انجام مي شود، در مجموع، کشورهاي جهان در حال شادتر شدن هستند.

در ادامه اين گزارش امده است که ميزان شادي چهل و پنج کشور از پنجاه و دو کشوري که مورد بررسي قرار گرفته اند، از سال هزار و نهصد و هشتاد و يک تا دو هزار و هفت ميلادي افزايش يافته است.

رونالد اينگلهارت محقق علوم سياسي در موسسه تحقيقات اجتماعي دانشگاه ميشيگان که هدايت اين تحقيق را برعهده داشته است، اعلام کرد قويا معتقد هستم که ارتباط قدرتمندي بين صلح و شادي وجود دارد.

انگلهارت در بيانيه صوتي که توسط بنياد ملي علوم ، حامي مالي اين تحقيق، منتشر شده است، مي افزايد ارتباط قدرتمندي نيز بين شادي و دموکراسي وجود دارد و به همين علت دانمارک شادترين کشور جهان در رده بندي ما است.

وي خاطر نشان کرد دانمارک شکوفا و اباد است ولي ثروتمندترين کشور جهان نيست.

پورتوريکو،کلمبيا، ايرلند شمالي، ايسلند، سوئيس، ايرلند، هلند، کانادا و سوئد نيز در اين رده بندي در جايگاه بالايي قرار گرفته اند.

در اين تحقيق که براي نخستين بار در سال هزار و نهصد و هشتاد و يک ميلادي انجام شد، دو پرسش ساده در خصوص ميزان شادي و رضايت افراد پرسيده مي شود.

گروه تحقيق تحت سرپرستي اينگلهارت اعلام کردند اين تحقيق بر روي سيصد و پنجاه هزار نفر انجام شده است.

اينگلهارت در همين حال تصريح کرد مهمترين عامل شادي افراد، ميزان ازادي انها در خصوص حق انتخاب چگونگي زندگي کردن است.



موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 9:59 | نویسنده : بابی |
چه آسان و چه سخت ! :

به آسانی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد
ولی به سختی میشه در قلب او جایی پيدا کرد.


به راحتی میشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد
ولی به سختی ميشه اشتباهات خود را پيدا کرد.


به راحتی ميشه بدون فکر کردن حرف زد
ولی به سختی ميشه زبان را کنترل کرد.


به راحتی ميشه کسی را که دوستش داريم از خود برنجانيم
ولی به سختی ميشه اين رنجش را جبران کنيم.


به راحتی ميشه کسی را بخشيد
ولی به سختی ميشه از کسی تقاضای بخشش کرد.


به راحتی ميشه قانون را تصويب کرد
ولی به سختی ميشه به آنها عمل کرد.


به راحتی ميشه به هدفها فکر کرد
ولی به سختی ميشه برای رسيدن به يك هدف جنگيد.


به راحتی ميشه هر روز از زندگی لذت برد
ولی به سختی ميشه به زندگی ارزش واقعی داد.


به راحتی ميشه به کسی قول داد
ولی به سختی ميشه به آن قول عمل کرد.


به راحتی ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد
ولی به سختی ميشه آنرا نشان داد


به راحتی ميشه اشتباه کرد
ولی به سختی ميشه از آن اشتباه درس گرفت.


به راحتی ميشه گرفت
وی به سختی ميشه بخشش کرد.


به راحتی ميشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد
ولی به سختی ميشه به آن معنا بخشيد.


به راحتي ميشه به همه چيز انتقاد كرد
ولي به سختي ميشه طرحي انتقاد ناپذير اجرا كرد
و در آخر:
به راحتی ميشه اين متن را خوند
ولی به سختی ميشه به آن عمل کرد

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 8:48 | نویسنده : بابی |
اعتقادات تبتی ها به شناخت درون بسیار جالبه تا جایی که اگر کسی زمان تولد خود را به دقت و ساعت و دقیقه وثانیه بدونه، تسلسل روح وی را در کالبدهای گذشته و آینده تشخیص خواهند داد.


این آزمون، یکی از آزمونهایدالایی لاما، از کاهنان برجسته اونهاست. برای این آزمون زمان بذارید و مطمئنا ازش لذت خواهید برد. دالایی لاماتوصیه می کنه که اونو بخونید چرا که براتون مفیده.

فقط ۴ سوال در پیش رو دارید

پاسخها روشنگر خواهند بود. صادق باشید و پاسخها را قبل از جواب دادننبینید. ذهن همانند چتر می ماند یعنی زمانی خوب کار می کند که کاملا بازشود. تقلب نکنید.

حتما دقت کنید

*

قبل از آغاز آزمون یک آرزو کنید.
*

به ترتیب به سوالها پاسخ دهید.
*

فقط جهار سوال پرسیده می شود و اگر قبل از پاسخ، جوابها را ببینید، آزمون شما را بخوبی هدایت نخواهد کرد.
* پس یکقلموکاغدآماده کنید. در انتها به پاسخهای داده شده نیاز دارید. این یه پرسشنامهصادقانه است که به شما درباره واقعیت درونتان چیزهایی خواهد گفت.

به هر سوال فقط یک پاسخ بدید. اولین چیزی که به ذهنتان خطور می کند معمولابهتریناست.به یاد داشته باشید که هیچ کس غیر از خودتان نباید پاسخهایتان و نتایج را ببینید.

خب، پرحرفی بسه دیگه. بریم سراغ آزمون ۴ سوالی:

سوال اول : حیوانات زیر را بترتیب دلخواه مرتب کنید :

گاو، پلنگ، گوسفند، اسب، خوک

سوال دوم : در مورد هر کدام از این کلمات، کلمه ای بنویسید که اونها رو توصیف کنه :

سگ، گربه، موش، قهوه، دریا

سوال سوم : درباره کسی فکر کنید که اونو می شناسید و براتون مهمه و می تونید اونو به رنگی اختصاص بدید. پاسخ خودتونو دوبار تکرار نکنید:

زرد، نارنجی، قرمز، سفید، سبز/

سوال چهارم : یک عدد بنویسید. روز هفته مورد علاقه خودتونو بنویسید.

مطمئن هستید که جوابها رو درست دادین؟ یه بار دیگه سوال و جوابهاتون رو مرور کنید. و قبل از خوندن جوابها، آرزوی خودتونو تکرار کنید.

—————————————� �� ��——————-

و اما پاسخها

*

سوال اول:

1.
گاو، پیشرو است 2. پلنگ، غرور و افتخار است. 3. گوسفند عشق است. 4. اسب، خانواده است. 5. خوک، پول است. سوال دوم :

1.
توصیف شما از سگ، شخصیت شماست. 2. توصیف شما از گربه، توصیف شریک شماست. 3. موش توصیف دشمن شماست. 4. قهوه نگاه شما به میل جنسی است. 5. دریا، زندگی شخصی شما رو توصیف می کنه. سوال سوم :

1.
زرد: کسی که هرگز فراموشش نمی کنید. 2. نارنجی، کسی که شما او را دوست واقعی می دونید. 3. قرمز: کسی که شما اونو واقعا دوست دارید. 4. سفید: روح دوم شما. 5. سبز: کسی که در لحظات حساس زندگی اونو به خاطر خواهید داشت. سوال چهارم:

۰ تا ۴ : زندگی شما بتدریج و آرامی رشد خواهد کرد.

۵ تا ۹ : زندگی شما برابر علاقه شما رشد خواهد کرد.

۱۰ تا ۱۴ : شما تا ۳ هفته دیگه، ۵ واقعه غیر منتظره خواهید داشت.

۱۵ به بالا : زندگی شما با سرعت بسیاری رشد خواهد کرد و آرزوی شما محقق خواهد شد.

باید به تعداد عددی که آرزو کردید، این پیام رو برای افراد دیگه برسونید. آرزوی شما در پایان روزی که دوست داشتید برآورده خواهد شد.

این، اون چیزیه که دالایی لاما می گفت «هزاران سال در لحظه ای». برای رسیدن به مفهوم این جمله، بخوان و بیندیش.

تبتی ها عقیده دارند که این پیام را نباید به دور انداخت. اونها عقیده دارن فرشته عجایب به ناممانترااز دارنده این پیام پس از ۹۶ ساعت بیرون خواهد آمد و یک موقعیت شگفت انگیزخواهید داشت. اونها به راستگویی دالایی لاما اعتقاد دارند و اگر کسی بهاین موضوع اعتقاد نداره، کافیه این پیام رو به ۵ نفر بده تا درستی اینو درک کنن. چرا که براش یه اتفاق جالب و شگفت انگیز رخ خواهد داد.

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 8:30 | نویسنده : بابی |
پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.
سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.
خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.
ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.
بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.
پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.
سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.
روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.
ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.
تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.
محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.
سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.
سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.
شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.
لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.
حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.
ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.
سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.
اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.
بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.
دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.
زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.
زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.
ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟
موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.
آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.
عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.
دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.
سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.
مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.
صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.
بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.
ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.
قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"آست... راز زیبائی در آن نهفته است.
تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.
رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.
تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.
محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.
.... و هدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن.

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 7:43 | نویسنده : بابی |
این سایت تاریخ مرگتون رو بهتون میگه! (لطفا همگی شرکت کنید!)

--------------------------------------------------------------------------------

من سایت رو معرفی میکنم.برین تو سایت و به سوالاتش جواب بدید و در نهایت دکمه ی Calculate رو کلیک کنید.دقیقا مثل زمانی که فرم ساخت ایمیل رو پر میکنید.

اینجا
http://www.findyourfate.com/deathmeter/deathmtr.html

سوالات هم اینهاست:



Gender
جنسیت



Date of Birth
تاریخ تولد_حتما دقیق بنویسید



Place of birth / life spent more than 75%
قاره ای که بیش از 75% عمرتان رو اونجا گذراندید.



What is your Tobacco exposure?
مصرف تنباکو شما چطور است؟



How often do you consume alcohol?
هرچند وقت مشروبات الکلی مصرف میکنید؟



Do you engage in unprotected *** with different partners?
ایا رابطه جنسی بدون محافظ با شریکهای مختلفی دارید؟



Do you share needles during drug usage?
آیا سوزن(منظور سوزن سرنگ است)را برای استفاده مواد مخدر به صورت مشترک با کس دیگری استفاده میکنید؟



How often do you Brush/Floss your Teeth?
هرچند وقت دندانهایتان را مسواک میزنید؟



How much time do you spend in the Sun?
چه مقدار زیر نور خورشید میگذرانید؟



How often do you Exercise?
هرچند وقت ورزش میکنید؟



Are you over your Physicians' Recommended Weight?
آیا وزنتان از مقدار درست بیشتر است؟



Did you undergo any major Medical treatment/ Surgery in the last one year ?
آیا عمل جراحی داشتید در سال گذشته؟



How often do you eat Processed Meat?
هرچند وقت فرافورده گوشتی مصرف میکنید؟



How often do you use Butter and Cream?
هرچند وقت روغن و کره مصرف میکنید؟



When you eat Fish, Poultry and Meat, how is it cooked?
هروقت شما ماهی ,مرغ و گوشت میل میکنید ,آنها چگونه پخته شده اند؟



What percentage of your Diet is Non-vegetarian food?
چند درصد رژیم غذایی شما غیر گیاهی است؟



How much Coffee do you drink a day?
روزی چه مقدار قهوه مینوشید؟



Do you take Aspirin once a day?
ایا یکبار در روز آسپرین مصرف مکنید؟



How often do you eat Fruits and Vegetables?
هر چند وقت سبزی و میوه میخورید؟



Do you take a Multi-Vitamin once a day?
ایا روزی یکمرتبه مولتی ویتامین مصرف میکنید؟



Are you exposed to Air Pollution?
ایا در معرض الودگی هوا هستید؟



Are you in a High risk area for Radon Exposure?
ایا در معرض پرتوهای رادیو اکتیو هستید؟



Does Diabetes run in your immediate family?
ایا در خانواده تان دیابت دارید؟



If deceased, how long did your Grandparents live?
اگر مرده اند,عمر پدر بزرگ و مادر بزرگتان چقدر طول کشیده؟



Do you visit your family on a regular basis?
ایا شما خانواده تان را به طور مرتب میبینید؟



How often do you find yourself stressed ?
هر چند وقت شما خودتان را در معرض استرس میبینید؟



Who you are?
شما کی هستید؟
-----------------------------------------------------------------------------
معنی جواب ها هم انهاست:
never هرگز
rarely به ندرت
very rarely خیلی به ندرت
often گاهی اوقات
very often غالبا
some times بعضی وقتها
until Intoxicated تا وقتی مست بشم.
i say no to drug من مواد مخدر مصرف نمیکنم
twice a day دوبار در روز
Moderate Amounts میزان متعادل
Quite a lot واقعا زیاد
under Weight زیر وزن
over Weight بالاتر از وزن
Well Done خوب درست شده
medium rare نیم پخته
َ above بالاتر
still alive هنوزدر قید حیات بودن
Pessimistic بدبین
Sadistic سادیسمی
Optimistic خوشبین
-----------------------------------------------------------------------------

دوستان حتما فرم مربوطه رو درست پر کنند


بیاین تونظراتتون بگین چندسال عمرمیکنید

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 7:24 | نویسنده : بابی |
چیزهای کوچک، مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه قبل از رها کردن دست، با نوک انگشت‌هاش به دست‌هایت یک فشار کوچک می‌دهد ..... چیزی شبیه یک بوسه.

مثلا راننده تاکسی‌ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می‌گوید: روز خوبی داشته باشی دخترم
.

آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می‌شوی، دستپاچه رو بر نمی‌گردانند، لبخند می‌زنند و هنوز نگاهت می‌کنند
.

آدم‌هایی که حواسشان به بچه‌های خسته توی مترو هست، بهشان جا می‌دهند، گاهی بغلشان می‌کنند
.

آدم هایی که هر دستی جلویشان دراز شد به تراکت دادن، دست را رد نمی‌کنند. هر چه باشد با لبخند می‌گیرند و یادشان نمی‌رود همیشه چند متر جلوتر سطلی هست، سطل هم نبود کاغذ را می‌شود تا کرد و گذاشت توی کیف
.

دوست‌هایی که بدون مناسبت کادو می‌خرند، مثلا می‌گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتر یادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی
.

آدم‌هایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه می‌خرند و با گل می‌روند خانه
.

آدم‌های "اس‌ام‌اس"‌های آخر شب، که یادشان نمی‌رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم‌های "اس‌ام‌اس"های پر مهر بی‌بهانه، حتی اگر با آنها بد خلقی و بی‌حوصلگی کرده باشی
.

آدم‌هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می‌زنند که مثلا تو را می‌خوانم و بعد هر یادداشت غمگین خط‌هایی می‌نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی‌آوردند
.

آدم‌هایی که حواس‌شان به گربه‌ها هست، به پرنده‌ها هست
.

آدم هایی که زیبایی درون تو رو میبینن ، وقتی اولین بار باهاشون هم صحبت میشی ، انگار چندین سال دوست صمیمی بودین


آدم‌هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را به لبخند تعارف می‌کنند که غریبگی نکنی.

آدم‌هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی‌کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می‌زنند و روی جدول لی‌لی می‌کنند
.
همین آدم‌ها، چیزهای کوچکی هستند که دنیا را جای بهتری می‌کنند برای زندگی کردن.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : یکشنبه پنجم شهریور 1391 | 21:35 | نویسنده : بابی |
حتماً آدم‌ هاي بسيار باهوش و توانمندي را مي‌شناسيد که هيچ کار مفيدي انجام نمِي‌دهند. آنها ساعت ‌هاي طولاني کار مي‌کنند، به خودشان استرس وارد مي‌کنند اما هيچ پيشرفت خوبي نمي‌کنند.
همه ما در طول زندگي عادت ‌هاي غير مفيدي پيدا مي‌کنيم که ما را از رسيدن به هدف اصلي زندگيمان دور مي‌کند. و معمولاً در اين دنيا که با سرعت شگرفي پيش مي‌رود، حتي متوجه نمي‌شويم که همان اشتباهات را دوباره و دوباره مرتکب مي‌شويم. براي اينکه زندگي متوازن و مفيد داشته باشيد بايد طولاني مدت در کاري که راضيتان مي‌کند تلاش نموده و از اشتباهاتي که در زير عنوان مي‌گردد دوري کنيد
.
اين ۸ اشتباه انسان‌هاي باهوش است و نشانتان مي‌دهيم که چطور از اين اشتباهات در امان بمانيد
:
1-
آنها مشغول بودن را با مفيد بودن اشتباه مي‌گيرند
.
سرعتتان را کندتر کنِيد و اين را به ياد بياوريد: بيشتر چِيزها هِيچ اهمت خاصِي ندارند. مشغول بودن معمولاً ِيک شکل تنبلِي ذهنِي است . تنبل فکر کردن و با تنبلِي عمل کردن. بخاطر همِين است که مي‌گويند عاقلانه ‌تر کار کنيد نه سخت‌تر
.
فقط کافي است که يک نگاه به اطرافتان بيندازيد. آنها که از همه مشغول‌ ترند بازده کمتري دارند
.
افراد پرمشغله هميشه وقت کم مي‌آورند. هميشه در تلاش براي رسيدن به سر کار، کنفرانس، ميتينگ، جلسات کاري و از اين قبيل هستند. معمولاً کم پيش مي‌آيد که وقت کافي براي خانواده و دور هم بودن داشته باشند، حتي براي خوابيدن هم وقت ندارند
.
برنامه پرمشغله‌ شان باعث مي‌شود احساس مهم بودن کنند اما اين فقط يک توهم است
.
راه‌حل:سرعتتان را کم‌تر کنيد. نفس بکشيد. تعهداتتان را مرور کنيد. کارهاي مهم رااول برنامه بياوريد. هر زمان فقط يک کار را انجام دهيد. از همين حالا شروع کنيد. هر دو ساعت يکبار يک وقفه کوتاه براي استراحت داشته باشيد. بعد تکرار کنيد
.
2-
وقتشان را صرف دنبال کردن يک دستاورد ساختگي مي‌کنند
.
رشد شخصي مسئله ‌اي سالم است. رشد شخصي يک دستاورد است. اما تا زمانيکه واقعي باشد. مشکل اينجاست که فشار براي رشد کردن به همراه خود، انگيزه براي راحت‌تر کردن آن رشد مي‌آورد. يا اگر بخواهيم دقيق‌تر بگوييم، براي ساده ‌تر به نظر رسيدن رشد
.
بازي‌هاي رشد که دستاوردهاي ساختگي دارند را در اينترنت بارها مي‌بينيد. خيلي از آنها حاوي محصولات و خدماتي هستند که توسط اسامي معروفي مثل Facebook و Twitter فراهم مي‌شوند. هرکدام يک زيربناي رواني دارند که از يک بازي رشد پر از دستاوردهاي ساختگي حمايت مي‌کنند—جمع ‌آوري امتيازهايي که به فايده موردنظر آن محصول يا خدمات نزديک باشد
.
در Facebook ليست دوستان و در Twitter دنبال‌کنندگان آن
.
بله، هرکدام از آنها اگر به تعادل و باهدف استفاده شوند، يک هدف منطقي به دنبال دارد. اما بيشتر افراد اينقدر خود را درگير سيستم امتيازهاي آن بازي مي‌کنند که آن دليل اصلي و قانوني که بخاطر آن شروع به استفاده از آن محصول يا خدمات کردند را به کلي فراموش مي‌کنند
.
اگر اين بازي را فقط براي سرگرمي انجام مي‌دهيد، و از آن آگاهيد، عالي است و هيچ اشکالي ندارد. اما اگر هدفتان به دست آوردن دوستان بيشتر و بيشتر و بالا بردن تعداد دوستان و دنباله‌ روهايتان فقط براي دست يافتن به آن است، دستاوردهايتان کاملاً ساختگي است
.
به همين دليل خيلي مهم است که ذهنتان را روي کاري که مي‌کنيد و دليل انجام آن تمرکز دهيد
.
راه‌‌حل: از خودتان بپرسيد: آيا اين فعاليت يک تغيير مثبت و محسوس در زندگي من يا فردي ديگر ايجاد مي‌کند؟ آيا لازمه يک هدف واقعي است؟ آيا به نظرم اشکالي ندارد که اينکار را فقط به خاطر اينکه از انجام آن لذت مي‌برم انجام مي‌دهم، فارغ از اينکه فکر کنم براي خودم يا ديگري فايده دارد يا نه؟

3-
ياد مي‌گيرند يک کار را چطور انجام دهند اما هيچوقت انجامش نمي‌دهند.
متاسفانه تعداد کمي از آدم‌ها طوري زندگي مي‌کنند که به آن موفقيتي که هميشه در روياهايشان بوده دست پيدا کنند. و اين يک دليل ساده دارد
:
هيچوقت وارد عمل نمي‌شوند
!
علم‌آموزي به اين معنا نيست که رشد مي‌کنيد. رشد زماني اتفاق مي‌افتد که چيزهايي که مي‌دانيد زندگيتان را تغيير دهند. بيشتر آدم‌ها در سردرگمي کاملند. درواقع آنها زندگي نمي‌کنند. فقط روزها را مي‌گذرانند و هيچوقت کاري که لازم است را انجام نمي‌دهند—يعني دنبال کردن آرزوهايشان
.
مهم نيست که نابغه باشيد يا دکتراي فيزيک کوانتوم داشته باشيد، اگر عمل نکنيد نمي‌توانيد کوچکترين تغييري در زندگيتان ايجاد کنيد. بين دانستن خالي و دانستن و عمل کردن تفاوت زيادي وجود دارد. دانش و هوش بدون عمل هر دو بي‌ ارزش هستند. به همين سادگي
!
راه‌حل:موفقيت در تصميم به زندگي کردن—جذب خودتان در فرايند دنبال کردن اهدافتان— نهفته است. پس تصميم بگيريد و وارد عمل شويد
.
4-
براي بررسي پيشرفتشان معيار سنجش درستي ندارند
.
نمي‌توانيد چيزي که به درستي آنرا نسنجيده ‌ايد را کنترل کنيد و چيزي که مي‌سنجيد آينده شما را تعيين مي‌کند. اگر چيزهاي درستي را بررسي نکنيد نسبت به فرصت‌هايي که برايتان پديدار مي‌شود کور مي‌شويد
.
تصور کنيد که در کار تجاري کوچکي که انجام مي‌دهيد، مقرر کنيد که ميزان مدادها و گيره هاي کاغذ که مصرف کرديد را حساب کنيد. آيا اين منطقي است؟ خير! چون مدادها و گيره‌ هاي کاغذ معيار خوبي از چيزهاي مهم براي يک تجارت نيستند. مدادها و گيره‌هاي کاغذ هيچ تاثيري در درآمد، رضايت مشتري، رشد بازار و از اين قبيل نيستند
.
اجازه بدهيد بعنوان يک مثال عيني از فروشگاه اينترنتي اسم ببريم. بيشتر صاحبين اين سايتها که از آن راه زندگي خود را مي‌گذرانند، تعداد مشترکين RSS خود را اولين معيار موفقيت سايتشان قلمداد کرده و به دقت آن را بررسي مي‌کنند اما نمي‌دانند که تعداد مشترکين RSS يک معيار حياتي نيست زيرا بيشتر اين مشترکين درصد فعاليت بسيار پاييني در سايت ميزبان و توليد کننده درآمد آن دارند
.
اينکه چه چيز را بسنجيد آينده شما را پيشبيني مي‌کند. بايد چيزهايي را بسنجيد که مستقيماً به هدف اوليه شما مرتبط باشد
.
راه‌حل:رويکرد مناسب اين است که بفهميد هدف اصليتان چيست و بعد چيزهايي که مستقيماً در رسيدن به آن هدف دخيل هستند را بسنجيد. درمورد مثال سايت تجاري، هدف بايد “اخذ درآمد از طريق سايت” باشد. و چيزهاي کمي که ارزش بررسي را دارند تعداد کليک‌هايي است که روي تبليغات، نرخ‌هاي تبديل مرتبط، نرخ‌هاي تبديل محصولات داخل و فيدبک مشتري/خواننده و از اين قبيل مي‌باشد
.
توصيه ما اين است که براي تعيين هدف اصليتان وقت بگذاريد، بعد مهمترين موارد براي بررسي کردن را تعيين کرده و بعد بلافاصله شروع به بررسي کنيد. به طور هفتگي اعداد را يادداشت کرده و از آن اطلاعات براي ايجاد يک نمودار روند رشد هفتگي يا ماهانه استفاده کنيد تا پيشرفتتان را ارزيابي کنيد. بعد عملکردهايتان را بنا به پيشرفت بيشتر توسعه دهيد
.
5-
درگير ايدآل‌سازي همه چيز مي‌شوند
.
خيلي از ما ايدآل‌گرا هستيم. معيارهاي بالايي براي خودمان در نظر مي‌گيريم و بيشترين تلاشمان را مي‌کنيم. زمان و توجه زيادي را صرف کار/علاقه‌ مان مي‌کنيم تا استانداردهاي شخصيمان را بالا نگه داريم. عشق ما به بهترين‌ها باعث مي‌شود دست به تلاش‌هاي بيشتر بزنيم، هيچ ‌وقت دست از کار نکشيم و هيچ وقت از پا ننشينيم. و اين اختصاص دادن کامل خود به ايدآل‌ها به ما کمک مي‌کند به نتيجه دلخواهمان برسيم. البته تازمانيکه اين روش ما را اسير خود نکند
.
اما وقتي اسير ايدآل‌گرايي شديم چه اتفاقي مي‌افتد؟

وقتي نتوانيم به استانداردهايي که براي خودمان تعيين کرده‌ايم برسيم، نااميد و دلسرد مي‌شويم و نمي‌توانيم با چالش هاي جديد روبه‌رو شويم و يا حتي کاري که شروع‌ کرده‌ايم را تمام کنيد. اصرار ما براي رساندن همه چيز به منتهاي درجه عالي بودن باعث تاخيرهاي زياد در کارها، استرش شديد و نتيجه نامطلوب مي‌شود.
ايدآل‌گراهاي واقعي کارها را سخت شروع مي‌کنند و براي اتمام آنها هم بسيار سختي مي‌کشند
.
راه‌حل:دنياي واقعي هيچ پاداشي به ايدآل‌گراها نمي‌دهد. دنيا به کساني پاداش مي‌دهد که کارها را انجام مي‌دهند. و تنها راه براي انجام کارها اين است که ۹۹% مواقع ايدآل انجام ندهيم. فقط با سالها تمرين و غيرايدآل انجام دادن کارهاست که مي‌توانيم به بارقه‌هايي از ايدآل دست پيدا کنيم. پس تصميم بگيريد. وارد عمل شويد. از نتيجه کار درس بگيريد. و اين روش را بارها و بارها انجام دهيد. اين بهترين راه براي دست يافتن به ايدآل‌هاست
.
6-
قبل از اينکه براي يک فرصت وارد عمل شوند صبر مي‌کنند تا ۱۰۰% براي آن آماده گردند
.
اين مورد تا حدودي به مورد بالا مرتبط است اما نکاتي دارد که بايد جداگانه درمورد آن بحث شود
.
يکي از مهمترين چيزهايي که مي‌بينيم افراد باهوش را عقب مي‌اندازد بي‌ميلي خودشان براي قبول کردن فرصت‌ها فقط به اين دليل است که تصور مي‌کنند براي آن آمادگي ندارند. به عبارت ديگر، تصور مي‌کنند که به دانش، مهارت و تجربه بيشتري نياز دارند تا بتوانند براي آن فرصت اقدام کنند. متاسفانه، اين طرز فکر جلوي پيشرفت را مي‌گيرد
.
واقعيت اين است که وقتي موقعيت و فرصتي پيش مي‌آيد هيچکس هيچوقت ۱۰۰% آماده نيست. چون بيشتر فرصت‌هاي زندگي ما را مجبور مي‌کند از نظر احساسي و عقلي رشد کنيم. اين فرصت‌ها باعث مي‌شود از منطقه امنمان پا را فراتر بگذاريم و اين يعني اول کار احساس راحتي چنداني نخواهيم داشت. و وقتي احساس راحتي نکنيم، احساس آمادگي هم نمي‌کنيم
.
راه‌ حل:يادتان باشد که فرصت‌هاي استثنايي براي رشد و پيشرفت فردي بارها و بارها در طول زندگي اتفاق مي‌افتد. اگر مي‌خواهيد در زندگيتان تغيير مثبت ايجاد کنيد، بايد از اين موقعيت‌ها استفاده کنيد، حتي اگر ۱۰۰% احساس آمادگي براي آن نکنيد
.
7-
خود را با انتخاب‌هاي زياد اشباع مي‌کنند
.
اينجا در قرن ۲۱ که اطلاعات با سرعت نور حرکت مي‌کند و فرصت‌هاي تغيير و پبشرفت به‌نظر بي‌ انتها مي‌رسد، براي انتخاب روند زندگي و کار با موقعيت‌هاي مختلفي روبه‌رو هستيم. اما متاسفانه، زياد بودن گزينه‌هاي انتخاب معمولاً موجب بي‌تصميمي، سردرگمي و بي‌حرکتي مي‌شود
.
تحقيقات مختلفي درمورد کار و بازاريابي نشان داده است که وقتي مشتري با انتخاب ‌هاي مختلفي از محصولات روبه‌رو باشد، خريد کمتري مي‌کند. مطمئناً انتخاب از بين سه گزينه بسيار راحت‌تر از بين سيصد گزينه است. اگر تصميم براي خريد کردن سخت باشد، بيشتر افراد خسته شده و دست از خريد مي‌‌کشند
.
به همین ترتیب اگر شما هم خودتان را درمعرض تعداد گزینه‌ های انتخاب زیادی قرار دهید، ذهن ناخودآگاهتان خسته می‌شود
.
راه‌حل:اگر یک خط تولید را می‌فروشید، سعی کنید ساده باشد. و اگر سعی دارید درمورد چیزی در زندگیتان تصمیم بگیرید، وقتتان را صرف ارزیابی آخرین جزئیات هر انتخاب نکنید. چیزی را انتخاب کنید که فکر می‌کنید برایتان مناسب است و آن را امتحان کنید. اگر موثر نبود، چیز دیگری را انتخاب کنید و پیش بروید
.
8-
در زندگی خود تعادل ندارند
.
اگر از آدم‌ها بخواهید آنچه که از زندگی می‌خواهند را برایتان خلاصه کنند، آن را در کلماتی مثل “عشق”، “موفقیت”، “خانواده”، “شناخت”، “آرامش”، “خوشبختی” و امثال آن خلاصه می‌کنند. اما همه اینها چیزهایی کاملاً متفاوت هستند و بیشتر آدم‌ها همه آن را در زندگیشان می‌خواهند. متاسفانه، تعداد زیادی از آدم‌ها برای رسیدن به این اهداف زندگیشان را درست متعادل نمی‌کنند
.
کسی را می‌شناسم که سال گذشته یکصد میلیون تومان از تجارت خود درآمد کسب کرد اما وقتی با من دردودل می‌کرد می‌گفت که افسرده است. وقتی از او دلیلش را پرسیدم گفت چون تنها و خسته است و وقت کافی برای خودش اختصاص نداده است
.
یک نفر دیگر را هم می‌شناسم که همیشه و تقریباً همه روز را در ساحل مشغول موج ‌سواری است. او از آندسته آدم‌های مثبت‌اندیش بسیار شاد است که همیشه نیشش تا بناگوشش باز است. اما در یک وَن می‌خوابد و واقعاً محتاج نان شبش است. نمی‌توانم با اینکه این مرد همیشه شاد به نظر می‌رسد داستان زندگیش را یک زندگی موفق بدانم
.
اینها دو سبک ‌زندگی تقریباً نامتعادل هستند. میلیون‌ها زندگی دیگر هم مثل اینها وجود دارد
.
راه‌حل:وقتی زندگی کاریتان (یا زندگی اجتماعیتان، خانوادگیتان و از این قبیل) پرمشغله باشد و همه انرژیتان در آن نقطه متمرکز شده باشد، خیلی راحت تعادل زندگیتان برهم می‌خورد. بااینکه انگیزه اهمیت زیادی دارد اما اگر می‌خواهید کارها درست انجام شود، باید ابعاد مختلف زندگیتان را متعادل کنید. اینکه یک بُعد زندگی را فراموش کرده و بیشتر وقتتان را صرف یک بُعد زندگی کنید، فقط برایتان خستگی و استرس به همراه خواهد داشت
.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : یکشنبه پنجم شهریور 1391 | 21:19 | نویسنده : بابی |
ویژگی اول: یک مرد واقعی محکم

یک مرد واقعی بخاطر هر چیزی گریه نمی کند، زاری نمی کند،شکایت از چیزی نمی کند، تمارض نمیکند، و لازم نیست هر بار که عطسه کرد به پزشکمراجعه کند. یک مرد واقعی تصمیم می گیرد و با عواقب و نتایج این تصمیمات روزگار میگذراند. یک مرد واقعی مسئولیت اعمال و حرف های خود را بر عهده می گیرد. یک مردواقعی، محکم و استوار است. و با سختی های زندگی مقابله می کند. یک مرد واقعی خشن وسرسخت است و از خود احساسات نشان نمی دهد. یک مرد واقعی ستون فقرات خانواده است ونمی تواند از خود ضعف نشان دهد. اگر از عنکبوت می ترسید، مسلماً یک مرد واقعی نیستید.


ویژگی دوم: یک مرد واقعی متمرکز است

یک مرد واقعی تفاوت بین مهم بودن چیزی و مهم نبودن آن را میفهمد. یک مرد واقعی وقت خود را صرف کارهای بیهوده ای که هیچ عایدی برای او ندارند،نمی کند. مطمئناً کارهای زیادی برای تفریح و سرگرمی وجود دارد، اما او باید برایانجام این کارها هم دلیل داشته باشد. یک مرد واقعی خود را روی قدرت، پول و خانوادهاش متمرکز میکند. هیچگاه خود را روی سکس متمرکز نمی کند. سکس در نتیجه ی داشتنقدرت، پول و خانواده، خود به خود به سراغش می آید.

ویژگی سوم: یک مرد واقعی، اهمیت خانواده را درک می کند

یک مرد واقعی خانواده اش را قدرتمند نگاه می دارد و به تاریخچهی خانوادگی خود اهمیت زیادی می دهد. یک مرد واقعی می داند که فرزندانش هدیه ای ازجانب خداوند هستند و باید با آنها به خوبی رفتار کند، هرچند هر از گاهی باید برایآنها قوانین و مقرراتی تعیین کند.


ویژگی چهارم: یک مرد واقعی غیبت نمی کند

یک مرد واقعی دهانش را می بندد و اطلاعاتش را درمورد دیگرانپیش خود نگاه میدارد. یک مرد واقعی در بحث های هیچ و پوچ شرکت نمی کند و درمورد چیزهاییکه از آن اطلاع ندارد و مطمئن نیست حرف نمی زند.


ویژگی پنجم: یک مرد واقعی همیشه سر حرفش هست

هر وقت قولی بدهد، آن را عمل می کند. و اگر بداند که ازعهده ی انجام قولی بر نمی آید، هیچوقت حرفش را نمی زند. یک مرد واقعی مردن را بهشکستن عهدش ترجیح می دهد. او می داند که حرفش نیز باید به قدرت عملش باشد.


ویژگی ششم: یک مرد واقعی تلاش می کند تا الگو باشد

یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکهمورد بی احترامی قرار گیرد. او الگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوصفرزندانش است. من هیچوقت کارهایم را به خانه نمی آورم، به همین دلیل فرزندانم منرا فقط به عنوان یک پدر میشناسند. شما نیز باید همین کار را بکنید. یک مرد واقعی هیچگاهاجازه نمی دهد که فرزندانش پی به ضعف های او ببرند.


ویژگی هفتم: یک مرد واقعی پول مورد نیازش را خود به دستمی آورد

یک مرد واقعی در انتظار صدقات و نیکوکاری های دیگران نمی نشیند.و پول پدرش نیز برای او کفایت نمی کند. او خود در جستجوی روزی خود بر می آید و اگراز پدرانش به او ارثیه ای برسد، به جای هدر دادن آن، ده برابرش می کند.

ویژگی هشتم: یک مرد واقعی زن نما نیست

یک مرد واقعی در گوشهایش گوشواره نمی اندازد و موهایش رابلند نمی کند. روی سینه و شکمش را نمی تراشد. او می داند که به استثنای آرایشگرش،سایر ملزومات و نیازهای بهداشتی او باید توسط یک زن انجام گیرد. یک مرد واقعی بایدحداقل سه دست کت و شلوار در کمد داشته باشد و حداقل سه بار در هفته باید کت وشلوار بپوشد. یک مرد واقعی می داند که چطور باید شیک باشد.

http://www.mardoman.net


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : یکشنبه پنجم شهریور 1391 | 14:11 | نویسنده : بابی |


تا حال خیلی درمورد باورها و اعتقادات و اینکه چطور می‌توانید برای داشتن زندگی بهتر آنها را تغییر دهید حرف زده‌ایم. باورها و اعتقادات خاصی هستند که افراد زیادی را اسیر خود کرده‌اند و امروز می‌خواهیم آن باورها را بررسی کنیم.


اعتقادات ما در قدم اول از والدین، معلمین، همسالان، تلویزیون و رسانه‌ها نشات می‌گیرد. وقتی سنمان کم است فکر می‌کنیم بزرگترهایمان بیشتر از ما می‌دانند به همین خاطر به هرچه که می‌گویند اعتماد می‌کنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می‌رود، دیگر خودمان اعتقادات و باورهایمان نسبت به دنیا را شکل می‌دهیم. اما کمی از ته‌نشین اعتقادات دوران کودکی در ما می‌ماند. گاهی‌اوقات بدون اینکه خودمان خبر داشته باشیم درونمان لانه می‌سازند.

در زیر به برخی از این باورها و اعتقادات اشاره می‌کنیم. آیا این اعتقادات را در خودتان می‌بینید و اگر دیدید سعی کنید آنها را تغییر دهید.

1. اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی!


این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که می‌خواهیم وارد بزرگسالی شویم، شکل می‌گیرد. تشویقمان می‌کنند که به هر قیمتی که شده موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش می‌آید، دوباره تلاش می‌کنم، اینقدر آن را امتحان می‌کنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکست‌خورده هستید، یعنی همه آدم‌های دنیا شکست‌خورده هستند. اجازه ندهید چنین باوری شما را از زندگی عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید.

2. تا وقتی خراب نشده، چرا باید عوضش کنیم؟

منظورم عوض کردن به منظور عوض کردن نیست. درمورد ارتقاء وسایل، فرایندها و ... صحبت می‌کنم. برای حرکت کردن با سرعت زندگی ما نیاز به تغییر داریم و خیلی وقت‌ها با کسانی برخورد می‌کنید که مخالف تغییر هستند. تا می‌توانید از چنین افرادی دوری کنید. اگر می‌بینید چیزی را می‌توانید ارتقاء دهید، معطل نکنید.

3. به اندازه کافی برای اینکار استعداد نداری!

هیچ‌کس در دنیا تا زمانیکه کاری را شروع نکرده، مهارت کافی برای آن را ندارد. اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید فقط کافی است که شروع کنید. از اینکه ممکن است در برای تحصیل در رشته حسابداری نتوانید وارد دانشگاه شوید استرس به خودتان راه ندهید، فقط کافی است شروع کرده و تلاش کنید تا به آن دست پیدا کنید. اینترنت خیلی بیشتر از آنچه که در دانشگاه یا مدرسه به شما یاد می‌دهند اطلاعات دارد پس فقط کافی است که دنبالش باشید.

4. برای امتحان کردن یک کار تازه دیگر پیر شده‌ای!

متوسط امید به زندگی در کشورهای پیشرفته، برای مردها 75 و برای زنان 79 سال است. مطمئن باشید این عدد تغییر خواهد کرد و خیلی زود این سن به 100 سال خواهد رسید. این یعنی ما هیچوقت برای شروع کردن یک کار جدید پیر نیستیم. امتحان کردن یک کار تازه بهترین راه برای فعال نگه داشتن مغز و بالا بردن انگیزه برای زندگی است. مردم ما انتطار دارند تا 75 سالگی عمر کنند، و فکر می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ تا همین سن بیشتر عمر نمی‌کنیم! اگر انتظار داشته باشیم که تا 100 سالگی زنده بمانیم، مطمئناً تغییرات بیشتری در زندگیمان ایجاد می‌کنیم و کمتر خودمان را منحصر به زمان می‌کنیم. امتحان کنید.

5. دیگران شما را کنترل میکنند.

این شما هستید که خود را کنترل می‌کنید نه هیچ چیز دیگری. هیچکس در این دنیا شما را کنترل نمی‌کند، این شما هستید که نیروی درونتان را کنترل می‌کنید. شما برای زندگی به هیچکس و هیچ‌چیز جز خدا نیاز ندارید، پس زندگیتان را کنید و سرنوشتتان خود رقم بزنید.

6. شما به حساب نمی‌آیید.


این واقعیت که زنده‌اید نشان می‌دهد که فرد خاصی هستید. اگر می‌خواهید فردی خاص و خارق‌العاده باشید، باید تلاش کنید. تک‌تک ما استعداد خاصی داریم که از آن بی‌خبریم و هنوز کشفش نکرده‌ایم. برای اینکه ببینید واقعاً به چه چیز علاقه‌مندید، همه چیز را امتحان کنید. من واقعاً به تغییر اعتقاد دارم. مجبور نیستید همه عمرتان یک کار را انجام دهید. سبک زندگیتان را بارها و بارها تغییر دهید تا راهی را پیدا کنید که دوست دارید.

7. دنیا به دور تو نمی‌چرخد!

کل دنیا فقط درمورد شماست. هر فرد در این سیاره دنیای جداگانه‌ای دارد که در دستان خودش است. طوری‌که شما دنیا را می‌بینید با طوری‌که من می‌بینم متفاوت است و نگرش من هم با یک نفر دیگر متفاوت است. پس دنیا مربوط به شماست. حالا بگویید برای تغییر دنیا چه می‌خواهید بکنید؟

8. هیچ‌کس تو را باور ندارد.

من تور را باور دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ‌کس ارزشی ندارد. سعی کنید خودتان را باور کنید و نیازی نداشته باشید که کسی دیگر باورتان کند. به محض اینکه خودتان، خودتان را باور کردید، بقیه هم باورتان خواهند کرد اما شما به باور آنها نیازی نخواهید داشت.

9. هیچوقت نمی‌توانی آنقدر پول دربیاوری!

من این حرف را بارها شنیده‌ام. شما دقیقاً به همان اندازه که از خودتان انتظار دارید پول درخواهید آورد. اگر من به خودم بگویم که هیچ راهی نیست بتوانم این مقدار پول را دربیاورم، مغزم هم به دنبال راهی برای به دست آوردن آن مقدار پول نخواهد گشت. اما اگر اینقدر قاطع باشم که این مقدار پول را به دست بیاورم، مغزم راهی برای به دست آوردن آن پیدا خواهد کرد.

10. در این مورد هیچ کاری از دستت برنمی‌آید!

مزخرف است! شما می‌توانید هر جنبه از زندگیتان را که بخواهید تغییر دهید. بعضی‌ها هیچ‌وقت این باور را کنار نمی‌گذارند و واقعاً خجالت‌آور است. زندگی واقعاً سخت است و دل شیر می‌خواهد برای تغییر آن پیش‌قدم شوید اما بدانید که از عهده آن برمی‌آیید. باید بدانید که چه می‌خواهید و برای رسیدن به آن چه قدم‌هایی باید بردارید.


منبع :http://www.bartarinha.ir/fa/news/28890

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : یکشنبه پنجم شهریور 1391 | 13:49 | نویسنده : بابی |
 

از مشكلات درس مي‌گيرند، در حالي كه ديگران فقط مشكلات را مي‌بينند.

1- فرصت‌هايي را مي‌بينند و پيدا مي‌كنند كه ديگران آنها را نمي‌بينند.

2- از مشكلات درس مي‌گيرند، در حالي كه ديگران فقط مشكلات را مي‌بينند.

3- روي راه‌حل‌ها تمركز مي‌كنند.

4- هوشيارانه و روشمندانه موفقيت‌شان را مي‌سازند، در زماني كه ديگران آرزو مي‌كنند موفقيت به سراغ‌شان‌ آيد.

5- مثل بقيه ترس‌هايي دارند ولي اجازه نمي‌دهند ترس آنها را كنترل و محدود كند.

6- سوالات درست را به شيوه صحيح از خود مي‌پرسند. سوال‌هايي كه آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي‌دهد.

7- به ندرت از چيزي شكايت مي‌كنند و انرژي‌شان را به خاطر آن از دست نمي‌دهند. همه چيزي كه شكايت كردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي‌بافي و بي‌ثمر بودن است.

8- سرزنش نمي‌كنند (واقعا فايده‌اش چيست؟- آنها مسووليت كارهايشان و نتايج كارهايشان را تماما به عهده مي‌گيرند.

9- وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت‌شان استفاده كنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت‌شان پيدا مي‌كنند و بيشتر از ظرفيت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو كارآمدتري استفاده مي‌كنند.

10- هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي كه اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ريزي کرده و فكر مي‌كنند تا وقتي كه كارشان را انجام مي‌دهند استرس كمتري داشته باشند.

11- خودشان را با افرادي كه با آنها هم فكر هستند، متحد مي‌كنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يك گروه بودن را مي‌دانند.

12- بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت‌انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي‌كنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي‌گذارند زندگي‌شان اتوماتيك‌وار سپري شود.

13- به‌وضوح و دقيقا مي‌دانند كه چه چيزي در زندگي مي‌خواهند و چه نمي‌خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي‌كنند به جاي اينكه صرفا تماشاگر زندگي باشند.

14- بيشتر از آنكه تقليد كنند، نوآوري مي‌كنند.

15- در انجام كارهايشان امروز و فردا نمي‌كنند و زندگي‌شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام كاري از دست نمي‌دهند.

16- آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان كار مي‌كنند.
آنها از راه‌هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه كردن ياد مي‌گيرند.

17- هميشه نيمه پر ليوان را مي‌بينند و توانايي پيدا كردن راه درست را دارند.

18- دقيقا مي‌دانند كه چه كاري بايد انجام دهند و زندگي‌شان را با از شاخه‌اي به شاخه‌اي ديگر پريدن از دست نمي‌دهند.

19- ريسك‌هاي حساب‌شده‌اي انجام مي‌دهند؛ ريسك‌هاي مالي، احساسي و شغلي.

20- با مشكلات و چالش‌هايي كه برايشان پيش مي‌آيد سريع و تاثيرگذار روبه‌رو مي‌شوند و هيچ وقت در مقابل مشكلات سرشان را زير برف نمي‌كنند. با چالش‌ها روبه‌رو مي‌شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي‌برند.

21- منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي‌مانند تا آينده‌شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند كه با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي‌سازند.

22- وقتي بيشتر مردم كاري نمي‌كنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينكه مجبور به كاري بشوند، عمل مي‌كنند.

23- بيشتر از افراد معمولي روي احساسات‌شان كنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند كه ما داريم ولي هيچ‌گاه برده احساسات‌شان نمي‌شوند.

24- ارتباط‌گرهاي خوبي هستند و روي رابطه‌ها كار مي‌كنند.

25- براي زندگي‌شان برنامه دارند و سعي مي‌كنند برنامه‌شان را عملي كنند. زندگي آنها از كارهاي برنامه‌ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.

26- در زماني كه بيشتر مردم به هر قيمتي مي‌خواهند از رنج كشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب كنند، افراد موفق قدر و ارزش كار كردن و بودن در شرايط سخت را مي‌فهمند.

27- ارزش‌هاي زندگي‌شان معلوم است و زندگي‌شان را روي همان ارزش‌ها بنا مي‌كنند.

28- تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي‌دانند كه پول و موفقيت مترادف هم نيستند. آنها مي‌دانند افرادي كه فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است كه خيلي‌ها خيال مي‌كنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته‌اند كه پول هم مثل بقيه چيزها يك وسيله است براي دستيابي به موفقيت.

29- اهميت كنترل داشتن روي خود را درك كرده‌اند. آنها قوي هستند و از اينكه راهي را مي‌روند كه كمتر كسي مي‌تواند برود، شاد مي‌شوند.

30- از خودشان مطمئن هستند.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 21:42 | نویسنده : بابی |
 

تا به حال توجه كرده اید كه ایمیل ممكن است شخصیت شما را نشان دهد و از روی محتوای ایمیمل‌تان مخاطب تشخیص دهد كه شما به زندگی دلسرد هستید.

به گزارش تهران امروز، فرانك مك‌آندرو، یكی از محققین كالج ناكس در گالسبرگ اعتقاد دارد كه خیلی از افرادی را كه ما به آنها ایمیل می‌دهیم، شاید هرگز ندیده باشیم یا صدایشان را نشنیده باشیم.

اگر نسبت به قضاوت‌هایی كه از روی ایمیل ما یا محتویات آن می‌شود، آشنا باشیم، ارتباط صحیح‌تری می‌توان برقرار كرد و از سوی دیگر درك بهتری از پاسخ‌هایی كه به ما می‌دهند پیدا خواهیم كرد.

مك آندرو و همكارانش از 166 دانشجوی كارشناسی در خواست كردند تا با دقت به دستور زبان و شكل ایمیل‌ها توجه كنند. از شركت‌كننده‌ها خواستند تا درجه عاطفی ایمیل را تشخیص دهند و رابطه نویسنده و مخاطب و همچنین جنس نویسنده را مشخص كنند.

آن دسته از نویسندگانی كه ایمیل‌هایشان، غلط بیشتری دارد، افراد دلسردی به نظر می‌آیند. نامه‌هایی كه با سوم شخص نوشته می‌شود (مثلا «گروه تصمیم گرفته است...» به جای اینكه بگوید «ما تصمیم گرفته‌ایم...») به نظر رسمی‌تر می‌آیند و نشان‌دهنده مقام بالاتر نویسنده است. عوامل بسیاری در انتقال احساس و لحن نویسنده به مخاطب تاثیر‌گذار است.

استفاده از سوم‌شخص به همراه تعداد بالای علامت سوال می‌تواند نشان‌دهنده خشم نویسنده باشد. نویسندگانی كه از علامت‌گذاری و علامت تعجب زیاد استفاده می‌كنند روحیه زنانه و شادتری دارند.

به عقیده مك آندرو، علامتگذاری لحن ایمیل را نشان می‌دهد. اینكه از اول شخص استفاده كنیم یا سوم شخص، مطلب را تاثیرگذارتر می‌كند.

آیا واقعا تفاوتی بین نوشتن ایمیل با چت كردن یا نوشتن نامه وجود دارد؟

مك آندرواعتقاد دارد: آنچه كه ما در ایمیل پاسخ می‌دهیم دقیقا مانند هر گفتمان نوشتاری دیگری است. فقط زمانی كه نویسنده به ایمیل سریع جواب می‌دهد با زمانی كه او با دقت و حوصله یك نامه دست‌نوشته را می‌نویسد، تفاوت وجود دارد. البته نه از نظر محتوا بلكه از این نظر كه درانتخاب لحن و سبك دقت بیشتری به خرج می‌دهد.

به عقیده مك آندرو از آنجایی كه شركت‌كنندگان دانشجوی كارشناسی بودند و به ناچار از ایمیل،‌ چت و شبكه‌ها استفاده می‌كنند، ممكن است این امر كمی بر نتایج تحقیق تاثیر گذاشته باشد.


منبع:ایران ناز


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 12:44 | نویسنده : بابی |

من، تو، او

*من به مدرسه ميرفتم تا درس بخوانم*
*تو به مدرسه ميرفتي به تو گفته بودند بايد دکتر شوي*
*او هم به مدرسه ميرفت اما نمي دانست چرا*

*من پول تو جيبي ام را هفتگي از پدرم ميگرفتم*
*تو پول تو جيبي نمي گرفتي هميشه پول در خانه ي شما دم دست بود*
*او هر روز بعد از مدزسه کنار خيابان آدامس ميفروخت*

*معلم گفته بود انشا بنويسيد*
*موضوع اين بود علم بهتر است يا ثروت*

*من نوشته بودم علم بهتر است*
*مادرم مي گفت با علم مي توان به ثروت رسيد*
*تو نوشته بودي علم بهتر است*
*شايد پدرت گفته بود تو از ثروت بي نيازي*
*او اما انشا ننوشته بود برگه ي او سفيد بود*
*خودکارش روز قبل تمام شده بود*

*معلم آن روز او را تنبيه کرد*
*بقيه بچه ها به او خنديدند*
*آن روز او براي تمام نداشته هايش گريه کرد*
*هيچ کس نفهميد که او چقدر احساس حقارت کرد*
*خوب معلم نمي دانست او پول خريد يک خودکار را نداشته*
*شايد معلم هم نمي دانست ثروت وعلم گاهي به هم گره مي خورند*
*گاهي نمي شود بي ثروت از علم چيزي نوشت*

*من در خانه اي بزرگ مي شدم که بهار توي حياطش بوي پيچ امين الدوله مي آمد*
*تو در خانه اي بزرگ مي شدي که شب ها در آن بوي دسته گل هايي مي پيچيد که پدرت
براي مادرت مي خريد*
*او اما در خانه اي بزرگ مي شد که در و ديوارش بوي سيگار و ترياکي را مي داد
که پدرش مي کشيد*

*سال هاي آخر دبيرستان بود*
*بايد آماده مي شديم براي ساختن آينده*

*من بايد بيشتر درس مي خواندم دنبال کلاس هاي تقويتي بودم*
*تو تحصيل در دانشگا هاي خارج از کشور برايت آينده ي بهتري را رقم مي زد*
*او اما نه انگيزه داشت نه پول درس را رها کرد دنبال کار مي گشت*

*روزنا مه چاپ شده بود*
*هر کس دنبال چيزي در روزنامه مي گشت*

*من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ي قبولي هاي کنکور جستجو کنم*
*تو رفتي روزنامه بخري تا دنبال آگهي اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردي*
*او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در يک نزاع خياباني کسي را کشته بود*

*من آن روز خوشحال تر از آن بودم که بخواهم به اين فکر کنم که کسي کسي را کشته
است*
*تو آن روز هم مثل هميشه بعد از ديدن عکس هاي روزنامه آن را به به کناري
انداختي*
*او اما آنجا بود در بين صفحات روزنامه*
*براي اولين بار بود در زندگي اش که اين همه به او توجه شده بود** !!!!*

*چند سال گذشت*
*وقت گرفتن نتايج بود*

*من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهي ام بودم*
*تو مي خواستي با مدرک پزشکي ات برگردي همان آرزوي ديرينه ي پدرت*
*او اما هر روز منتظر شنيدن صدور حکم اعدامش بود*

*وقت قضاوت بود*
*جامعه ي ما هميشه قضاوت مي کند*

*من خوشحال بودم که که مرا تحسين مي کنند*
*تو به خود مي باليدي که جامعه ات به تو افتخار مي کند*
*او شرمسار بود که سرزنش و نفرينش مي کنند*

*زندگي ادامه دارد*
*هيچ وقت پايان نمي گيرد*

*من موفقم من ميگويم نتيجه ي تلاش خودم است**!!!*
*تو خيلي موفقي تو ميگويي نتيجه ي پشت کار خودت است**!!!*
*او اما زير مشتي خاک است مردم گفتند مقصر خودش است** !!!!*

*من , تو , او*
*هيچگاه در کنار هم نبوديم*
*هيچگاه يکديگر را نشناختيم*

*اما من و تو اگر به جاي او بوديم*
*آخر داستان چگونه بود ؟؟؟*

*هر روز از كنار مردمانی می گذريم كه يا من اند يا تو و يا او*
*و به راستی نه موفقيت های من به تمامی از آن من است و نه تقصيرهای او همگي از
آن او


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 12:12 | نویسنده : بابی |
 

بچه که بودیم از آسمون بارون می اومد؛

بزرگ شدیم از چشمامون بارون میاد.
بچه که بودیم همه چشمهای خیسمون رو می دیدن
.
بزرگ شدیم هیچ کس نمی بینه
.
بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم؛


بزرگ شدیم توی خلوت.
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
.
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
.
بچه که بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم
.
بزرگ شدیم بعضی ها رو هیچی ، بعضی ها رو کم و بعضی ها

رو بی نهایت دوست داریم.
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودیم
.
بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه

دوست داشتنمون تغییر کنه
.
کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم
.
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم یک ساعت بعد از

یادمون می رفت. بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو
یادمون مونده و آشتی نمی کنیم
.
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچیکترین چیز بود
.
بزرگ که شدیم کوچیکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه
.
بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود
.
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
.

بچه که بودیم درد و دلامون رو به ناله ای می گفتیم و همه می فهمیدن
.
بزرگ که شدیم درد و دلمون رو به صد زبون می گیم ... هیچ کس نمی فهمه
.
بچه که بودیم بچه بودیم،

بزرگ که شدیم، بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچه هم نیستیم.
ای کاش با همون صفتهای خوب و پاک بزرگ می شدیم


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 11:51 | نویسنده : بابی |

نمی دانم دوستت داشتم یا نه؟

گفتی برو! باور نکردم. اما خشم تو ساده نبود.

گفتی برو! انگار محکم تر از همیشه بود.

مهربانیت رنگ باخت.گفتم به خاطر یک موجود خاکی رهایم می کنی؟

سکوت کردی.گفتی برو!

فریاد زدم نگاهم کن... نگاهم نکردی.

نمی دیدمت دلم نمی خواست آدمت را هم ببینم. تکان می خورد و سخن می گفت انگار.

همه به خاک افتادند و سجده اش کردند.

گفتی جانشین من است خلیفه است…

روزی كه از من خواستی به غیر از توسجده كنم ، به آن تلی از خاك كه كم‌كم تبدیل به گل میشد، من نمیدانستم جنس آبی كه این خاك را گل میكند چیست. نمیدانستم آب عشق چیست، آب روح چیست؟ از آن به من ننوشانده بودی، آخر جنس من از آتش بود و من برتر بودم!

من … سوختم .به خاک نیفتادم.چیزی تمام بدنم را فشرد. نمیتوانستم برای یک مشت گل زانو بزنم.ایستادم.محکم و مقتدر ایستادم.

گفتی زانو بزن.نتوانستم.فریاد زدم.این همان آدم خاکی توست که ستم خواهد کرد.سرکش و طغیانگر خواهد شد،

تنگ چشم و حریص ناسپاس و مجادله گر .این آدم توست؟…

باز سکوت ...آرام زمزمه کردی خلیفه است.

…وای خلیفه خلیفه خلیفه چقدر خندیدم!خلیفه ای که دروغ می گوید خلیفه ای که گناه می کند. خندیدم و طعنه زدم

یك خلیفه گناهکار!...

گفتی نخوت تورا بلعیده است.

خندیدم! سجده نکردم! رانده شدم!

....

… نمی دانم دوستت داشتم یا نه؟ قرن ها از آن روز می گذرد و من ساکن زمینم.

بین همه این آدمهای خاکی تو! بین همه دروغها و حرص هایشان.بین فراموش کاری های گاه و بیگاه و نادانی هایشان!

بین همان ها که می خواهند نبودنت را ثابت کنند یا نادیده ات بگیرند.همان ها که گاهی فقط گاهی به سراغت می آیند.و من از شوق لبریز می شوم

من ابلیس فرزند آتش!از ذلت این عنصر خاکی لذت می برم. از این که امیدهایت را نامید می‌کنند شادی می کنم.و دلم برای لغزش‌هایشان پر می زند.

وتو! با همه قدرت و بزرگی ات زیاده گویی‌هایشان را می بخشی هنوز توبه می پذیری و باران می‌بارانی و مهربانانه سر فرازش می کنی.

عجب از او که مهربانی‌ات را می بیند و ستم میکند و عجب از تو که ستمش می‌بینی و مهربانی می کنی…

و من هنوز از این که زشتی‌هایشان را نادیده می گیری آتش می خورم و برای نابودی‌اش قسم می خورم. برای سر گشتگی‌اش لحظه شماری می کنم…

منم ابلیس!

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 10:48 | نویسنده : بابی |
 

تجربه كردم خوشرويي حلال تمام مشكلات است.

تجربه كردم ،افكار عالي با پشتكار عالي زندگي عالي به دنبال مي اورد
.

تجربه كردم هر كس كه حد و مرز روابط را مشخص كند خودش را حفظ كرده است
.

تجربه كردم تلاش بي نتيجه بهتر از زندگي بي تلاش است
.

تجربه كردم استواري انسان ها بيشتر از كوه است
.


يادم باشد براي درس گرفتن ودرس دادن به دنيا امده ام ...نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان


يادم باشد هيچ گاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم.

يادم باشد كه هيچگاه از راستي نترسم ونترسانم
.

يادم باشد پاكي كودكي ام را از دست ندهم
.

يادم باشد كه عشق كيمياي زندگي است


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 10:32 | نویسنده : بابی |
 

برنانیوز: بررسی‌های آکادمیک جهانی نشان می‌دهد میزان دید زدن خانم‌ها و آقایان یکیاست، خانم‌ها لو نمی‌روند اما مردها لو می‌روند!
دکتر شاهین فرهنگ، روان‌شناس، دوره‌های آموزش خانواده‌ را درباره تفاوت‌های زن ومرد برگزار می‌کند. او در یکی از این جلسات به بیان تفاوت‌های زن و مرد پرداخت
.
فرهنگ بیان می‌کند: یکی از تفاوت‌های ساختاری و بیولوژیک زن و مرد، تفاوت زاویه دیدشان است، زاویه دید مردها از طرفین، بالا و پایین بسته است؛ یعنی محدوده‌ای که آقایان می‌بینند، کمتر است و دید دور آنها بهتر از دید نزدیک‌شان است. خانم‌ها دیدنزدیک‌شان خوب است و دید دورشان ضعیف است. بنابراین خانم‌ها باید بدانند جنس مرد،دید نزدیکش ضعیف است. از پسر چهار ساله تا پیرمرد 90 ساله اینطور هستند. به آنهاگیر ندهید که چرا نزدیک را نمی‌بینند. آقایان چیزهای نزدیک را خوب نمی‌بینند.بررسی‌های آکادمیک جهانی نشان می‌دهد، میزان دید زدن خانم‌ها و آقایان یکی است،خانم ها لو نمی‌روند، اما مردها لو می‌روند!


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 10:19 | نویسنده : بابی |
خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!

این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید
.

1-
مرد مردها


هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.
یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید
.

2-
نه گفتن


شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند
.
حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل کنید
.

3-
داشتن شهوت جنسی شدید


کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که يك خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وي داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد
.

4-
مستقل بودن


شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید
.

5-
حسود بودن


حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

6-
آسیب پذیری گاه به گاه


هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.
شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند
.

7-
پنهان کردن احساسات


شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد
.
در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد
.

8-
سرتاپای او را وارسی کنید


خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت ميكند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد
.
اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند
.

همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید


هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد
.
این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد
.


منبع:mohsenazizi.blogfa.com


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 10:4 | نویسنده : بابی |
شخصیت افراد مختلف را می توان با بررسی موسیقی مورد علاقه این اشخاص به راحتی تعیین کرد.

طرفداران موسیقی کلاسیک افرادی زشت و خسته کننده هستند، دوستداران سبک راک از احساسات ناپایداری برخوردارند و طرفداران موسیقی پاپ شخصیتی کاملا مبهم و ناشناخته دارند.

طرفداران سبک جاز متفکر، صلح دوست، آزادی خواه بوده و از روحیه ای دوستانه و خونگرم برخوردار هستند.

علاقمندان موسیقی کلاسیک نیز افرادی ساکت، خونگرم، مسئول و هوشمند هستند اما از نظر فیزیکی نا متناسب بوده و چندان خوشایند نیستند.

کسانی که به موسیقی راک علاقه نشان دادند دارای خلق و خوی سرکش و کاملا غیر مسئول بوده و دارای احساسات ناپایداری هستند و طرفداران موسیقی پاپ از شخصیتی بسیار قراردادی و آرام اما ساده و بدون پیچیدگی برخوردارند.

دوستداران موسیقی رپ از نظر فیزیکی بسیار سالم و متناسب بوده و در عین حال نسبت به تمامی افراد داوطلب شرکت کننده بسیار خشونت طلب و پرخاشگر هستند و طرفداران موسیقی الکترونیک افرادی کاملا عصبی به شمار می روند.



موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 9:51 | نویسنده : بابی |

زماني كه تسليم باشي؛ تمام هستي از تو حمايت ميكند.هيچ چيز با تو مخالف نخواهد بود. زيرا تو با هيچ چيز مخالف نيستي.
خودت را بپذير؛ هر چه كه هستي. حتي اگر نقصي هم داري آن را بپذير. تنها آن هنگام قادري دست از جنگ با خودت برداري و آسوده باشي.
زندگي يعني آموختن صلح. صلح با ديگران نه، با خودت.
عشق يك تجربه هست ولي زبان بسيار مكار است. پس مراقب زبانت باش.
سكوت را بر خودت تحميل نكن. هيچ چيز را بر خودت تحميل نكن. شادي كن؛ آواز بخوان. بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات كوچكي از سكوت و آرامش واردت ميشود.
توانايي عشق ورزيدن؛ بزرگترين هنر جهان است.
اگر بتواني ديگري را همانطور كه هست؛ بپذيري و هنوز عاشقش باشي؛ عشق تو واقعي است.
وقتي با عشق به ديگري بنگري؛ او والا ميگردد و منحصر به فرد.
هر گاه عاشق باشي احساس عجز كامل ميكني. درد عشق هم همين است. زيرا تو ميخواهي هر كاري را براي معشوقت انجام دهي اما ميفهمي كه كاري از دستت بر نمي آيد. اما عشق يعني همين كه تمام فكرت؛ خدمت به ديگري باشد حتي اگر از عهده ات بر نيايد.
تو نميتواني انساني را تصاحب كني. زيرا او يك شخص است. تصاحب فقط با اشياء ممكن است. اگر هنوز به دنبال تصاحبي؛ عشق تو شهوت است.
اگر نتواني با معشوقت ساكت بماني؛ بدان كه هنوز عاشق نشده اي.
تنها راه كسب عشق؛ از طريق همين عشق ميسر ميشود. هر چه بيشتر ايثار كني؛ بيشتر ميگيري.
والاترين انسان كسي هست كه با عزمي شكست ناپذير؛ انتخاب كند.
هر موجودي؛ يك سرود الهي است. بي همتا؛ منحصر به فرد؛ تكرار نشدني و غير قابل مقايسه.
اگر بتواني تماماً و يك دل عشق بورزي؛ از عمق دلت؛ زندگي تو سرشار از شادي و احساس ميشود. نه تنها براي خودت بلكه براي ديگران هم. اصلاً تو براي دنيا بركت و نشاط خواهي شد.
اگر عشقي احساس نميكني؛ تظاهر نكن. سعي نكن نمايش بدهي كه عاشقي. حتي اگر خشمگيني بگو كه خشمگين هستي و باش. ولي حقيقي باش.
زندگي يك مسابقه و رقابت نيست .پس دليلي هم براي مقايسه خودت با ديگران وجود ندارد.
هيچكس نميتواند تو را تغيير دهد. تنها خودت قادر به تغيير خودت هستي.
اصيل بودن و واقعي بودن نهايت زيبايي است.
اصيل بودن يعني واقعي بودن. خنده هايت، گريه هايت، نفرتت و عشقت و همه زندگيت بايد واقعي باشد تا اصيل باشي.
آنان كه طمع كارند؛ براي پر كردن احساس تهي بودنشان بارها و وزنه ها را با خود حمل ميكنند.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 9:31 | نویسنده : بابی |
دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا، دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…
این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی! باید آدمش پیدا شود!


باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش، پشیمان نخواهی شد!

سنت که بالا رفت کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده، که خرج کسی نکرده‌ای....و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بکشی‌اش …شروع می‌کنی به خرج کردنشان ...

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی...

توی رقص اگر پا‌ به ‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند...

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد...

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد...

برای یکی، یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی، یک دلم برایت تنگ می‌شود، خرج می‌کنی.
یک چقدر زیبایی، یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی، به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها،
به سوء استفاده کردن، به پیری و معرکه‌گیری.

اما بگذار به سن تو برسند!................


بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن ‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند.

غریب است دوست داشتن...
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد
و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند..........

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 21:1 | نویسنده : بابی |
 

هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم :

نخست ، وقتی دیدمش که به پستی تن می داد تا بلندی یابد
.

دوم ، آن گاه که در برابر از پاافتادگان ، می پرید
.

سوم ، آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید
.

چهارم ، آن که گناهی مرتکب شد و با یادآوری این که دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد
.

پنجم ، آنگاه که از ناچاری ، تحمیل شده ای را پذیرفت و شکیبایی اش را ناشی از توانایی دانست
.

ششم ، آن گاه که زشتی چهره ای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقاب های خودش بود
.

هفتم ، آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت
.

جبران خلیل جبران


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 19:40 | نویسنده : بابی |

اگر خداوند برای لحظه ای فراموش میکرد که من عروسکی کهنه ام و تکه ای زندگی به من ارزانی می داشت احتمالا همه آنچه را که به فکرم میرسید نمی گفتم بلکه به همه چیز هایی که می گفتم فکر می کردم . ارج همه چیز در نظر من نه در ارزش آنها که در معنایی است که دارند . کمتر میخوابیدم و بیشتر رویا می دیدم . چون میدانستم هر دقیقه که چشممان را بر هم می گذاریم شصت ثانیه از نور را از دست میدهیم . هنگامی که دیگران می ایستادند را ه می رفتم و هنگامی که دیگران میخوابیدند بیدار می ماندم هنگامی که دیگران صحبت می کردند گوش می دادم . و از خوردن یک بستی شکلاتی چه حظی که نمی بردم !

اگر خداوند تکه ای زندگی به من ارزانی میداشت قبایی ساده می پوشیدم نخست به خورشید چشم میدوختم و نه تنها جسمم که روحم را هم عریان می کردم . خدایا اگر دل در سینه ام همچنان می تپید نفرتم را بر یخ می نوشتم و طلوع آفتاب را انتظار می کشیدم روی ستارگان با رویایی ون کوکی شعری بندیتی (شاعر معاصر اهل اروگویه )نقاشی میکردم و صدای دلنشین سرات (خواننده معروف اهل اسپانیا)ترانه عاشقانه ای بود که به ماه هدیه میکردم . با اشک هایم گل های سرخ را آبیاری می کردم تا درد خارهایشان و بوسه گلبرگ هایشان در جانم بخندد.

خدایا اگر تکه ای زندگی میداشتم نمی گذاشتم حتی یک روز بگذرد بی آنکه به مردمی که دوستشان دارم نگویم که دوستشان دارم . به همه ی مردان و زنان می قبولاندم که محبوب من اند . و در کمند عشق زندگی می کردم .
به انسانها نشان میدادم که چه در اشتباهند که گمان می برند وقتی پیر شدند دیگر نمی توانند عاشق باشند ! به هر کودکی دو بال میدادم اما رهایش میکردم تا خود پروازرا بیاموزد . به سالخوردگان یاد میدادم که مرگ نه با سالخوردگی که با فراموشی سر میرسد . آه انسانها از شما چه بسیار چیز ها که آموختم . من دریافته ام که همگان میخواهند در قله کوه زندگی کنند بی آنکه بدانند خوشبختی واقعی وابسته ی سنجه ای ست که در اختیار دارند .

دریافته ام که وقتی طفل نوزاد برای اولین بار با مشت کوچک انگشت پدر را می فشارد او را برای همیشه به دام می اندازد . دریافته ام که یک انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پایین بنگرد که ناگزیر باشد او را یاری دهد تا روی پای خود بایستد . من از شما بسی چیزها آموخته ام اما در حقیقت فایده چندانی ندارد چون هنگامی که آنها را در این چمدان می گذارم بدبختانه در بستر مرگ خواهم بود ...
موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 19:30 | نویسنده : بابی |
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ...

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر دنیاست.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اگر بتونی دیگری را همونطور كه هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
كسی كه دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینكه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.


و بالاخره خواهی فهمید که :

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.

یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست.

قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.

مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.

و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.


زندگی چون گل سرخ است

پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف...

یادمان باشد اگر گل چیدیم

عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند...!

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 17:18 | نویسنده : بابی |
رنگ‌ها افسردگی و شادی انسان‌ها را لو می‌دهند!؟

تحقیقات جدید نشان میدهد افراد افسرده و ناامید بیشتر حالت روحی خود را با رنگ خاکستری نشان میدهند ، اما افراد شادتر رنگ زرد را انتخاب میکنند.این یافته ها که به تازگی منتشر شده است میتواند به پزشکان در بررسی وضعیت کودکان و بیمارانی که در برقراری ارتباط مشکل دارند کمک کند.
دکتر پیتر ورول از داشتگاه سوث منچستر در این باره گفت : این یک روش جدید برای اندازه گیری میزان افسردگی افراد بدون استفاده از زبان است.نکته جالب این است که این روش خیلی بهتر از پرسیدن سوال از بیماران میتواند میزان افسردگی آنها را مشخص کند.
همیشه از رنگها در تشبیه حالات روحی استفاده شده است اما تا کنون هیچ کس روی رنگها به صورت سیستماتیک تحقیق نکرده بود.
برای بررسی دقیق این موضوع ورول و همکارانش هشت رنگ قرمز ، نارنجی ، سبز ، بنفش ، آبی ، زرد ، صورتی و قهوه ای را انتخاب کردند و آنها را با چهار نوع درجه رنگ متفاوت تقسیم بندی کردند و شماره گذاری کردند.آنها سپس به این رنگها ، سفید ، سیاه و چهار رنگ خاکستری با شدت رنگهای متفاوت اضافه کردند و به این ترتیب 38 رنگ متفاوت به دست آوردند.
سپس آنها تحقیقی را روی 105 مرد سالم ، 110 فرد ناامید و 108 فرد افسرده انجام دادند و از آنها خواستند رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کنند.همچنین از آنها خواسته شد رنگی را که نشان دهنده حالت روحی آنها در طول 7 ماه گذشته بوده است برگزینند.
در این تحقیقات مشخص شد انسانها چه سالم باشند و چه افسرده رنگ آبی و زرد را بیش از سایر رنگها انتخاب میکنند.
رنگ آبی شماره 28 محبوبترین رنگ در میان افراد سالم بود ، در حالی که رنگ آبی شماره 27 که مقداری تیره تر از آبی 28 است بیشترین انتخاب را در میان افراد افسرده و ناامید داشت.رنگ زرد شماره 14 نیز از رنگهای مورد علاقه هر دو گروه بود.
اما زمانی که از افراد مورد تحقیق خواسته شد رنگ مورد علاقه خود را بر اساس حالت روحی خود انتخاب کنند وضعیت کمی تفاوت پیدا کرد.در این حالت رنگ زرد شماره 14 بیشترین انتخاب را در میان افراد سالم داشت.
نزدیک به 30 درصد از افراد ناامید و بیش از 50 درصد از افراد نا امید رنگ خاکستری را برای توصیف حالت روحی خود انتخاب کردند.
دانشمندان متوجه شدند در زمانی که از فردی خواسته میشود حالت روحی خود را با یک رنگ خاص بیان کند ، تیرگی و روشنی رنگها اهمیت زیادی پیدا میکند.برای مثال رنگ آبی روشن نشانه ای از افسردگی نیست ، اما رنگ آبی تیره میتواند بیان کننده افسردگی و ناامیدی در انسان ها باشد.به عبارت دیگر تیره و روشن بودن رنگها بیشتر از خود آنها در این حالت اهمیت دارد.
کارشناسان امیدوارند بتوانند با استفاده از این تکنیک جدید میزان افسردگی و ناامیدی انسانها را معین کنند و بتوانند روشهای درمانی دقیقتری برای این بیماران به کار ببرند.

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 17:0 | نویسنده : بابی |
 بانوی گل به گونه انداخته با لهجه شیرینش گفت : باید تخیل کنیم که در مه راه میرویم، در مهی
بسیار فشرده و سپید.تمام عمر در مه.در کنارهم،من و تو،مه را می پیماییم. آرام و به زمزمه
باهم سخن میگوییم.
در یک مه نوردی طولانی،هیچ چیز به وضوح کامل نخواهد رسید،و به محض آن که چیزی را
آشکارا ببینیم-مثلا چراغ های اتوبوس یک زندان را-آن چیز از کنار ما رد خواهد شد،یا ما از
پهلویش خواهیم گذشت.اگر سر بگردانیم هم-با بغض و نفرت- فقط برای آنی میله های پنجره
اتوبوس را خواهیم دید و یک جفت چشم را ، و باز مه سفید فشرده ی مسلط را.بگذار خشخاش
، شقایق تیغ نخورده بماند،و شک کنیم در این که اصلا اتوبوسی در کار است ،ومیله هایی،وچشم
هایی آنگونه سرشار از خاکستر،و پرنده وش.
مه اگر آن طور که من تخیل میکنم باشد،دیگراز نگاه های چرکین،قلب های کدر،ورفتارهایی که آنها را "رذیلانه" می نامیم،گله مند نخواهیم شد.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 11:9 | نویسنده : بابی |
 

بين كسي كه عاشق شده است و كسي كه تنها شخصي را دوست دارد تفاوتهايي است .
نكات زير به شما كمك خواهد كرد تا اين تفاوت را درك كنيد .

1 هنگام ديدن كسي كه عاشق او هستيد تپش قلب شما زياد شده و هيجان زده خواهيدشد اما هنگامي كه كسي را مي بيند كه آنرا دوست داريداحساس سرور و خوشحالي مي كنيد.

2 هنگامي كه عاشق هستيد زمستان در نظر شما بهار است وليكن هنگاميكه كسي رادوست داريد زمستان فقط فصلي زيبا (زمستاني زيبا ) است .

3 وقتي به كسي كه عاشقش هستيد نگاه مي كنيد خجالت مي كشيد و ليكن هنگامي كه به كسي كه دوستش داريد مي نگريد لبخند خواهيد زد .

4 وقتي كه در كنار معشوقه خود هستيد نمي توانيد هر آنچه را در زهن داريد بيان كنيد اما در مورد كسي كه دوستش داريد شما توانايي آنرا داريد .

5 در مواجه شدن با كسي كه عاشقش هستيد خجالت ميكشيد و يا حتي دست و پاي خودرا گم ميكنيد اما در مورد فردي كه دوستش داريد راحت تر بوده و توانايي ابراز وجود خواهيد داشت .

6 شما نمي توانيد به چشمان كسي كه عاشقش هستيد مستقيم و طولاني نگاه كنيد (زل بزنيد ) اما مي توانيد در حاليكه لبخندي بر لب داريد مدتها به چشمان فردي كه دوستش داريد نگاه كنيد .

7 وقتي معشوقه ي شما گريه مي كند شما نيز گريه خواهيد كرد و اما در مورد كسيكه دوستش داريد سعي بر آرام كردن او مي كنيد .

8 احساس عاشق بودن و درك آن از طريق نگاه ( ديدن ) است اما درك دوست داشتن بيشتر از طريق شنوايي است ( از طريق ابراز علاقه به صورت كلامي )

9 شما مي توانيد يك رابطه ي دوستي را پايان دهيد اما هرگز نميتوانيد چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببنديد چرا كه حتي اگر اينكار را بكنيد عشق همچنان قطره اي در قلب شما و براي هميشه باقي خواهد ماند.

مطالب بالا اگر چه تا حدود زيادي درست است اما به خاطر داشته باشيد كه مطلق نيستند و اصولا انسانها و احساسات آنها پيچيده تر از اينگونه تحليل ها هستن


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه سوم شهریور 1391 | 10:52 | نویسنده : بابی |
همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس ، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم كه هردوی آنها مهم است . مشكل اصلی این است كه زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می‌برد و این در حالی است كه ما تازه در ابتدای یادگیری و كسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم كه روزی به همه ی جوانب دست پیدا كنیم ، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.
در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره كرده ایم كه براحتی می‌توانید از آنها بهره بگیرید
:

1-
طبق گفته ی Richard Carlson " چیزهای بی ارزش را نچشید " ،

این بدان معنی است كه خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن كارهای بی ارزش می‌كنند كه در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی، هیچ ارزشی ندارند وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل كوچك می‌كنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی‌بریم.

2-"
زندگی غیر قابل پیش بینی است " و ممكن است هر لحظه شما را در شیب وفراز قرار دهد
" .
فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی می‌افتد . برای مقابله با گره هایی كه زندگی در مسیر شما قرار داده است ، تنها با ذهنی باز و

خوش بین ، به آنها خوش آمد بگویید !!

3-
خسته كننده ترین واژه در هر زبان " من " است
.
بله تصور این است كه تكرار این كلمه اعتماد به نفس را بالا می‌برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی كه در مورد خود با تكرار " من " توضیح و تعریف می‌كنید، واقعیت ندارد! اینكه یك نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر كند ، بسیار خسته كننده و یكنواخت است . این حالت "خود محوری " است نه "اعتماد به نفس
"

4-
انسانیت مهم تر از مادیات است
.
اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است كه هر كدام از ما درمسیر آرزوها به آنها می‌رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی ، موفقیت های مادی ، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاك های برتری و ارزش های خود ، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد
.

5-
به غیر از خودتان ، هیچ كس دیگر نمی‌تواند شما را راضی كند
!
رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعی ، زندگیمان را پر بار تر می‌كند، اما خوب، شاید این روابط به تنهایی باعث شادكامی و رضایت شما نشود
.

6-
درجه ی كمال و شخصیت

كمالات برای هر شخص زیباست . كلام و اعمال نیك ، به دنبال خود ، اعتماد واطمینان دوستان را در پی دارد . برای رسیدن به این درجه ، تلاش كنید .

7-
بیاموزید كه خود، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید
.
انسان جایز الخطاست ، همه ما اشتباه میكنیم ، ولی با كینه توزی و یادآوری صدمات گذشته ، تنها این خودمان هستیم كه از زندگی لذت نمی‌بریم نه دیگران
!!

8- "
خنده" داروی هر "درد" است
.
با خوشرویی و تبسم ، دردهای خود را درمان كنید
.

9-
تغذیه خوب ، استراحت ، ورزش و هوای تازه، را فراموش نكنید
.
سلامتی خود را دست كم نگیرید. با رعایت این نكات ، از وضعیت جسمی ایده آل خود، لذت ببرید
.

10-
اراده ای مصمم ، شما را به هر چیزی كه می‌‌خواهید ، می رساند
.
هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش كنید
.

11-
تلویزیون ، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می‌كند
!
از تلویزیون كناره گیری كنید و با ورزش ، مطالعه و یادگیری ، ذهن خود را فعال كنید
.

12-
شكست را بپذیرید
.
هر كسی در زندگی ممكن است بارها و بارها شكست بخورد. شكست آموزنده است به ما یاد می‌دهد كه چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب كنیم . توماس ادیسون با شكستهای متمادی توانست به هدف خود برسد ، او می‌گفت :" من شكست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان كردم كه برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید
!"

13-
از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید
.
یكی از بودائیات پیر چنین می‌گوید :" یك مرد دانا كسی است كه از اشتباهات خود درسی نیك بیاموزد و اما داناتر كسی است كه از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد
".

14-
از محبت به دیگران دریغ نكنید
.
زندگی كوتاه است و پایان آن نامعلوم . پس سعی كنید محبت كنید تا محبت ببینید
.

15-
آنچنان زندگی كنید كه گویی روز آخر عمرتان است
!!!
همواره سعی كنید بهترین و مهربان ترین همسر ، رفیق و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید ، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابیم.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 21:43 | نویسنده : بابی |

يادم باشد حرفي نزنم كه دلي بلرزد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نيست
يادم باشد جواب كينه را با كمتر از مهر و جواب دو رنگي را با كمتر از
صداقت ندهم
يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگيرم و از آسمان درسِ پـاك زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست... يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف
رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام ... نه براي تكرار
اشتباهات گذشتگان
يادم باشد زندگي را دوست دارم
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه
به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از
سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد
يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز
مي شود
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
يادم باشد زنده ام

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 21:23 | نویسنده : بابی |
اگر پرنده را در قفس بيندازي مثل اين است كه پرنده را قاب گرفته باشي و پرنده اي كه قاب گرفته اي فقط تصور باطلي از پرنده است. عشق در قاب يادها پرنده اي است در قفس، منت آب و دانه را بر او مگذار و امنيت و رفاه را به رخ او نكش كه عشق طالب حضور است و پرواز، نه امنيت و قاب.
* عشق آنگاه كه به واژه اي بر روي كارت پستال، به نامه، به آواز تبديل شد و با بسته بندي مشابه به مشتريان تشنه عرضه شد، در هر بازاري مي شود آن را خريد و به معشوق هديه كرد و همين عشق را تحقير كرده است. توليد انبوه مدتهاست راه را بر نامكرر بودن عشق بسته است.
* زماني زني را مي شناختم كه پيوسته به مردش مي گفت: ((تو تمام خاطرات ما را از ياد برده اي. زندگي روزمره حافظه تو را تسطيع كرده است. تو قدرت تخيلت را به قدرت تامين آينده تبديل كرده اي. تو مرا حذف كرده اي حذف...))
و مرد صبورانه و مهربان جواب مي داد: ((نه... به خدا نه... من با خود تو زندگي مي كنم نه با خاطرات تو. من تو را به عينه همين طور كه روبه روي من ايستاده اي، يا ظرف مي شويي يا سيب زميني پوست مي كني يا لباس تازه ات را اندازه مي كني عاشقم نه آن طور كه آن وقتها بودي. من تو را عاشقم نه خاطراتت را و تو چون مرا دوست نداري به آن يك مشت خاطره سنگواره‌هاي تكه تكه آويخته اي.))
* عشق آرام آرام در روند تبديل بود . تبديل شدن به محبت؛ صميميت؛ مهرباني ؛ همدردي ؛ عشق در روند تبديل شدن به چيزي جامد؛ سرد؛ كوتاه؛ محدود ؛ كهنه بود عشق در جريان تبديل بود و هر تبديلي عشق را باطل مي كند.
* من دختران و پسران زيادي را مي شناسم كه تمام هدفشان از طرح مسئله ي عشق رسيدن است. عجب جنجالي به پا مي كنند؛ اعتصاب غذا؛ تهديد به خودكشي؛ گريه؛ سكوت؛ فرياد و سرانجام رسيدن. مشكل اما از همين لحظه آغاز مي شود. وقتي هدف اين قدر نزديك باشد گرچه كمي هم دور به نظر مي رسد بعد از زماني كه برق آسا مي گذرد؛ ديگر نمي دانند چه بايد بكنند. با اولين شست و شوي پرده ها؛ لب پر شدن بشقابها؛ بوي كهنگي گرفتن جهيز مي مانند معطل. قصد بي حرمتي به هم را كه ندارند. بي حرمتي فرزند كهنگي است. فرزند تكرار. اين را بايد مي دانستند كه رسيدن پله ي اول مناره اي است كه بر اوج آن اذان عاشقانه مي گويند. برنامه اي براي بعد از وصل؛ براي تداوم بخشيدن به وصل و از وصل ممكن و آسان تن به وصل دشوار و خطير روح رسيدن.
براي بي زماني عشق.
* همسر يك باستان شناس به من گفت: شوهر م را به علت اين كه يك باستان شناس است و دائما با اشيا قديمي سرگرم است؛ دوست دارم ؛ چرا كه قدر مرا هر قدر كه كهنه تر مي شوم بيشتر مي داند. حال مدتهاست كه به من به عنوان يك ظرف بلور نازك نگاه مي كند. از من همان طور مراقبت مي كند كه از تنگ قديمي بالاي رف. او هميشه مي ترسد كه يك نگاه بد هم آن تنگ گرانبها را بشكند همانطور كه يك صداي مختصر بلند قلب مرا.
* بدون مكالمه عشق به جان كندن مي افتد؛ و چقدر هم سخت است دوام بخشيدن به اين گفتگوهاي آبي روشن.
* اين عشق نيست كه نرم نرمك عقب مي نشيند. اين بيكارگي است كه پيوسته هجوم مي آورد. بيكارگي؛ تنبلي بي قيدي؛ خستگي؛ بهانه جويي؛ كهنگي؛ وقت كشي؛ وا دادگي ؛ نق زدن؛ به هم ريختن؛ بي اعتنا شدن؛ به شكل جبران ناپذير تخريب كردن و به صورتي خوف آور به عادت زيستن تسليم شدن.
*عظمت و افتخار در استمرار است و دوام. عاشق شدن مسئله اي نيست. عاشق ماندن مسئله ي ماست. بقاي عشق؛ نه بروز عشق. هر نوجواني هم گرفتار هيجانات عاشقانه مي شود اما آيا عاشق هم مي ماند؟ عشق به اعتبار دوامش عشق است نه شدت ظهورش...
* هيچ چيز همچون صدايي كه به خانه ي همسايه مي رود همسايه را از سستي بناي خانه ي ما و از واماندگي طاقت سوز ما آگاه نمي كند.م فرياد مثل گرد زغال روي اشيا خانه مي نشيند و زندگي را كدر و بد رنگ مي كند.
عاشق زمزمه مي كند؛ فرياد نمي كشد.
در گوشم زمزمه كن تا عطوفت صدايت را حس كنم؛ فرياد نكش تا خشونتش را...
با تو بودن هميشه پر معناست
بي تو روحم گرفته و تنهاست
با تو يك كاسه آب يك درياست
بي تو دردم به وسعت صحراست
با تو بودن هميشه پر معناست

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 20:52 | نویسنده : بابی |

فروردین :
به سوی من بیا
تاتو را حس کنم
و دنیا خواهد دید
داستان عشقی سوزان را
که شعله اش در قلب من خواهى بود
به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر میکند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

اردیبهشت:
عشق را در چشمان منبنگر
چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس کن
به صدای نفس های من گوش کن
و بشنو ترانه ی عشق را
عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پرشهامت.
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.


خرداد:
با من به رویا بیا به رویای عشق
بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم
بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم
بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست
بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانهاست.

تیر:
بهشت هیچ است
دربرابر گام برداشتن در کنار تو
در شبی زیبا
زیر نور ماه
دلی نازک و پرز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

مرداد:
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گل های سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمیخوانند
آن گاه که چشم می گشایم و می بینم
با تو نیستم
عاشق پیشه است وبی عشق زندگی نمی کند.


شهریور:
شاید به نظر برسد که عاشق نیستم
شاید به نظر برسد که نمی توانم عاشق باشم
شاید به نظر برسى که حتی نمی خواهم عاشق باشم
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو
که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت
عشق او شعله ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.


مهر:
با پر شورترین گفتارهای عاشقانه
با ماجراهای عاشقانه ای که خواهیم داشت
با فداکاری هایم درراه عشق به تو
خواهی دید که چگونه دوستت دارم
در امور عشقی ورزیده است وزندگی اش پر ز ماجراهای عاشقانه است .. . .
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیزبه اثبات می رساند.


آبان:
در التهاب شنیدن ترانه ی گام های تو هستم
که به سوی من می آیی
و عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو رادر کنار خود حس کنم
دوستت دارم
هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است ودر عشق صادق است.


آذر:
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق می یافتم
خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

دی:

روزها ماه ها و سال هامی گذرند
و شاید هیچ چیز عوض نشود
جز من
که بیش از پیش عاشق گشته ام
شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

بهمن:
می خواهم آزاد زندگی کنم
بسان پرندگان مهاجر
ولی قفسی ساخته از عشق تو
جایی است که همواره روبه آن خواهم داشت
عشق خود را دیر ابراز می کنى و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

اسفند:

من آنی نیستم
که بی عشق زندگی را سر کنم
آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم
و چشمانم را میگشایم
و عشق رویایی ام را در تو می بینم

در عشق بی نظیر است.جذاب و پرنشاط است.احساساتی و رویایی است


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 20:9 | نویسنده : بابی |

To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to
کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven't used since last year
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !

To hear a song that makes you remember a special person
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره

To be part of a team
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

To pass time with your best friends
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی

These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them
قدرشون روبدونیم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 19:25 | نویسنده : بابی |
يه دوست معمولي وقتي مي آيد خونت، مثل مهمون رفتار ميکنه يه دوست واقعي درِ يخچال رو باز ميکنه و از خودش پذيرايي ميکنه يه دوست معمولي هرگز گريه تو رو نديده. يه دوست واقعي شونه هاش از اشکاي تو خيسه يه دوست معمولي اسم کوچيک پدر و مادر تو رو نمي دونه يه دوست واقعي اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره يه دوست معمولي يه دسته گل واسه مهمونيت مي آره يه دوست واقعي زودتر ميآد تا تو آشپزي بهت کمک کنه و ديرتر مي ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه يه دوست معمولي متنفره از اين که وقتي رفته که بخوابه بهش تلفن کني يه دوست واقعي ميپرسه چرا يه مدته طولانيه که زنگ نمي زني؟ يه دوست معمولي ازت ميخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزني يه دوست واقعي ازت ميخواد که مشکلات را حل کنه يه دوست معمولي وقتي بين تون بحثي ميشه دوستي رو تموم شده ميدونه يه دوست واقعي بهت بعد از يه دعواهم زنگ ميزنه يه دوست معمولي هميشه ازت انتظار داره. يه دوست واقعي ميخواد که تو هميشه رو کمکش حساب کني يه دوست معمولي اين حرف های منو ميخونه و فراموش ميکنه يه دوست واقعي اونو واسه همه و دوباره واسه خودم ميفرسته

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 16:2 | نویسنده : بابی |
متن سنگ قبر پروین اعتصامی

آنکه خاک سیه اش بالین است

اختر چرخ ادب پروین است

گرچه تلخی از ایام ندید

هر چه خواهی سخنش شیرین است



متن سنگ قبر فروغ فرخزاد

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

واز نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه من آمدی برای من م

ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه

که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم



متن سنگ قبر کوروش کبیر

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی

میدانم خواهی آمد

من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم

بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر



متن سنگ قبر فریدون مشیری

سفر تن را تا خاک تماشا کردی

سفر جان را از خاک به افلاک ببین

گر مرا می جویی

سبزه ها را دریاب با درختان بنشین



متن سنگ قبر فردین

بر تربت پاکت بنشینم غمناک

کوهی زهنر خفته بینم در خاک

از روح بزرگ هنریت فردین

شاید مددی به ما رسد از افلاک



متن سنگ قبر بابک بیات

سکوت سرشار از ناگفته هاست



متن سنگ قبر خسرو شکیبایی

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد

عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد



متن سنگ قبر حافظ

بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه

که زیارتگه رندان جهان خواهد بود



متن سنگ قبر شاپور

قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست……



متن سنگ قبر سهراب سپهری

به سراغ من اگر می آیید

نرم وآهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من



متن سنگ قبر منوچهر نوذری

زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی

چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی



متن سنگ قبر وینستون چرچیل

من برای ملاقات با خالقم آماده ام

اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست



متن سنگ قبر اسکندر مقدونی

اکنون گور او را بس است

آنکه جهان اورا کافی نبود



متن سنگ قبر نیوتن
ظبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود

خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید……

وهمه روشن شد



متن سنگ قبر لودولف کولن(ریاضی دان)

۳/۱۴۱۵۶۲۳۵۳۵۸۹۷۹۳۲۳ ۸۴۶۲۶۳۳۸۶۲۲۷۹۰۸۸





متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده)

بهترین ها هنوز در راهند….

انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند



متن سنگ قبر ویرجینیا وولف(نویسنده)

در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن

ای مرگ

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 14:45 | نویسنده : بابی |


Adobe :
اسم رودخانه ای كه از پشت منزل مؤسس آن جان وارناك عبور می كند .

Apple :
میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شركت اپل سیب بود و بنابراین اسم شركتش را نیز اپل گذاشت .

Cisco :
مخفف شده كلمه سان فرانسیسكو ( San Francisco ) است كه یكی از بزرگترین شهرهای امریكا است.

Google :
گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است كه تشكیل شده است از عدد یك با صد تا صفر جلوی آن .
مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می كنند كه این موتور جستجو می تواند این تعداد اطلاعات (یعنی یك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد .
Hotmail :
این سایت یكی از سرویس دهندگان پست الكترونیكی به وسیله صفحات وب است .
هنگامی كه مدیر پروژه برنامه می خواست نامی برای این سایت انتخاب كند علاقه مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند سایر سرویس دهندگان پست الكترونیك به mail ختم شده و دوماً برروی وبی بودن آن نیز تأكید شود. بنابراین نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتیب پشت سرهم قرار گرفته اند. گاهی اوقات اسم این سایت را به صورت HotMail نیز می نویسد .
HP :
شركت معظم HP توسط دو نفر بنام های بیل هیولت و دیو پاكارد تأسیس شد .
این دو نفر برای اینكه شركت هیولد پاكارد یا پاكارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیر – خط شدند و نتیجه هیولد پاكارد از آب در آمد .
Intel :
از آنجاییكه این شركت از بدو تأسیس با تأكید روی ساخت مدارات مجتمع ایجاد شد. نام آن را Integrated Electronics یا به طور مختصر INTEL نهادند .

Microsoft :
نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته می شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد . Microsoft مخفف Microcomputer Software است. و دلیل نامگذاری شركت به این اسم نیز آن است كه بیل گیتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میكروكامپیوتر ها تأسیس كرد

Motorola :
شركت موتورولا با هدف درست كردن بی سیم و رادیوی خودرو كار خود را آغاز كرد. از آنجاییكه مشهورترین سازنده بی سیم و رادیو های اتومبیل در آن زمان شركت Victrola بود. مؤسس این شركت یعنی آقای پال كالوین نیز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی كلمه موتور نیز به نوعی در اسم شركتش وجود داشته باشد .
Red Hat :
مؤسس شركت آقای مارك اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش كلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت كرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زمانی كه اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارك اوینگ آن را همراه با راهنمای كاربری نرم افزار در اختیار دوستان و هم دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای كاربری « درخواست برای تحویل كلاه قرمز گم شده » بود .
Sony :
Sony از كلمه لاتین Sonus به معنای صدا مشتق شده است .
SUN :
این شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد . Sun مخفف عبارت Stanford University Network می باشد .
Xerox :
كلمه Xer در زبان یونانی به معنای خشك است و این برای تكنولوژی كپی كردن خشك در زمانی كه اكترا كپی كردن به روشهای فتوشیمیایی انجام می گرفت فوق العاده حائز اهمیت بود .
Yahoo:
این كلمه برای اولین بار در كتاب سفر های گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است كه دارای ظاهر و رفتاری زننده است . مؤسسین سایت Yahoo جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر می كردند خودشان هم Yahoo هستند


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 13:29 | نویسنده : بابی |

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی
را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است
دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد
برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر
توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود
درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم
برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت وزمانی که
ازدست رفته و به دست
نخواهد آمد. ... جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از
دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات
خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را
بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات
خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم.

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 12:45 | نویسنده : بابی |

به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.
به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند:
."روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد
به بچه هایی فکر کن که گفتند:
."مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند
به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند.و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.
به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.
من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ، ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،سوگواری می کنم.
من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،گریه می کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید....
کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.
قدر لحظات خود را بدانید.
حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود
"دیروز"
گذشته است
"آینده"و
ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.

لحظه "حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری

اندکی فکر کن..................


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 12:34 | نویسنده : بابی |

انیشتین می گفت : '' آنچه در مغزتان می گذرد ،جهانتان را می آفریند. ''

استفان کاوی (از سرشناسترین چهره های علم موفقیت)احتمالا با الهام از همین حرف انیشتین است که می گوید :

'' اگر می خواهید در زندگی و روابط شخصی تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش ها و رفتارتان توجه کنید؛
اما اگر دلتان می خواهد قدمهای کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی تان ایجاد کنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض کنید ..
او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی ،ملموس تر می کند :'' صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم . تقریبا یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و در مجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می کردند. یکی از بچه ها با صدای بلند گریه می کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می کشید و خلاصه اعصاب همه مان توی اتوبوس خرد شده بود .. اما پدر آن بچه ها که دقیقا در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض باز کردم که : آقای محترم ! بچه هایتان واقعاً دارند همه را آزار می دهند . شما نمی خواهید جلویشان را بگیرید؟ مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می افتد کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت : بله ، حق با شماست . واقعاً متاسفم . راستش ما داریم از بیمارستانی برمی گردیم که همسرم ، مادر همین بچه ها ٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی دانم باید به این بچه ها چه بگویم. نمی دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.''
استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می پرسد :'' صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ '' و خودش ادامه می دهد که:'' راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم : واقعاً مرا ببخشید . نمی دانستم . آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....
اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می تواند تا این اندازه بی ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .''
'' حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می شود. کلید یا راه حل هر مسئله ای این است که به شیشه های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می دهد.''

دکتر کاوی با این صحبتش آدم را به یاد بیت زیبای مولانا می اندازد که :
'' پیش چشم ات داشتی شیشه ی کبود لاجرم عالم کبودت می نمود ''

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : چهارشنبه یکم شهریور 1391 | 23:26 | نویسنده : بابی |

هلیای من!
به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش.
من خوب می دانم که زندگی، یکسر، صحنه بازی ست؛
من خوب می دانم.
اما بدان که همه برای بازی های حقیر آفریده نشده است.
مرا به بازی کوچک شکست خوردگی مکشان!
به همه سوی خود بنگر و باز می گویم که مگذار زمان، پشیمانی بیافریند.
به زندگی بیندیش با میدانگاهی پهناور و نامحدود.
به زندگی بیندیش که می خواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند.
به روزهای اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد.
و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند.
تو امروز بر فرازی ایستاده ای که هزار راه را می توانی دید؛ و دیدگان تو به تو امان می دهند که راه ها را تا اعماقشان بپایی.
در آن لحظه ای که تو یک آری را با تمام زندگی تعویض می کنی،
در آن لحظه های خطیر که سپر می افکنی و می گذاری دیگران به جای تو بیندیشند،
در آن لحظه هایی که تو ناتوانی خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس می کنی،
در آن لحظه ای که تو از فراز، پا در راهی می گذاری که آن سوی آن، اختتام تمام اندیشه ها و رویاهاست،
در تمام لحظه هایی که تو میدانی، می شناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش
که روزها و لحظه ها هیچگاه باز نمی گردند.
به زمان بیندیش و شبیخون ظالمانه زمان.

نادرابراهیمی


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : چهارشنبه یکم شهریور 1391 | 19:36 | نویسنده : بابی |
پسرها برای عملکرد فردی ارزش زیادی قایلند.

انها به این که خودشان مستقل عمل کنندوکمک زیادی نگیرند،اهمیت میدهند.

پسر ها به رقابت وسلسله مراتب علاقه مندهستند.

پسرها میتوانندمطالب ریاضی را بهتروسریع تر درک کنند.

پسرها بیشتراز دخترهالفظ قلم صحبت میکنندوصحبت های انان پیچیده تراست.

پسرهابیشتراز دخترهااز نمادها،ونشانه ها ونقشه ها سردر می اورند


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : سه شنبه سی و یکم مرداد 1391 | 23:20 | نویسنده : بابی |

عقاب وقتی می‌خواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند، در لبه‌ی یک صخره، به انتظار یک اتفاق می‌نشیند!
می‌دانید اتفاق چیست؟ گردبادی که از رو‌به‌رو بیاید!
عقاب به محض این‌که ‌آمدن گردباد را حس‌کرد، بال‌های خود را می‌گشاید و اجازه می‌دهد ‌باد، او را با خود بلند کند.
به محض این‌که طوفان قصد سرنگونی عقاب را کرد، این پرنده‌ی بلند‌پرواز، سر خود را به‌سوی آسمان بلند می‌کند و عمود بر طوفان می‌ایستد و مانند گلوله‌ی توپی، به سمت بالا پرتاب ‌می‌شود. او آن‌قدر با کمک باد مخالف، اوج ‌می‌گیرد تا به ارتفاع موردنظر برسد و آن‌گاه با چرخش خود به‌سوی قله‌ی موردنظر، در بالاترین نقطه‌ی کوهستان، مأوا می‌گزیند.
خوب به شیوه‌ی عقاب برای بالارفتن دقت کنید. او منتظر حادثه می‌ماند، حادثه‌ای که برای مرغ‌های زمینی، یک مصیبت و بلاست. او منتظر طوفان می‌نشیند تا از انرژی پنهان در گردباد، به نفع خود استفاده کند.
وقتی طوفان از راه می‌رسد، عقاب به‌جای زانوی غم بغل‌گرفتن و در کنج سنگ‌ها پناه‌گرفتن، جشن می‌گیرد و خود را به بالاترین نقطه‌ی وزش باد می‌رساند و از آن‌جا، سنگین‌ترین ضربه‌های گردباد را به نفع خود به‌کار می‌گیرد؛ عقاب از نیروی مهاجم، به نفع خویش استفاده می‌کند.
او نه‌تنها از نیروی مخالف نمی‌هراسد، بلکه منتظر آن نیز می‌نشیند‌ چراکه می‌داند این انرژی پنهان در نیروی مخالف است که می‌تواند او را به فضای بالاتر پرتاب کند.
انرژی اوج، به رایگان به کسی داده نمی‌شود. به‌طور اساسی در قانون بقای طبیعت، تقلای بقای نیروهای منفی، ایجاب می‌کند که تعداد نیروهای مخالف در زندگی، همیشه بیش‌تر از جریان موافق شما باشد.
پس اگر قرار است نیروی کمکی برای صعود شما حاصل گردد، قاعدتاً باید این نیرو از سوی مخالفان شما تأمین شود‌ بنابراین وقتی اتفاقی خلاف میل شما رخ‌می‌دهد، به‌جای عقب‌نشینی و سرخوردگی و واگذار کردن میدان، بی‌درنگ عقاب‌گونه جشن بگیرید و این رخداد ناخوشایند را به فال نیک گرفته و سعی‌کنید ‌در لابه‌لای این حادثه‌ی به‌ظاهر نامطلوب، خواسته و طلب موردنظر خود را پیدا کنید و با استفاده از نیروی مخالف، خود را به خواسته‌ی خویش نزدیک سازید.
این ما هستیم که باید شجاعت رویارویی با جریان‌های مخالف را داشته باشیم و در وقت مناسب، بال‌های خود را بگشاییم و چرخش صعود خود به سمت بالا را تجربه کنیم.


 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : سه شنبه سی و یکم مرداد 1391 | 13:6 | نویسنده : بابی |
 

بلبل را ببین که حتی در قفس هم می خواند.
پروانه را ببین که حتی با وجود کوتاهی عمر، از پرواز دست نمی کشد.
طاووس را ببین که زشتی پاهایش، افسرده اش نساخته.
زرافه را ببین که هرگز گردن کشی نمی کند.

کرم را ببین که بی دست و پا بودنش، او را از حرکت باز نداشته.
جغد را ببین که شب ها چگونه به مراقبه مشغول است.
عقاب را ببین که چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است.
سگ را ببین که تو نجسش می خوانی اما او به تو وفادار مانده.
گوسفند را ببین که چگونه قربانی خوشی ها و نا خوشی های توست.
زنبور را ببین که چگونه از گل شهد برمی آورد و از دشمن دمار.
لاک پشت را ببین که چگونه شجاعانه به جای لاک دیگران درلاک خود پنهان شده.
پشه را ببین که چگونه غرور و عظمت تو را در هم می شکند و خشم نهفته ات را بیرون می ریزد.
ماهی را ببین که چگونه سودای کرمی کوچک او را به دام می اندازد.
اسب را ببین که چگونه از روی نجابت به ولی نعمت خود خدمت می کند.

و اما:
کرکس را نبین که پیوسته در انتظار مرگ دیگران است.
طوطی را نبین چرا که بی اندیشه هر گفته ای را تکرار می کند.
کفتار را نبین چرا که خفت ریزه خواری می کشد.
ملخ را نبین چرا که تاراجگر زحمات دیگران است.
عنکبوت را نبین چرا که تنها به فکر بنای خانه ی خود است.
عقرب را نبین چرا که در دشواری ها به جای حل مسئله، حلال مسئله را می کشد.
و پرندگان را ببین که چگونه به هنگام آشامیدن، نظری نیز به آسمان دارند.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه سی ام مرداد 1391 | 22:42 | نویسنده : بابی |

۱-اکثر ما بر اساس تجربه به راه های جدید می رسیم ولی نمی دانیم که با کمی فکر کردن نیز می توان انواع راه ها را لیست برداری کرد.
۲-اگر به انجام کاری واقعا ایمان داشته باشیم خداوند همه راه های انجام آن را پیش رویمان می گذارد.
۳-واژه منفی ناممکن افکار منفی دیگری را در ذهن تولید می کند.
۴-با دیگران آن طور که هستند رفتار نکنیم بلکه آنطور که باید باشند و می توانند باشند رفتار کنیم.در صورت اول همانطور می مانند ولی در صورت دوم همانگونه می شوند که می توانند وباید باشند.
۵-مشورت با کسی که همه چیز را مثل ما می بیند اتلاف وقت است .باید با کسی مشورت کنیم که نگاهی بهتر از ما داشته باشد.
۶-هر آدمی یک سرمایه و یک فرصت بزرگ است هیچ کسی را دست کم نگیرید.

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه سی ام مرداد 1391 | 17:28 | نویسنده : بابی |
گل درخت نارون امریکایی:وطن پرستی

گل لیندن امریکایی:ازدواج

شقایق نعمانی:انتظاروارزو

گل سیب:وسوسه

اربورویتا:دوستی تغییرناپذیر

گل درخت زبان گنجشک:عظمت وشکوه.

شکوفه درخت اسپین:سوگواری

ازالیا: خویشتن داری

شکوفه درخت راش:پیشرفت وترقی

شکوفه درخت غان:بردباری وفروتنی

شکوفه زغال اخته:وفاداری

گل الاله :ناسپاسی

چامومپل:انرژی

کندی تافت:بی توجهی وبی تفاوتی

گل میخک سرخ:قلب بیچاره من

شکوفه درخت صدر:قدرت

شکوفه درخت گیلاس:قبولی در امتحانات مدرسه

گل داوودی :عشق تحقیرشده،ازاهنگ دلپذیرتولذت میبرم

کلیماتیس:زیبایی ذهن

کوروپسبلس:همیشه به شادی

سایکلامن:خجالت وشرمساری

شکوفه درخت سرو:عزاداری

گل قاصدک:تیزبینی وهوش

نرگس زرد:پاداش وتحسین

گل مینا:مثل هم می اندیشیم،به دلداده خودرحم نکردی

داگ وود:ماندگاری

گل نارون:بزرگی وعزت

شکوفه انجیر:پرکاری وفعالیت

فوچیا:خوش سلیقگی

گل فراموشم نکن:عشق حقیقی

گل شمعدانی:ارامش،عشق راز زندگی است

شکوفه درخت راج:بلند پروازی

گل شیر عسل:بخشندگی

شکوفه بلوط:تجمل

گل هیدرانگا:نامهربانی وبی عاطفی

زنبق:قدرت،درانتظار توهستم

پابتال:پایبندی وصمیمیت

جونیپر:محافظت

گل یاس:عشق اولین،من شیفته توام

سوسن دره:بازگشت وخوشی

شکوفه اقاقیا:شکوه وعظمت

لوپین:خیال پردازی

مگنولیا:عشق به طبیعت

گل افتخارصبح:تاثیرگذاری

شکوفه درخت توت:زرنگی

نسترتوم:حوصله وبردباری

شکوفه درخت بلوط:بستری شدن در بیمارستان

شکوفه درخت پرتقال:گذشت

شکوفه گلابی:امنیت واسودگی

شکوفه الو:پایبندی

پوپلار:شجاعت

رز:عشق

گل افتابگردان:غرور

شکوفه نخودشیرین:دل پذیری

شکوفه درخت افرا:کنجکاوی

لاله:شهرت

گل بنفشه:ایمان

شکوفه درخت گردو:خردوفهم

بید مجنون:تدفین وخاکسپاری

زینیا:دوستان غایب درجمع

گل نرگس:خودرا سزاوار این همه عذاب نیبینم

گل سنبل:توبه منزله عشق پاک هستی

مریم:به پاک دامنی تو افرین میگویم

گل اطلسی:نمی دانم مرا دوست داری

گل محمدی:تورااز صمیم قلب میپذیرم

گل اهار:شمع عشق منی

گلایل:مهرومحبت مرا بپذیر

نسترن:شهوت رابر عشق برگزیدم

میمون:یک بوسه میخواهم نه بیشتر

نیلوفر:بولهوس

یخ:ازعشق توناامیدم

لادن:گاهی مرایادکن

کاملیا:فداکاری درراه عشق خوشبختی می اورد

شیپوری:جنجال بدخواهان در عشق ها اثرندارد

مارگریت:خاطرات فراموش نشدنی از تودارم

رزقرمز:عشق اتشین مرابپذیر

رز غنچه:برای اولین بار قلبم برای توتپید

میخک:قلبم را به توهدیه میدهم

شب بو:در شب مهتابی رویت را میبوسم

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه سی ام مرداد 1391 | 16:39 | نویسنده : بابی |
 

میان بیگانگی و یگانگی هزار خانه است . آنکس که غریب نیست شاید که دوست نباشد . کسانی هستند که ما به ایشان سلام می گوییم و یا ایشان به ما .

آنها با ما گرد یک میز می نشینند ، چای می خورند ، می گویند و می خندند .
((شما)) را به ((تو)) و ((تو)) را به هیچ بدل می کنند .

آنها می خواهند که تلقین کنندگان صمیمیت باشند . می نشینند تا بنای تو فرو بریزد .
می نشینند تا روز اندوه بزرگ . آن گاه فرا رسنده ی نجات بخش هستند .
آنچه بخواهی برای تو می آورند ،حتی اگر زبان تو آن را نخواسته باشد ، و سوگند می خورند که در راه مهر ، مرگ ، چون نوشیدن یک فنجان چای سرد ، کم رنج است .

تو را نگین می کنند در میان حلقه های گذشت هایشان جامه هایشان را می فروشند تا برای روز تولدت دسته گلی بیاورند ــ و در دفتر یادبودهایشان خواهند نوشت .
زمانی فداکاری ها و اندرزهایشان چون زورقی افسانه ای ، ضربه های تند توفان را تحمل می کند ، آن توفان که تو را
در میان گرفته است . آن ها به مرگ و روزنامه ها می اندیشند .

بر فراز گردابی که تو واپسین لحظه ها را در آن احساس می کنی می چرخند و فریاد می زنند :من ! من! من ! من! .

باید ایشان را در آن لحظه ی دردناک باز شناسی .
باید که وجودت در میان توده ی مواج و جوشان سپاس معدوم شود .
باید که در گلدان کوچک دیدگان تو باغ بی پایان ((هرگز از یاد نخواهم برد)) بروید .
آن گاه دستی تو را از فنا باز خواهد خرید؛ دستی که فریاد می کشد:
من ! من ! من ! و نگاهی که تکرار می کند : من !

نادر ابراهیمی ، بار دیگر ، شهری که دوست می داشتم.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 | 22:47 | نویسنده : بابی |
 

چگونه موفق شویم؟
How to succeed
PLAN while others are playing
(برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردنند)
STUDY while others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)
DECIDE while others are delaying
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)
PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)
BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)
WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال دعا کردنند)
SAVE while others are wasting
(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند)
LISTEN while others are talking
(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند)
SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگینند)
PERSIST while others are quitting
(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند)

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 | 19:10 | نویسنده : بابی |

یادمان باشد که...

همیشه ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود" ...

کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم" ...

قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" ..

مقداری خرد پشت "چه میدونم"...

و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" وجود دارد!!!


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 | 23:59 | نویسنده : بابی |

زندگی را با چیزهای بسیار ساده، پُر باید کرد. ساده‌ها، سطحی نیستند. خرید چند سیب ترش می‌تواند به عمقِ فلسفه‌ی ملاصدرا باشد. مشکل ما این نیست که برای شیرین‌ کردنِ زندگی، معجزه نمی‌کنیم، مشکل ما این است که همان قدر که ویران می‌کنیم، نمی‌سازیم. همان‌قدر که کهنه می‌کنیم، تازگی نمی‌بخشیم، همان‌قدر که دور می‌شویم، بازنمی‌گردیم، همان‌قدر که آلوده می‌کنیم، پاک نمی‌کنیم. همان‌قدر که تعهدات و پیمان‌های نخستین خود را فراموش می‌کنیم، آنها را به یاد نمی‌آوریم، همان‌قدر که از رونق می‌اندازیم، رونق نمی‌بخشیم. مشکل این است که از همه رویاهای خوشِ آغاز دور می‌شویم و این دور شدن به معنای قبولِ سُلطه بیرحمانه‌ی زمانه است. بر سر قول ‌و قرارهای نخستین نماندن، باورِ پیرشدگی روح است و خواجه‌گی عاطفه.
 عیب ندارد حوصله داشته باش، قیمت عشق همیشه بیش از تحمّل آدمیزاد بوده است… سخت است که زندگی را به یک عاشقانه ی آرام تبدیل کنی؛ باید! اما سخت است، میدانم …


 نادر ابراهیمی


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 | 21:42 | نویسنده : بابی |
از نظر گاندي هفت موردي که بدون هفت مورد ديگر خطرناک هستند:

1-ثروت، بدون زحمت
2-لذت، بدون وجدان
3-دانش، بدون شخصيت
4-تجارت، بدون اخلاق
5-علم، بدون انسانيت
6-عبادت، بدون ايثار
7-سياست، بدون شرافت


اين هفت مورد را گاندي تنها چند روز پيش از مرگش بر روي يک تکه کاغذ نوشت و به نوه‌اش داد.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 | 0:25 | نویسنده : بابی |
1- بعضی از مردم به خاطر گذشته‌شان، تحصیلاتشان و... موفق نیستند.
هیچ كس نمی‌تواند موفق باشد مگر بخواهد و سپس برای بدست آوردنش بكوشد.

2- افراد موفق اشتباه نمی‌كنند.
آن‌ها هم مثل ما اشتباه می‌كنند فقط اشتباهشان را تكرار نمی‌كنند.

3- برای موفق شدن باید 60 (70، 80، 90 و...) ساعت در هفته كار كرد.
موفقیت به «زیاد» انجام دادن كاری ربط ندارد، بلكه بیشتر به «درست» انجام دادن آن ربط دارد.

4- فقط اگر قواعد خاصی را اجرا كنیم موفق می‌شویم.
چه كسی قواعد را به وجود می‌آورد؟ موقعیت‌ها متفاوتند. گاهی لازم است از قواعد خاصی پیروی كنیم و گاهی نیز باید قواعد ساخته خودمان را بكار بندیم.

5- اگر كمك بگیریم، این دیگر موفقیت نیست.
موفقیت به ندرت در تنهایی رخ می‌دهد. آن‌هایی را كه به موفق شدن تو كمك می‌كنند، شناسایی كن. تعدادشان كم نیست.

6- باید خیلی شانس بیاوریم تا موفق شویم.
بله، كمی باید شانس آورد اما بیشتر به كار سخت، دانش و جدیت احتیاج است.

7- فقط اگر زیاد پول درآوریم موفقیم.
پول یكی از نتایج موفقیت است، اما ضامن آن نیست.

8- باید همه بدانند كه ما موفق هستیم.
شاید با بدست آوردن پول و شهرت بیشتر، افراد بیشتری از كارتان باخبر شوند. اما، حتی اگر شما تنها كسی باشید كه از این موضوع باخبرید، هنوز آدم موفقی هستید.

9- موفقیت، یك هدف است.
موفقیت بعد از رسیدن به اهداف بدست می‌آید. وقتی می‌گویی «می‌خواهم آدم موفقی شوم» از شما سوال می‌كنند: «در چه چیزی؟»

10- به محض این‌كه موفق شویم، گرفتاری‌ها هم تمام می‌شوند.
شاید فرد موفقی باشی، اما خدا كه نیستی. پستی و بلندی‌ها در پیش‌اند. از موفقیت امروزت لذت ببر، فردا روز دیگری است.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 | 0:5 | نویسنده : بابی |
دان هرالد (Don Herold) كاريكاتوريست و طنزنويس

آمريكايى در سال 1889 در اينديانا متولد شد و در سال

1966 از جهان رفت. دان هرالد داراى تاليفات زيادى است

اما قطعه كوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در

جهان معروف كرد. در پست زیر بخوانيد:
اگر عمر دوباره داشتم مى كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمراولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى مى گرفتم. اهميت كمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بيشتر مى رفتم. از كوههاى بيشترى بالامى رفتم و در رودخانه هاى بيشترى شنا مى كردم. بستنى بيشتر مى خوردم و اسفناج كمتر. مشكلات واقعى بيشترى مى داشتم و مشكلات واهى كمترى. آخر، ببينيد، من از آن آدمهايى بوده ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته منهم لحظاتِ سرخوشى داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر مى داشتم. من هرگز جايى بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروى قرقره،يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات نمى روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك تر سفرمى كردم.

اگر عمر دوباره داشتم،وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى رفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه مى دادم. از مدرسه بيشتر جيم مى شدم. گلوله هاى كاغذى بيشترى به معلم هايم پرتاب مى كردم. سگ هاى بيشترى به خانه مى آوردم. ديرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابيدم. بيشترعاشق مى شدم. به ماهيگيرى بيشتر مى رفتم. پايكوبى و دست افشانى بيشتر مى كردم. سوارچرخ و فلك بيشتر مى شدم. به سيرك بيشتر مى رفتم.

در روزگارى كه تقريباًهمگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى كنند، من بر پا مى شدم و به ستايشسهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم. زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مى گويد: "شادى از خرد عاقل تر است".

اگر عمر دوباره داشتم،گْلِ مينا از چمنزارها بيشتر مى چيدم


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 | 0:31 | نویسنده : بابی |
 
از دیدگاه او زندگی جاده پرپیچ و خمی است، پشت هر پیچ داستانی قرار دارد. داستانی نیمه نوشته که اگر چه برخی از قسمت‌های آن بر ما تحمیل می‌شود اما در نهایت این ما هستیم که با زاویه دید خود به این قسمت‌ها شکل می‌دهیم، دیگر قسمت‌های آن را می‌سازیم. همه‌ی ما در زندگی گرفتار شرایطی می‌شویم که خود به وجود آورنده آن نبودیم، بیماری، مرگ عزیزی یا .... درست است که در به وجود آمدن آن‌ها آزاد نبودیم اما قادریم در مقابل مصیبت، خود تصمیم بگیریم که تسلیم شویم یا در مقابل آن قد علم کنیم.
انسان زیر سلطه شرایطی که با آن روبرو می‌شود قرار ندارد بلکه این شرایط است که مطیع عزم اوست.
از دیدگاه او در هر مصیبتی معنایی نهفته است، اگر بپذیریم که جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم جهان مفاهیم و نشانه‌هاست، هر رویدادی پیامی است برای انسان هوشیار تا آن را خوب ببیند و پیام نهفته‌اش را درک کند. افراد با راهنمای روانشناسان میدان دید خود را وسعت دهند تا معنا و ارزش نهفته شده در آن مصیبت را ببینند آن گاه قادر خواهند بود شجاعانه آن را بپذیرند و با آن مبارزه کنند و وقتی به پذیرش برسند می‌توانند به وظایف و مسئولیت‌های خود رسیدگی کنند.
انسان باید دریابد غم‌ها و مرگ است که واقعیت بودن و زندگی را توجیه می‌کند و وجود انسان را شکوفا می‌سازد و او را به تعالی می‌رساند پس باید این‌ها را از دریچه دیگری نگاه کرد.
این همان نقطه‌ای است که هر جامعه به آن نیاز دارد. افراد در اجتماع نیاز دارند برای زندگی خود معنایی را پیدا کنند، اگر نتوانند این معنا را پیدا کنند دچار خلاء وجودی می‌شوند که منشاء اغلب ملالت‌ها و بی‌حوصلگی‌هاست که روزگار ما به شدت از این خلاء رنج می‌کشد و ما آن را به شکل افسردگی‌ها و وابستگی به داروهای روان‌گردان و خشم می‌بینیم. افراد یک اجتماع برای امرار معاش، گذران زندگی یا طی مسیر عمر فعالیت‌های مختلفی را انجام می‌دهد اگر این فعالیت‌ها هدفمند نباشد بعد از مدتی حتی در اوج موفقیت دچار سرخوردگی و افول می‌شود. این بی‌انگیزگی و سرخوردگی ناشی از فعالیت اشتباه نیست بلکه از نبودن هدفی مشخص که در راستای معنایی کلی و نگاه عمیق به زیستن است ناشی می‌شود.
آیا تا به حال به معنای زندگی خود فکر کرده‌اید؟!
بدون شک در دنیای امروز ما که پر از فراز و نشیب‌های متفاوت است ما به این معنا احتیاج داریم. هر یک از ما باید معنایی برای زندگی خود پیدا کنیم. معنا زندگی هر کس خاص و ویژه خود اوست زیرا برداشت هر کس از زندگی متفاوت است. شخصیت هر فرد مجموعه‌ای است از استعدادهای بالقوه‌ای که در جودش قرار دارد، آنچه از کودکی در نحوه تربیت و تعلیم او در خانواده آموخته و آنچه جامعه به او می‌دهد مجموعه‌ای است از باورها، نگرش‌ها و باید و نبایدهایی که هنجارهای یک جامعه است.
پس هر فرد متناسب با آنچه که از گذشته به همراه دارد معنایی خاص خود ر برای زندگی متصور می‌شود.
به عقیده فرانکل معنی‌جویی حقیقتی انکارناپذیر در زندگی انسان است و ماهیت اصلی بشریت همین حقیقت است که الهام‌بخش وجود انسان می‌گردد.
این معنا دارای نیروی شفابخشی است که می‌تواند به زندگی جهت دهد و فرد ر برای رسیدن به هدفش یاری کند.
اگر چه انسان قادر به جبران گذشته نیست اما با پیدا کردن راه آینده می‌تواند گذشته را آن گونه که دوست دارد جبران کند و راه خودشکوفایی استعدادهایش را پیدا کند. گذشته هر فرد هر قدر هم با شکست و ناکامی توأم باشد می‌تواند با نگاهی صحیح و عمیق راه موفقیت آینده را فراهم آورد. بسیاری اوقات کاستی‌ها همچون چراغ هشداری برای کسب موفقت و تکامل در آینده عمل میکند.
امروزه از روش لوگوترابی برای کمک به معنا دادن به زندگی افراد افسرده، افرادی که قصد خودکشی دارند، افرادی که بیماری صعب‌العلاج دارند، افرادی که با سوگ مواجهه می‌شوند و ... استفاده می‌شود.
به آنان کمک می‌کنند معنای آن حادثه را دریابند و با عینک جدید به آن اتفاق نگاه کنند و این راز فرانکل بود.
مردی که پس از جنگ سرافرازانه به وطنش بازگشت و با روش جدید درمان به کمک همنوعانش شتافت.
او به همنوعانش آموخت که گرد و غبار عینک خود را بزدایند و بدانند که به جای امکانات، می‌توانند واقعیت را در اختیار گیرند.
واقعیاتی که محتوی آن تنها کارهای انجام داده شده نیست، بلکه عشق و محبتی است که به دردها و رنج‌هایی می‌ورزد که آن را شجاعانه به دوش می‌کشد.  

موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 | 23:48 | نویسنده : بابی |

یك تبلیغ محیطی، تراكت، دیوار نوشته یا حتی منوی یك رستوران، گاهی تا چند لحظه توجه شما را به‌خودش جلب می‌كند. گاهی هم هزار و یكی از این تبلیغ‌ها پیش رویتان قرار می‌گیرد و بدون آنكه توجهی كنید و حتی واقعا آنها را ببینید‌، از كنار‌شان می‌گذرید. شاید خودتان هم ندانید كه چرا جذب یك آگهی می‌شوید و به‌دنبال نزدیك‌ترین نمایندگی ارائه‌دهنده آن محصول می‌روید و چرا بعضی طرح‌ها با وجود زیبایی‌شان، هیچ حسی را در شما ایجاد نمی‌كنند. برای اینكه جواب این سؤال را پیدا كنید، باید فوت‌و‌فن‌های تبلیغات را بیشتر بشناسید. دنیای تبلیغات هزار و یك رمز و راز دارد و اگر با همین پیچیدگی‌ها بیشتر آشنا شوید، دیگر عاشق یك تبلیغ در یك نگاه شدن برایتان بی‌معنا نخواهد بود


آبی، رنگ امنیت است


در تئوری رنگ‌ها، آبی نشان‌دهنده كسب و كار، امنیت، ثبات مالی، اعتماد به نفس، هوش، صداقت و فرصت‌های تازه و استثنایی است. حالا اگر در گروه هدفی كه انتخاب كرده‌اید، مردهای بیشتری حضور دارند، می‌توانید رنگ آبی با سایه‌ای تیره‌تر را انتخاب كنید و آگهی‌تان را مردانه‌تر نشان دهید. اما اگر پیامی در مورد تفاهم، سلامت و تعادل یك وضعیت را می‌خواهید به مخاطب برسانید، بهتر است یك آبی سبك‌تر و روشن‌تر را انتخاب كنید.


خلاقیت را با نارنجی نشان دهید


نارنجی یكی از رنگ‌های ایده‌آل برای تبلیغات است زیرا این رنگ از تلفیق 2 رنگ تاثیرگذار زرد و قرمز به‌وجود می‌آید و با كمكش می‌توانید هیجان رنگ قرمز را همراه با احساس مثبتی كه در رنگ زرد است منتقل كنید. نارنجی رنگی است كه شور و اشتیاق، شیفتگی، شادی، خلاقیت، اراده و موفقیت را نشان می‌دهد و می‌تواند مخاطب را برای انجام كاری تشویق و تحریك كند. نارنجی كه با وجود داشتن رنگ زرد، هنوز خشونت و هجوم قرمز را با خود دارد، مغز را فعال می‌كند و مخاطب را به جست‌وجوگری وامی‌دارد. نارنجی بیشتر از هر رنگ دیگری حس خوردن را تقویت می‌كند، به خصوص اگر این رنگ را كمی به قهوه‌ای متمایل كنید. در تبلیغاتی كه قرار است یك خوراكی ایده‌آل را معرفی كنید، می‌توانید از آن استفاده كنید یا می‌توانید با كمك این رنگ چهره‌ای پاییزی به تبلیغ‌تان بدهید.

 

یاسی، یك رنگ آسمانی است


بنفش ملایم یا همان یاسی، رنگی است كه می‌تواند چهره‌ای معنوی به تبلیغ شما بدهد. این رنگ بار معنایی مثبتی را منتقل می‌كند، لوكس و زیباست و در ناخودآگاه مخاطب، احساس اصالت، صداقت و كیفیت را به جریان می‌اندازد. البته بنفش رنگی است كه حالات درون‌گرایانه را هم در خود دارد؛ اما اگر بخواهید بار مثبت و معنوی‌اش را تقویت كنید، می‌توانید آن را كنار رنگ سفید به كار ببرید.


سیاه دنیا را راز‌آلود می‌كند


اگر بخواهیم در یك تبلیغ قدرت، ظرافت، تشریفات، مرگ، بدی‌ها و رمز و راز را نشان دهیم، می‌توانیم این رنگ را به كار ببریم. سیاه یك رنگ راز‌آلود است و اگر می‌خواهید این موضوع را به‌عنوان ویژگی محصول‌تان مطرح كنید، می‌توانید از معجزه رنگ سیاه در تبلیغ‌تان كمك بگیرید. اگر این رنگ را در پس‌زمینه استفاده كنید، به تبلیغ‌تان عمق می‌دهد اما با وجود تمامی این محاسن، استفاده زیاد از رنگ سیاه بدی‌هایی هم دارد. اگر این رنگ را زیاد به كار ببرید و متن زیادی را هم روی آن بریزید، خوانایی آگهی‌تان كاهش می‌یابد و متنی كه نوشته‌اید، بیشتر از آنكه پیامی به مخاطب بدهد، چشم او را اذیت می‌كند. با استفاده از رنگ‌های سیاه و طوسی در یك تبلیغ، باعث می‌شوید رنگ‌های دیگر جان بگیرند و بهتر دیده شوند. كنتراست رنگ سیاه با رنگ‌های زنده و روشن می‌تواند تبلیغ شما را دیدنی‌تر و توجه مخاطب را تا لحظاتی به‌خود معطوف كند.

رنگ‌های تیره و كاربرد سیاه در این آگهی، حالتی راز‌آلود را به تصویر داده است؛ البته در كنار این رنگ‌های تیره از تصویر یك جنگل تاریك كه خودش هم رمز و راز را نشان می‌دهد كمك گرفته شده ‌است. این آگهی می‌خواهد از قدرت دوربین‌های نیكون برای كشف پنهان‌ترین حقیقت‌ها صحبت كند.

قرمز، نارنجی و زرد؛ رنگ‌های اشتهاآور

اگر می‌خواهید مخاطب‌تان را به انجام كاری تحریك كنید و وادارش كنید كه هیجان‌زده شود و از هیجان‌زدگی‌اش به نفع خودتان استفاده كنید، پس سراغ رنگ‌های گرم بروید. قرمز روشن، نارنجی و زرد از كاربردی‌ترین رنگ‌های گرم هستند كه می‌توانند این حس‌ها را به مخاطب یك تبلیغ، القا كنند. این رنگ‌ها معمولا در آرم‌ها و منو‌های رستوران‌ها استفاده می‌شوند و بیشترین كاربرد را در آگهی‌های مربوط به صنایع غذایی دارند. محققان حوزه بازرگانی و تبلیغات می‌گویند، رنگ‌های گرم، اشتها را باز می‌كنند و از میان تمامی رنگ‌های گرم، قرمز و زرد بیشتر از همه چنین تاثیری را روی مخاطب می‌گذارند.

 

قرمز رنگ هیجان و اشتهاست و حضورش به این آگهی كه می‌خواهد جویدن ناخن‌ها را متوقف كند، كمك كرده است. بیننده با دیدن رنگ قرمز به خرید این محصول ترغیب می‌شود و بالای این رنگ اشتها‌آور، یك لاك آسیب دیده را می‌بیند كه مثل ناخن‌های خودش جویده شده است.

 

با رنگ‌های سرد رژیم بگیرید

علاوه‌بر ‌دانش و فهم، رنگ‌های سرد صلح و آرامش را هم به مخاطب نشان می‌دهند. آبی كه سردسته‌ای از رنگ‌هاست، به‌‌دلیل همبستگی‌اش با آب نشان‌دهنده زندگی هم است. اگر می‌خواهید اشتهای مخاطب را كم كنید، سراغ این رنگ و هم‌خانواده‌هایش بروید و اگر هم آگهی شما یك پیام سلامت را در خود دارد، از رنگ‌های سرد برای نشان‌دادنش كمك بگیرید. رنگ‌های سرد و به ویژه آبی، اعتماد مخاطب را به شما جلب می‌كنند و كسب و كار شما را به‌عنوان محلی امن برای سرمایه‌گذاری معرفی می‌كنند.

آب نماد زندگی است و رنگ‌های سفید و آبی هم می‌خواهد همین تازگی و جریان زندگی را نشان دهد. مك‌دونالد با لوگوی قرمز و زرد هیجان‌انگیزش، قصد دارد در این آگهی تازگی ماهی‌برگرش را نشان دهد.

 

سیاه و سفید برای حرفه‌ای‌ها

سیاه و سفید را می‌توان به‌عنوان بهترین همراه‌ در چرخه رنگ معرفی كرد. این فقط ادعای ما نیست بلكه محققان هم این موضوع را در بررسی‌های‌شان دریافته‌اند. این دو رنگ به دلیل تضادی كه با هم دارند، می‌توانند نوعی كشمكش را در آگهی شما نشان دهند و ذهن مخاطب را درگیر خود كنند. سفید نماینده خلوص و پاكی و البته كمال است و سیاه نوعی قدرت همراه با خشونت را در خود دارد و مخاطب را به شك می‌اندازد. تركیب این دو رنگ كنار هم، حس شراكت حرفه‌ای را ایجاد می‌كند و اگر هم قرمز را كنار سیاه به‌كار ببرید، می‌توانید یك طرح شیطانی تمام عیار را به مخاطب عرضه كرده و او را از كاری بترسانید یا منصرف كنید.

با قرمز زود تصمیم بگیرید


رنگ قرمز نشان‌دهنده شدت و سرعت تصمیم گیری است. این رنگ بسیار پرشور است و احساسات مخاطب را به غلیان می‌اندازد. قرمز رنگ خون و آتش است و بعد از آبی، محبوب‌ترین رنگ به شمار می‌آید. البته قرمز می‌تواند احساس خطر را هم منتقل كند و برای تبلیغاتی كه حالت هشداری دارند، یك رنگ ایده‌آل است.

خاكستری رنگی خنثی است كه سكون و بی‌تحركی را نشان می‌دهد. این زن در یك چنین دنیایی قدم می‌زند و خون قرمز رنگ از چمدانش بیرون می‌زند. خونی كه به ما هشدار می‌دهد و باعث می‌شود پیام روی عكس را با دقت بیشتری بخوانیم.


لوازم آرایشی را با قهوه‌ای تبلیغ كنید


قهوه‌ای، رنگ مردانه دیگری است كه سن و سال، گرما، محبت و آسایش را به مخاطب منتقل می‌كند و برای فروش محصولات مختلف، به ویژه لوازم آرایشی می‌تواند تاثیر‌گذار باشد. اگر این رنگ در كنار تصویر‌هایی كه مربوط به محیط زیست و طبیعت هستند استفاده شود، می‌تواند نماینده قطحی و ویرانی باشد.

سبز رنگ زندگی‌است و نشان دادن تصویر ریه با كمك جنگل‌های سبز می‌تواند این ذهنیت را در مخاطب تقویت كند. در كنار این رنگ از قهوه‌ای خاكی كه بیابان را نشان می‌دهد هم استفاده شده تا انگیزه بیشتری به مخاطب برای نجات طبیعت داده شود.

بنفش رنگ آدم‌های مستقل


بنفش رنگی تركیبی است كه شور و اشتیاق قرمز را در خود دارد و آرامش و امنیت آبی را هم به مخاطب منتقل می‌كند. برای طرح‌های تبلیغاتی، بنفش همیشه انتخاب خوبی است زیرا با آمدنش عقل و درك، عزت‌نفس، نوستالژی، استقلال و خلاقیت را به‌همراه می‌آورد.

عقل و درك و خلاقیت همه هدیه‌هایی هستند كه با آمدن رنگ بنفش به یك تبلیغ داده می‌شوند. در این تصویر جدا از این رنگ، رگه‌هایی از رنگ‌های هیجان‌بخش دیگر را می‌بینیم كه می‌خواهند برند نایك را مثل یك صاعقه و سرشار از حركت و هیجان معرفی كنند.


زرد، زودتر از هر رنگی دیده می‌شود


زرد، رنگی گرم و شاد است كه توجه‌ها را به‌خود جلب می‌كند. چشم مخاطب زرد را زودتر از هر رنگ دیگری می‌بیند و معمولا این رنگ برای تبلیغاتی كه در مورد غذا و صنایع غذایی هستند به‌كار برده می‌شود. تركیب رنگ‌ها یكی از بهترین راه‌هایی است كه تاثیر‌گذاری رنگ‌ها را می‌توانید با آن بالا ببرید. اگر رنگ زرد را در آگهی‌تان به كار می‌برید، توصیه می‌كنیم كه در كنارش مشكی را هم استفاده كنید تا هر دوی این رنگ‌ها بهتر دیده شوند.


خاكستری یعنی بی‌طرفی


خاكستری هم می‌تواند بار مثبت داشته باشد و هم بار منفی. در معنای مثبتش بی‌طرفی را نشان می‌دهد و در معنای منفی‌اش، ‌نبود ‌اعتماد به‌نفس، افسردگی، كمبود انرژی و خواب زمستانی را منتقل می‌كند. خاكستری می‌تواند رطوبت را هم نشان دهد و اگر بخواهید كه معنایی سركوبگرانه به تبلیغ‌تان دهید، می‌توانید از این رنگ كمك بگیرید. خاكستری رنگی است كه ترس از قرار گرفتن در یك موقعیت خاص را هم القا می‌كند؛ پس اگر نمی‌خواهید چنین منظوری را برسانید، مراقب استفاده از این رنگ باشید.


سبز یعنی جیب پرپول


سبز نشان‌دهنده رشد، پول و سرمایه، حركت و پیشروی مثبت، هماهنگی و همچنین ایمنی است. سبز از آن‌ دسته رنگ‌هایی است كه به چشم بیشتر افراد خوش می‌آید و توجه آنها را جلب می‌كند. علاوه بر این، سبز نشان‌دهنده ثبات و استقامت است و انتخاب نوع تیره‌ای از این رنگ برای موضوعاتی كه با پول و امنیت مالی در ارتباط هستند می‌تواند مناسب باشد.


صلح و صداقت در سفید پنهان است


سفید همیشه با خودش خلوص، تمیزی، تازگی و خوب بودن را به‌همراه می‌آورد. اگر می‌خواهید یك صحنه زمستانی را نشان دهید، سفید ایده‌آل‌ترین رنگ است و اگر می‌خواهید در تبلیغ‌تان بگویید كه طرفدار صلح و راستگویی هستید  باز هم می‌توانید از این رنگ كمك بگیرید. به‌كار بردن فونت تیره روی زمینه سفید، خواندن آن را راحت می‌كند. اگر می‌خواهید در مورد یك سازمان خیریه و همچنین سازمان‌های غیرانتفاعی تبلیغ كنید، از این رنگ كمك بگیرید. از آنجا كه سفید همیشه به‌عنوان رنگی آسمانی شناخته شده، این رنگ می‌تواند در تبلیغ‌های مربوط به بیمارستان‌ها و پزشكان هم مؤثر واقع شود. اگر هم قصد دارید غذاهای كم‌كالری و محصولات كم‌چرب را معرفی كنید، كمك گرفتن از رنگ سفید می‌تواند آگهی‌تان را دیدنی و تاثیرگذارتر كند.

 

تلفیق آبی و سفید برای نشان دادن یخ‌زدگی و بی‌تحركی می‌تواند مؤثر واقع شود. حالا در كنار انجمادی كه در این عكس می‌بینید، گرما و هیجان قهوه‌ای مایل به قرمز را هم مشاهده می‌كنید. كمك گرفتن از این رنگ‌ها در كنار هم كافی‌است تا فكر كنید كوكاكولا قرار است یك انفجار برپا كند

منبع:برترین ها


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه بیست و یکم مرداد 1391 | 16:18 | نویسنده : بابی |
درسخاوت وکمک به دیگران،همچون رودخانه باش

در مهرومحبت مانندخورشیدباش

درکتمان خطاهای دیگران،مثل شب باش

درخشم وغضب طوری باش که انگاراز دنیارفته ای

درتواضع وفروتنی مانندزمین باش

درتحمی وشکیبایی ،مثل دریا باش

وان طور تظاهرکن که واقعا هستی،یاانطورباش که تظاهرمیکنی!

منبع:مجله موفقیت


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه بیست و یکم مرداد 1391 | 15:44 | نویسنده : بابی |

Easy is to dream every night.
Difficult is to fight for a dream...

خوابیدن در هر شب آسان است
ولی مبارزه با آن مشکل است.

Easy is to show victory.
Difficult is to assume defeat with dignity...

نشان دادن یپروزی آسان است.
قبول کردن شکست مشکل است.

Easy is to admire a full moon.
Difficult to see the other side...

حظ کردن از یک ماه کامل آسان است .
ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است.

Easy is to stumble with a stone.
Difficult is to get up...

زمین خوردن با یک سنگ آسان است .
ولی بلند شدن مشکل است.

Easy is to enjoy life every day.
Difficult to give its real value...

لذت بردن از زندگی آسان است..
ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است.


Easy is to promise something to someone.
Difficult is to fulfill that promise...

قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است .
ولی وفای به عهد مشکل است.

Easy is to say we love.
Difficult is to show it every day...

گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است .
ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است .

Easy is to criticize others.
Difficult is to improve oneself...

انتقاد از دیگران آسان است.
ولی خودسازی مشکل است.

Easy is to make mistakes.
Difficult is to learn from them...

ایراد گیری از دیگران آسان است.
عبرت گرفتن از آنها مشکل است.

Easy is to weep for a lost love.
Difficult is to take care of it so not to lose it.

گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است.
ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است.

Easy is to think about improving.
Difficult is to stop thinking it and put it into action...

فکر کردن برای پیشرفت آسان است
متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است.

Easy is to think bad of others
Difficult is to give them the benefit of the doubt...

فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است.
رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است.

Easy is to receive
Difficult is to give

دریافت کردن آسان است.
اهدا کردن مشکل است.

Easy to read this
Difficult to follow

خوندن این متن آسان است .
ولی پیگیری آن مشکل است.

Easy is keep the friendship with words

Difficult is to keep it with meanings

حفظ دوستی با کلمات آسان است .
حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه بیست و یکم مرداد 1391 | 15:34 | نویسنده : بابی |

از گذشت بهتر هم وجو دارد و آن فراموش کردن آن است. تا زمانی که خاطره ی رنجش و احساس اینکه به حقوق و احساس ما تجاوز شده است، در ما باقی می ماند و ما در زمهریر سرد صدمه ای که دیده ایم می لرزیم، گذشت واقعی در وجود ما اتفاق نیفتاده است.
شنیده ام که اگر فقط ببخشیم و فراموش نکنیم انگار "دریچه ای را دفن کرده ایم که دستگیره اش از خاک بیرون مانده است."


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه بیستم مرداد 1391 | 22:55 | نویسنده : بابی |
چگونه میتوانید مانندیک فردسرشناس رفتارکنیدوقتی لباس زیرشماسوراخ سوراخ است یاانگشت پایتان ازسوراخ جوراب بیرون زده است؟یکی از دوستانم میگوید:((هرگاه موفق وپولدارشدم این زندگی سگی رارها خواهم کرد.))

امااوکاملادر اشتباه است.اگرمیخواهید موفق باشید،بایدازهم اکنون مانندافرادموفق زندگی کنیدوموفقیتراازهم اکنوندرخوداحساس کنید.

اندره متیوس


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391 | 10:11 | نویسنده : بابی |
 

بازندگان   برندگان

1-آرزوهای کوچک وذهنی بسته دارند.

 1- آرزوهای بزرگ ودیدگاه بازدارند.
 2-به دردورنج می اندیشند. 2-به راه حل می اندیشند.

3-درگذشته سیرمی کنندواغلب آینده رامبهم می داند وگذشته نگرهستند.
3-به حال وآینده می اندیشندوپتانسیل هارادرنظردارند
4-به دنبال بهانه اندوفرافکنی می کنند. 4-برای هرکاری برنامه مشخصی دارند.
5-مشکلات رامی بینند. 5-امکانات رامی بینند.

6-قول می دهندوشعاری اند.
6-عمل می کنندوجدی هستند.
7-می گویند:یک کاری بایدانجام شود.
7-می گویند:من بایدیک کاری انجام دهم
8-درهرپاسخ جستجوی یک مشکل هستندوازپرسش فرارمی کنند.
8-پرسشگرندوبرای هرمسئله ای به دنبال پاسخ هستند.
9-معتقدبه برد-باخت هستند. 9-معتقدبه برد-بردهستند.
10- اشتباهات رابه گردن دیگران می اندازند.
10-وقتی مرتکب اشتباه شوندآنراقبول میکنند.
11-پرحرف هستندوکمترمی شنوند 11-دوبرابرآنچه می گویند،می شنوند.
12-خودراجداازجامعه می دانند. 12-خودراقسمتی ازجامعه می دانند.
13-می گویند:اگرهم قابل انجام باشدکاربسیارسختی است. 13-می گویند:کارسختی است اماقابل انجام.
14-می گذاردبه انجام برسد. 14-به انجام می رساند.

15-انحصارطلب است ومخالفان خودراتحقیرمی کند.
15-مشارکت جواست ومخالفان خودرادوست می دارد.

16-منتظرشرایط بهترهستندوفرصتهاراازدست می دهند.
16-درسخت ترین شرایط هم کارمی کنندومنتظرفرصت نمی مانند.

17-سنتی فکرمی کنند؛باتکنولوژی مقابله می نمایندونگرش محلی دارند.
17-نوآورند؛ازتکنولوژی جدیداستفاده می کنندونگرش جهانی دارند.

18-انکارمی کنند مقصرساز،دیکتاتورسازوتابو سازند.
18نقدمی کنند،بدنبال رابطه علت ومعلول هستند.
19-توان برقراری ارتباط باغیرخودی هاراندارندوتحمل ناپذیرند.
19-قادربه ارتباط باناآشناهاوغیرخودی هاهستندوتحمل پذیرند.

20-قضاوت وتصمیم گیری آنهابراساس نقل وقول یاروایت دیگران است.
20-قضاوت وتصمیم گیری آنهابراساس حقایق علمی  ومدارک است.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 13:10 | نویسنده : بابی |
خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.


خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.

 

خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.

 


خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند. اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.

 

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

 


خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.


خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.

خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.

 

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.

 

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

 

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم. اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.


خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 12:25 | نویسنده : بابی |



زندگی کسالت بار نیست!
بلکه کسالت در مردمی است که از پشت عینک های کثیف و تیره به دنیای خود نگاه می کنند
.
خیلی ها در بیست و پنج سالگی می میرند اما تا هفتاد سالگی دفن نمی شوند
!
این برای من یک راز است که چرا بعضی به هر جایی که نگاه می کنند زیبایی و سحر می بینند، حال آنکه این زیبایی ها بر دیگران پوشیده است



موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 11:21 | نویسنده : بابی |
دنیا رابد ساخته اند...

کم نیستند مردان بزرگی که برای به دست اوردن

یک زن،یک شهر،۷یاحتی یک چیزساده،

خون ها ریختند.ان فکر،ان لمس ونگاه،

ان قدرتی که پس ان شی است،

کاری میکندکه تا اخر عمرتحت سلطه ی ان موهوم باشند.

درورتی که شایدروی کس دیگری هیچ تاثیری نداشته باشند.

اگرخوب گاه کنی،می بینی

حماقت ونادانی وکلی چیزهایی که اسم شان بددررفته ،همه جز حس های ادم هستند.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : سه شنبه هفدهم مرداد 1391 | 13:36 | نویسنده : بابی |
خندیدن یک نیایش است.

اگربتوانی بخندی،اموخته ای که چگونه نیایش کنی.

جدی نباش.

عبوس هرگز نمی تواند متفکرباشد.

کسی که میتواندبخندد

کسی که طنز امیزیوتمامی بازی زندگی رامی بیند،می خندد.

ودربطن همین خنده به اشراق خواهدرسید.

بگذارخنده ات خنده ای از ژرفای دل باشد.

چنین خنده ای پدیده ای نادراست.

هنگامی که هرسلول بدن توبخندد،

هنگامی که هربافت وجودت ازشادی بلرزد،

به ارامشی عظیم دست می یابی.

کارهای اندکی  راسراغ داریم که بی نهایت باارزشند،

خندهه یکی ازاین کارهات.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 | 11:24 | نویسنده : بابی |

از خیلی خوب به خیلی بد

خیلی خوب ... خیلی زود تبدیل شد به خیلی بد

خیلی زود .

هیچ کس چیزی به من نگفت و به همین دلیل هیچ وقت سر در نیاوردم

که خیلی خوب چقدر زود تبدیل می شود به خیلی بد .

آفتاب ... تبدیل شد به سایه ، به باران

شور و شوق .. تبدیل شد به لذت ، به درد

ترنم ترانه های دل انگیز عاشقانه جایش را داد به سر دادن سرود های غم انگیز

خیلی زود .

با تا ابد شروع شد

و ابد تبدیل شد به گاهی ، به هیچ وقت

و مرا دوست داشته باش تبدیل شد به جایی هم در

قلبت برای من در نظر بگیر

خیلی زود .

خیلی خوب .. زود تر از آنچه فکر می کردیم

تبدیل شد به خیلی بد

خیلی زود .

شل سیلوراستاین



موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 | 11:47 | نویسنده : بابی |
 

سمت و سوی زندگیت را باید دگرگون کنی

از فکر به احساس .........از منطق به عشق..........و از قیاس به نغمه ای دلکش و عاشقانه.

این کاری ممکن است و شدنی است.زیرا نغمه و آواز و ترانه به دلهای ما نزدیک تر است تا فکر.

رابطه نغمه و دل،رابطه طبیعی است. بدیهی است عشق برای دل ،طبیعی تراز منطق است.

منطق را می آموزند اما عشق آمدنی است نه آموختنی.

عاشقی نه به کسب است و نه به اختیار.

عشق سرشت و سرنوشت ماست.

منطق اختراع اجتماع است.

عشق موهبتی الهی است.این موهبت رسیده از میراث فطرت ماست.

 

مسیحا برزگر/زندگی را به رقص آور


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهاردهم مرداد 1391 | 19:42 | نویسنده : بابی |
بودن ،ضیافتی پرشکوه است ؛ خاکی ست حاصلخیز تا تو دانه ی وجودت را به درخت تناور عشق و نیایش تبدیل کنی و سرانجام باکانون آفریننده ی هستی یگانه شوی .

یک نوع دانایی وجود دارد که از خلال منطق به دست می آید .این یک نوع دانایی  را سواد هم میتوان خواند ؛ دانشی که تورا دگرگون نمیکند ، زیرا در سر میماند و به قلب تو راهی نمیابد .اگر دل تو نلرزد و دگرگون نشود فتو همان خواهی بود که هستی ؛ در جمع کتابها خواهی کوشید ،اما خحجابی را پس نخواهد زد . چنین دانشی باری بر دوش است .چنین دانشی تورا دانمشند میسازد اما چیزی از حماقت تو نخواهد کاست چنین دانشی ، بصیرت نمی بخشد ، پرتو نمی افکند جهش نمی آورد و تولدی دیگر نیست .فقط تلمبار کردن حافظه است و حافظه هم ظرفیتی پایان ناپذیر دارد .

 

مسیحا برزگر. آواز خوش زندگی


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهاردهم مرداد 1391 | 12:17 | نویسنده : بابی |
زيرا در زندگيش ، جار و جنجال هست
اما موسيقي ِ خاموش نيست
 
زيرا در زندگيش ، ورّاجي‌هاي افكار هست
اما خلوت نيست
زيرا در زندگيش ناآرامي ِ احساس هست
اما بردباري نيست
زيرا در زندگيش ، هجوم ديوانه‌وار به اين‌سو و آن‌سو هست
اما آرام و قرار  ِ  بي‌مقصد نيست
 
و دست آخر ، زيرا در زندگيش ، "خود" حضوري فراوان دارد
اما خدا ، به هيچ وجه .

مسيحا برزگر



موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه چهاردهم مرداد 1391 | 11:52 | نویسنده : بابی |
بدون شک دردنیای امروزما که پراز فرازونشیب های متفاوت است مابه این معنااحتیاج داریم.هریک از ما باید برای زندگی خود پیداکنیم.معنازندگی هرکس خاص وویژه خوداوست زیرابرداشت هرکس اززندگی متفاوت است.شخصیت هرفرد مجموعه ای است ازاستعدادهای بالقوه ای که دروجودش قراردارد،انچه ازکودکی درنحوهی تربیت وتعلیم او درخانواده اموخته وانچه جامعه به او میدهدمجموعه ای است ازباورها،نگرش هاوبایدونبایدهایی که هنجارهی یک جامعه است.

پس هرفرد متناسب باانچه که ازگذشته به همراه داردمعنایی خاص خودرا برای زندگی متصورمی شود.

به عقیده فرانکل معنی جویی حقیقتی انکارناپذیر درزندگی انسان است وماهیت اصلی بشریت همین حقیقت است که الهام بخش وجود انسان میگردد.

این معنا دارای نیروی شفابخشی است که میتواندبه زندگی جهت دهد وفردرا برای رسیدن به هدفش یاری کند.

اگر چه انسان قادر به جبران گذشته نیست اما با پیداکردن راه اینده میتواند گذشته راانگونه که دوست دارد جبران کند وراه خودشکوفایی استعدادهایش راپیداکند.گذشته هرفرد هرقدرهم که باشکست وناکامی توام باشد می تواندبا نگاهی صحیح وعمیق راه موفقیت اینده را فراهم اورد.بسیاری اوقات کاستی هاهمچون چراغ هشداری برای کسب موفقیت وتکامل دراینده عمل میکند.

وهمین نگرش به انان کمک کرد معنای ان حادثه رادریابندوبا عینک جدید به ان اتفاق نگاه کنند این راز فرانکل بود.

او به همنوعانش اموخت که گردوغباتر عینک خودرا بزدایند وبدانند که به جای امکانات،میتوانند واقعیت رادراختیارگیرند.

واقعیاتی که محتوی ان تنها کارهای انجام داده شده نیست،بلکه عشق محبتی است که به دردها ورنج هایی می ورزد که ان را شجاعانه به دوش می کشد.

منبع:انسوی اندیشه ۲


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 | 12:0 | نویسنده : بابی |
فرانکل بر این باور است که مابایدبر((تکاپوی اندیشه ای))تمرکزکنیم که دران ،فشارعصبی،حداقل تا ان هنگام که به معنایی راه برد،برای سلامت روانی لازم وضروری است.

انسان هابرای اینکه درگیر کوشش برای نیل به یک هدف ارزشمندشوند،به فشارعصبی وتنش نیاز دارند.

اوباورداشت انچه انسان ها را ازپای درمی اورد رنج وسختی زندگی نیست بلکه از بین رفتن معنای زندگی است.

معنی تنهادرلذت وشادمانی نیست بلکه دررنج ومرگ نیز هست.

از دیدگاه او زندگی زندگی جاده پرپیچ وخمی است،پشت هرپیچ داستانی قراردارد.

داستانی نیمه نوشته که اگر چه برخی از قسمت های ان برماتحمیل میشوداما درنهایت این ما هستیم که بازاویه دید خودبه این قسمت ها شکل میدهیم دیگر قسمت های ان را میسازیم

همه مادرزندگی گرفتار شرایطی میشویم که خودبه وجوداورنده ان نبودیم،بیماری،مرگ عزیزی یا...درست است که در به وجودامدن انها ازاد نبودیم اما قادریم در مقابل مصیبت ،خودتصمیم بگیریم که تسلیم شویم یادر مقابل ان قد اعلم کنیم.

انسان زیر سلطه شرایطی که با ان روبرو می شود قرار ندارد بلکه این شرایط است که مطیع عزم اوست.

از دیدگاه اودر هر مصیبتی معنایی نهفته است،اگر بپذیریم جهانی که ما دران زندگی میکنیم جهان مفاهیم ونشانه هاست،هررویدادی پیامی است برای انسان هوشیار تاان را خوب ببیند وپیام نهفته اش رادرک کند.افراد باراهنمای روانشناسان میدان دید خودرا وسعت دهندتامعناوارزش نهفته شده دران مصیبت راببینندان گاه قادر خواهند بود شجاعانه ان را بپذیرند وبا ان مبارزه کنندووقتی به پذیرش برسند می توانند به وظایف ومسئولیت های خودرسیدگی کنند.

انسان باید دریابد غم هاومرگ است که واقعیت بودن وزندگی را توجیه می کند ووجود انسان راشکوفا می سازد واورا به تعالی میرساند پس باید این هارااز دریچه دیگری نگاه کرد.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 | 0:40 | نویسنده : بابی |
وقتی روزی جدید شروع می شود، جرأت کن و قدر شناسانه تبسمی کن. وقتی به تاریکی رسیدی، جرأت کن و اولین کسی باش که شمعی روشن می کند. وقتی بی عدالتی وجود دارد، جرأت کن و اولین کسی باش که آن را محکوم می کند. وقتی به دشواری برخورده ای، جرأت کن و به کارت ادامه بده. وقتی به نظر می رسد زندگی به زمینت می زند، جرأت کن و با آن بستیز. وقتی احساس خستگی می کنی، جرأت کن و به راهت ادامه بده. وقتی زمانه سخت می شود، جرأت کن و از آن سخت تر شو.

وقتی عشق آزارت می دهد، جرأت کن و دوباره عاشق شو. وقتی کسی را در رنج دیدی، جرأت کن و او را التیام بده. وقتی کسی را دیدی که گم شده است، جرأت کن و راه را به او نشان بده. وقتی دوستی به زمین افتاد، جرأت کن و اولین کسی باش که دستش را بسویش دراز می کند. وقتی احساس شادمانی می کنی، جرأت کن و دل کسی را شاد کن. وقتی روز به انتها می رسد، جرأت کن و به این احساس برس که بیشترین تلاشت را کرده ای. جرأت کن و به بهترین کسی که می توانی تبدیل شو. همیشه جرأت کن.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : سه شنبه دهم مرداد 1391 | 9:44 | نویسنده : بابی |
هرفردیک ازادی است یک ازادی ناشناخته.

ازادی ای غیر قابل پیش بینی وغیر قابل انتظار.

شخص بایددراگاهی وادراک زندگی کند.

گلهای سرخ به این زیبایی میشکفندچراکه سعی ندارند

به شکل نیلوفرهای ابی درایندو

نیلوفرهای ابی به این زیبایی شکفته میشوند

چراکه درباره ی دیگرگلهاافسانه ای به گوششان نخورده است.

همه چیزدر طبیعت این چنین زیبادرتطابق بایکدیگرپیش میروند.

چرا که هیچ کس سعی نداردباکسی رقابت کندکسی سعی ندارد

به لباس دیگری دراید.فقط این نکته رادریاب!

فقط خودت باش واین رااویزهی گوش کن که هرکاری هم که بکنی نمیتوانی چیزدیگر باشی.همه تلاش هابیهوده است .توبایدفقط خودت باشی.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه نهم مرداد 1391 | 19:17 | نویسنده : بابی |
روزمبادا:
وقتی تونیستی،نه هستهای ماچنانکه بایدند،نه بایدها...

مثل همیشه آخرحرفم وحرف آخرم رابابغض فرومی خورم

عمری است لبخندهای لاغرخودرادردل ذخیره می کنم،باشدبرای روزمبادا

امادرصفحه های تقویم،روزی به نام روزمبادا نیست

آن روزهرچه باشد،روزی شبیه دیروز،روزی شبیه فردا،روزی درست مثل همین روزهای ماست.

اماکسی چه می داند؟شایدامروز نیزروز مبادا باشد.

وقتی تونیستی،نه هستهای ما...

هرروزبی توروز مباداست.

 

زندگی:
غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!

 

ادمها:

بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و

بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬ بعضی جلد ضخیم،

بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.

بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و

بعضی با کاغذ خارجی.

بعضی آدمها ترجمه شده اند و

بعضی تفسیر می شوند.

بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و

بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند.

بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند و

بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.

بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند.

بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.

بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.

بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و

بعضی را توی کیف.

بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند.

بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها معلومات عمومی.

بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و

بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان .

ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و

از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت

به راستی ما کدامیم؟..


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه نهم مرداد 1391 | 14:28 | نویسنده : بابی |
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،

از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

که دست کم یکی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،

تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی

نه خیلی غیرضروری،

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند

چون این کارِ ساده ای است،

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند

و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان که هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم حیوانی را نوازش کنی

به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی

وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.

چرا که به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینکه سالی یک بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد.

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : دوشنبه نهم مرداد 1391 | 13:52 | نویسنده : بابی |
۱.با تمام وجودگوش بدهید:

انگاردر ای لحظه دردنیا چیزی مهم تر از حرفی که او میزندوجودندارد.

اگر کسی میخواهد درمنزل،با شماحرف بزند،بلافاصله فعالیتهای دیگرتارا متوقف سازیدوبا تمام وجود به حرف های او گوش دهید.

طوری گوش دهید که گویی مجذوب صحبت های طرف مقابل شده اید.

۲.قبل ازجواب دادن مکث کنید:

با مکث کردن به گوینده میگویید حرفهایش مهم است وشما به دقت به انها توجه دارید.

۳.برای روشن تر شدن مطلب سوال کنید:

هرگز فرض را براین نگذارید که لزوما منظور گوینده رادرک کرده اید.به جای ان،باطرح سوالاتی از قبیل((منظورتان ازاین صحبت چیست؟))یا ((دقیقا چه میخواهید بگویید؟))به گوینده کمک کنید تا منظورخودرا بهتر بیان کند.

۴.حرفهای گوینده را به زبان خودخلاصه کنیدوبه اوتحویل دهید.

وقتی کسی صحبتش را تمام میکند،لحظاتی مکث کنید وبعد به او بگویید:((با این حساب،شما این کارراکرده ایدوبعد این اتفاق افتادوشما تصمیم گرفتیدکه چنین حرفی بزنید،درست میگویم))

مسعودلعلی


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : یکشنبه هشتم مرداد 1391 | 20:57 | نویسنده : بابی |

 وقتی نمیدانید از زندگی چه میخواهید زندگی هم نمیداند به شما چه بدهد.

مسعودلعلی

دقیقا بدانیددرهرزمینه از زندگی خودچه میخواهید.دلیل اصلی موفقیت بزرگ،داشتن هدف ها وبرنامه

های روشن ،خاص وقابل اندازه گیری است.تا هدفی را نبینید،نمی توانیدبه ان بزنید.اگرندانید که به کجامیروید،احتمالا از جای دیگری سردر می اورید.باید هدف داشته باشید.

هدف ممکن است تنهادلیل موفقیت نباشداما هیچ موفقیتی بدون وجودهدف حاصل نمی شود.

اهمیت شفاف بودن درک ساده ای دارد.به شما میگویندکه بایدبه خانه یادفتر شخصی درشهربروید.اما اشکال اینجاست که درخیابان هیچ تابلوی راهنمایی وجودندارد.تنها نمای ظاهری خانه یادفتررابا شما درمیان میگذارند.سووال اینجاست که چه مدت طول میکشدتابدون داشتن نقشه این محل راپیداکردید،بدانید که شانس اورده اید،ومتاسفانه،اغلب مردم دراین شرایط زندگی میکنند.

اغلب مردم بی هدف به سفر زندگی می روندونقشه راهنمایی در اختیار ندارند.حرکت میکنند تاببینند که چه پیش می اید.اغلب ده یابیست سال از عمرشان راپشت سر میگذارندوهنوزدرکارشان ناخشنودوناموفق اند.ازازدواجشان راضی نیستندوپیشرفت بسیاراندکی دارند.بااین حال ،همه شب به خانه میروند،به تماشای تلوزیون مینشینندوامیدوارند که اوضاع بهتر میشود.اما به ندرت این اتفاق می افتدخودی خود اتفاق نمی افتد.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : یکشنبه هشتم مرداد 1391 | 19:18 | نویسنده : بابی |
۱.چنین قوی باش که هیچ عاملی،ارامش فکرتورا برهم نزند.

۲.درباره سلامت،شادمانی وخوشبختی سخن بگو.

۳.محاسن ومزایای دوستانت را به انها گوشزد کن.

۴.در هرچیز جنبه روشن انرا ببین.

۵.همیشه درباره بهترین پیشامدفکرکن.

۶.ازموفقیت دیگران همان قدر خوشحال باش که ازموفقیت خودت خوشنود می شوی.

۷.به اشتباهات گذشته فکرمکن اما ازانها درس بگیر.

۸.شادوبشاش باش وبه هرکسی لبخندبزن.

۹.انقدر بزرگ باش که نگران نشوی،انقدر نجیب باش که خشمگین نشوی وانقدر شادباش که اجازه ندهی مشکلی بروز کند.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه هفتم مرداد 1391 | 22:29 | نویسنده : بابی |
جان بانیان،قطعه ادبی مذهبی))پیشرفت زائر((را وقتی نوشت که اورا به جرم باورهای مذهبی اش به زندان انداختند ومجازات کردند.

))اهنری((وقتی از نبوغ ذهنی خود اگاه شدکه در سلول زندان شهرکامبوس اوهایوبه سر می برد.اوبه جای انکه خودرا مجرمی نگون بخت ببیند،نویسنده ای بزرگ یافت.

))چارلز دیکنز((،تحت تاثیر تراژدی عشقی زندگی خودبود وتالم ناشی از ان تا اعماق وجودش نفوذ کرده بود.اما همین ذهنیت،خالق یکی از بزرگترین نویسندگان روی زمین شد.تحت تاثیر این تراژدی))دیویدکاپر((رانوشت وان گاه به نگارش اثار دیگری پرداخت تا خوانندگان اثارش خودرادر دنیای بهتری بیابند.

هلن کلر،چندروز پس از تولدش ناشنوا،نابینا،ولال شد.به رغم این همه بدبیاری،نام خودرادر جمع اشخاص مشهور تاریخ جای داد.

هلن کلر ثابت کرداگرکسی خودرا شکست خورده نپندارد،درشمار شکست خوردگان قرار نمی گیرد!

((رابرت برنز))بی سواد بود ودر فقرزندگی میکرد.اغلب اوقات خودرا در میکده ها ودر حال مستی میگذراند،اما به زندگی بهتری رسیدچون در شعروشاعری افکاری زیبا داشت.این گونه بود که خاری راکندوبجایش گل سرخی کاشت.

بتهوون ناشنوا بود...

میلتون نابینا بود...

اما نام این اشخاص تازمانی که دنیا باقیست،برزبانها باقی خواهدماندزیرا انهادر ذهن خود رویایی دیدندوبدان جامه عمل پوشاندند.(ناپلون هیل)


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه هفتم مرداد 1391 | 12:20 | نویسنده : بابی |
((هنگامی که دری از خوشبختی به روی مابسته میشود،دری دیگرباز میشودولی مااغلب چنان به دربسته چشم میدوزیم که درهای باز را نمی بینیم.))

((نابینا بودن یعنی جدا شدن ازاشیا،ناشنوابودن یعنی جدایی از انسانها.))

هلن کلردروصف وگرامیداشت یاد معلم خود چنین سروده است:

به عمق نومیدی رسیده بودم وتاریکی چتر خود برهمه چیز کشیده بود که عشق از راه رسیدوروح مرا رهایی بخشید.

فرسوده بودم وخودرا به دیوارزندانم می کوبیدم.

حیاتم تهی از گذشته وعاری ازاینده بودومرگ موهبتی بودکه مشتاقانه خواهانش بودم.

اما کلامی دیگراز انگشتان دیگری ریسمانی شد

دردستانم،به انورطه پوچی پیوندخوردوقلبم با شورزندگیشعله ور شد.

معنای تاریکی را نمی دانم،امااموختم که چگونه بران غلبه کنم.

((من درارزوی انجام خدمتی بزرگ وپر شکوه زندگی میکنم.

اما مبرم ترین وظیفه من انجام خدمات کوچکی است که درکسوتی بزرگ وشکوهمندظاهرشوند.))

هلن کلر از عقایدش میگوید:خداوندرا به خاطر معلولیتهایم شکرگزارو.چرا که به واسطه انان بود که توانستم خود،تواناییهاوخالقم رابیابم امنیت حرفه ای بیش نیست.

ایمنی اساسا درطبیعت وجود ندارد وهرگزنوع بشرقادرنخواهدبودان را تجربه کند.دردرازمدت،پرهیزورویگردانی ازخطربه هیچ وجه ایمن تراز ((خطرکردن))نخواهدبود.زندگی باماجرا جوئی ای است از سر شجاعت ،یا هیچ چیز دیگر.

 

هرچه بیشتر عمر میکنم بیشتر اطمینان پیدا میکنم که تفاوت عمده انسان ها،تفاوت بین انسان ضعیف وقوی،بین انسان بزرگ وکوچک میزان توانایی یااراده استوار وخلل ناپذیران هاست.به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی رابرای خود مشخص میکند دوراه بیشتر ندارد:یا مرگ یا پیروزی.

درمراسم تدفین او سناتور((لیسترهیل))درباره او چنین گفت:

((اوزنده خواهدماندویکی از چند نام جاویدانی است که که متولد شده انداما نه برای مردن.روح اوبرای همیشه باقی می ماندونسلها میتوانندداستانهای بسیاری رااز زنی روایت کنند وبخوانند که به جهانیان نشان دادهیچ مرزی برای وایمان وجود ندارد.))

حدانسان اسمان است وباید پله های ترقی را پیمودوبه اسمان رسید


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : شنبه هفتم مرداد 1391 | 10:37 | نویسنده : بابی |
هر انسان نیکی ممکن است خطا کند.

سرسختی وکله شقی،در واقع همان نیروی اراده وتصمیم قوی است  که به راه خطا افتاده ویا متوجه هدفهای نادرست ودست نیافتنی  شده است.راه کاران است که انرا به مسیر خود باز گردانیم.

لجبازی ومخالفت با هرنوع تغییر عقیده از نشانه های ضعف انسان است .اگر ندانیم که چه میخواهیم،وفقط بدانیم که چه چیزی را نمی خواهیم،نیروی اراده ما ناچار به کله شقی می انجامد.

تنها چیزی که به ان نیاز داریم اراده ای است که مارا به سوی هدف،رویای بزرگ وخواسته واقعیمان رهنمون شود.دراین صورت است که لجبازی،به تصمیم مبدل میشود.درواقع اراده نیرویی است که مارا از درون به حرکت در می اورد وبه سوی رشد بیشتر میراند،نه اینکه نیرویی باشد به منظور سلطه بردیگران.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 23:41 | نویسنده : بابی |
مردم در قبال پول نظرات بسیار متفاوتی دارند، اما به طور کلی در این نوشتار در مورد ۶ رویکرد نسبت به پول، بحث می شود. همانطور که هر کدام از این رویکردهای پولی را می خوانید،


تلاش کنید که به شکلی صادقانه تعیین کنید کدام یک از آنها، شما را به خوبی توصیف می کند.

نکته: البته ممکن است، بیش از یک مورد توصیف کننده رویکرد شما نسبت به پول باشد.
۱) من به پول اهمیت نمی دهم

گروه اول کسانی هستند که می گویند من به پول اهمیت نمی دهم. اینگونه افراد فقط می خواهند به مقدار کافی پول در بیاورند و خیلی در مورد مقدار پولی که عایدشان می شود یا در حساب بانکی شان ذخیره می کنند، نگران نیستند. اینگونه افراد مادامی که پولی کافی برای گذران زندگی شان داشته باشند، شاد هستند و احساس رضایت می کنند.
۲) پول، مایه شرارت

گروه دوم، کسانی هستند که معتقدند پول مایه شرارت بوده و چیز بدی است و معتقدند اگر پول وجود نداشت، دنیا مکان بهتری می شد. آنها افراد ثروتمند را به چشم موجوداتی حریص، طماع و پلید می بینند. به بیان دیگر، آنها افراد ثروتمند و پولدار را با زاویه دیدی منفی می بینند. این افراد پول را فقط در حد گذران روزمره زندگی می خواهند و معمولا پولی برای ذخیره در حساب بانکی شان ندارند.
۳) پول همه چیز است؛ هرچه بیشتر بهتر

از نظر این گروه از افراد، پول مهم ترین چیز در زندگی است و سخت کار می کنند تا هرچه بیشتر پول به دست بیاورند. آنها حتی ممکن است برای به دست آوردن پول بیشتر، دزدی کنند، مرتکب قتل شوند یا به صورت دروغین ازدواج کنند. از آنجایی که پول برای این افراد از اهمیت زیادی برخوردار است، آنها معمولاً مقادیر زیادی پول نیز دارند. هزینه های زندگی شخصی، هزینه های درمانی و هزینه های مربوط به مراوده های آنها نیز گران است. داشتن پول زیاد لزوماً به این معنا نیست که اینگونه افراد در زمان حال یا آینده، توانایی لذت بردن از آن را نیز خواهند داشت.
۴) پول، پول است

چهارمین دسته از افراد آنهایی هستند که اهمیت و ارزش پول را تشخیص می دهند، اما اجازه نمی دهند که تفکر «پول همه چیز است» بر روند زندگی شان تأثیر منفی داشته باشد. این افراد می دانند پول خود را چگونه به روشی عاقلانه مدیریت کنند و احساس شادمانی داشته باشند. آنها می توانند به راحتی ثروتمند شوند اما به دلیل آنکه مانند مردم عادی رفتار می کنند، ممکن است شما متوجه این موضوع نشوید.
۵) خسیس

کسانی خسیس نامیده می شوند که پول خود را محکم می چسبند و تا آنجا که ممکن است تلاش می کنند هزینه های خود را کاهش دهند؛ مانند افرادی که معتقدند پول همه چیز است، افراد خسیس نیز پول را چیزی بی نهایت مهم در زندگی می دانند و در عین حال پول درآوردن را کار سختی دانسته و به همین دلیل پول را خیلی گرانبها می پندارند. افراد خسیس ممکن است خیلی پولدار باشند یا نه، اما پولی که دارند به درستی مدیریت نمی کنند.
۶) پرهیزکار

افرادی که دیدگاه پرهیزکارانه دارند، پول را هدیه ای می دانند که می توانند با سایر افراد سهیم شوند؛ در نتیجه آنها اغلب درصد معینی از درآمد خود را به امور خیریه اختصاص می دهند. این دست افراد معمولاً اعتقادات مذهبی دارند یا معتقد به آموزه های معنوی ای هستند که آنها را به سهیم شدن ثروتشان با سایر افراد، ترغیب می کند. افرادی با این دیدگاه معمولاً به خوبی می توانند پول خود را مدیریت کرده و آن را در جایی که مؤثرتر است هزینه کنند.


رویکرد پولی شما چگونه بر شرایط مالی تان تأثیرگذار است؟

در ادامه به چگونگی تأثیر گذاری دیدگاه پولی بر نوع زندگی، اشاره می شود.
۱) من به پول اهمیت نمی دهم

اگر شما از آن دسته افراد هستید که پول برایتان اهمیتی ندارد، نتیجه این اعتقاد، مدیریت ضعیف منابع مالی تان است. برای مثال، ممکن است حتی اگر استطاعت مالی خرید چیزی را ندارید، آن را بخرید فقط برای اینکه دلتان می خواهد. در این زمینه قرض گرفتن و به خصوص استفاده از کارت های اعتباری، کاری معمولی است.

اینگونه افراد برای پرداخت های خود تمایل زیادی به استفاده از چک دارند؛ هرچند داشتن رویکرد ذهنی«من به پول اهمیت نمی دهم» لزوماً به این معنا که چنین فردی فقیر باشد نیست. حتی افرادی که در زندگی خود چنین ذهنیتی در مورد پول دارند، ممکن است واقعاً دستمزدهای خوب و قابل توجهی نیز به دست بیاورند.

چون این افراد به پول اهمیت نمی دهند، هر آنچه را که به دست می آورند به سرعت، صرف خرید اجناس و کالاهای مختلف می کنند.
۲) پول چیز بدی است

کسانی که فکر می کنند پول چیز بدی است، معمولاً درآمد کمی دارند و همان مبلغ کم را نیز به سرعت خرج می کنند؛ گویا نسبت به پول آلرژی دارند.

اینگونه افراد طبقه سوم جامعه را می سازند و ممکن است حتی کمک های مالی دولتی یا کمک هایی از افراد نیکوکار دریافت کنند.

چنین رویکردی اشتباه ترین رویکرد نسبت به پول است و ممکن است در دوران کودکی و اعتقادات والدین ریشه داشته باشد.
۳) پول همه چیز است

کسانی که پول را همه چیز می دانند، معمولاً درآمد فراوانی نیز دارند. زیاد خرج می کنند و پس اندازی معقول نیز در حساب بانکی شان موجود است.

این افراد به طور معمول دوست دارند وسایلی گران با طراحی خاص (مثل لباس یا ماشین و...) داشته باشند که آنها را از سایر افراد متمایز کرده و در سطح بالاتری قراردهد.

اینگونه افراد، طبقه بالا یا متوسط رو به بالا را در جامعه تشکیل می دهند.
۴) پول، پول است

وقتی چنین ذهنیتی در مورد پول دارید ممکن است مقدار زیادی پول داشته باشید یا خیر. اما شما می دانید چطور و به شیوه ای معقول مقدار پولی را که دارید، مدیریت کنید تا میزانی منطقی از آن را برای آینده پس انداز کرده و از خرید چیزهایی که توان خرید آنها را ندارید، خودداری کنید.

افرادی که چنین رویکردی نسبت به پول دارند، از لحاظ مالی احساس راحتی خیال داشته و معمولاً طبقه متوسط جامعه را تشکیل می دهند.
۵) خسیس

افراد خسیس فقط به این خاطر که پولشان به جانشان بسته است و معمولاً همه آن را در بانک پس انداز می کنند، لزوماً افرادی ثروتمند یا صاحب درآمدی بالا نیستند.

مشخصــه این افـراد، استعداد آنها در بودجه بندی درآمدشان است به طوری که همیشه اجناس ارزان یا دست دوم خریداری می کنند. خسیس ها معمـولا هزینه های شخصی شان پایین است چرا که نمی خواهند درآمدشان را هدر بدهند.

اگرچه افراد خسیس ثروتمند هم وجود دارند اما این افراد به دلیل اینکه معتقدند نباید پول خود را با خرید اجناس لوکس هدر داد، پول آنها نقشی اساسی در آسایش و بهتر زندگی کردن آنها ندارد.
۶) افراد عاقل و منصف

از آنجایی که این افراد درصد معینی از درآمدشان را (معمولا به صورت ماهانه) صرف امور خیریه می کنند، آنها نیز درآمدشان را با دقت مدیریت می کنند؛ این بدین معناست که ابتدا اجناس مهم و اساسی را خریداری می کنند و اگر مبلغی باقی ماند و توان خرید جنسی لوکس را که از آن خوش شان آمده، داشته باشند، آن را خریداری می کنند.

افرادی که چنین دیدگاهی دارند، تمایل به داشتن پس اندازی معقول و خوب دارند تا بتوانند همچنان به اختصاص درصد معینی از درآمدشان به امور خیریه ادامه دهند.

در طبقه بندی میزان ثروت، افراد عاقل و منصف در طبقه متوسط جای می گیرند چرا که آنها مقداری از ثروت خود را به افرادی که توان مالی شان کمتر است، اختصاص می دهند. شما افراد کمی را مانند بیل گیتس که نیکوکار و بسیار ثروتمند هستند، خواهید یافت چرا که اکثر این افراد بیشتر ثروت خود را صرف هزینه های مربوط به امور خیریه می کنند.
دیدگاه شما نسبت به پول چیست؟

صرف نظر از اینکه شما چه دیدگاهی نسبت به پول دارید، مهم این است که بفهمید شما اساساً باید دیدگاهی داشته باشید و این دیدگاه بر میزان درآمد، پس انداز و هزینه هایتان مؤثر است.

آگاهی از دیدگاه تان نسبت به پول یکی از ابتدایی ترین گام هایی است که براساس آن می توان بهتر درک کرد که پول چگونه عمل کرده و بر زندگی شما مؤثر است.

اگر نظر شما نسبت به پول منفی است و دوست ندارید پول زیادی داشته باشید این بدین معناست که احتمالاً در زندگی خود با سختی مواجه خواهید شد.

اگر نظر مثبتی نسبت به پول دارید، شما می توانید از گذران زندگی روزمره تان اطمینان یابید و هنگامی که در آینده مسن تر شدید، از امنیت و راحتی در زندگی برخوردار باشید.

اگر در مورد پول دیدگاهی منفی دارید، نگران نباشید همین که این مقاله را مطالعه کردید، نشان می دهد که به دنبال تغییر دیدگاه خود هستید.
راستی آیا دیدگاه پولی تان به شما در زندگی کمک می کند، یا آسیب رسان است؟
اگر شما نتوانید دیدگاه نامناسب را تغییر دهید، آیا آینده تان از آن تأثیر خواهد پذیرفت؟
این سؤال ها سؤالاتی مهم و اساسی است که نمی توان آنها را نادیده گرفت.

منبع: eruptingmind.com - ترجمه سمیه صیادی فر - همشهری


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 17:54 | نویسنده : بابی |

هیچ تخته سیاهی در آسمان وجود ندارد که خدا هدف و مأموریت تو را در زندگی روی آن نوشته باشد. هیچ تخته سیاهی در آسمان نیست که روی آن نوشته شده باشد «نیل دونالد
والش، مرد خوش تیپی که در اوایل قرن بیست و یکم زندگی می کرد، کسی که...» همه کاری که من باید انجام بدهم این نیست که بفهمم اینجا چه کار می کنم و چرا اینجا هستم، که آن تخته سیاه را پیدا کنم و ببینم خدا واقعاً برای من چه سرنوشتی رقم زده است. این تخته سیاه واقعاً وجود ندارد. بنابراین هدف تو همان چیزی است که می گویی. مأموریت تو همان مأموریتی است که خودت به خودت می دهی. زندگی تو دقیقاً همان چیزی خواهد شد که خودت آن رامی آفرینی.

 

لذت، عشق، آزادی، شادی و خنده. همه چیزی که وجود دارد همین ها ست. اگر از یک ساعت نشستن و مدیتیشن کردن لذت می بری، خوب آن را انجام بده. اگر از خوردن یک ساندویچ پر چرب استیک لذت می بری، حتماً این کاررا بکن!

 

نیل دونالدوالش


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 14:42 | نویسنده : بابی |

برایان تریسی حدود دو ماه پیش کتاب جنجالی جدیدی به‌نام «قورباغه را ببوس!» عرضه کرد. این کتاب سال 2012 که توسط برایان و دخترش کریستینا نوشته شده، درباره روش‌های کنار گذاشتن احساسات منفی و داشتن شخصیتی شاد و باانگیزه صحبت می‌کند. در این کتاب به 12 روش خارق‌العاده برای تبدیل شرایط ناخوشایند به شرایط مثبت و مفید صحبت شده است. چند روز قبل ترجمه این کتاب را به‌پایان رساندم و به‌زودی چاپ خواهد شد.

رژیم جسمانی، نقش به‌سزایی در میزان سلامت و انرژی شما دارد. با خوردن خوراکی‌های متنوع تازه، سالم و باکیفیت و اجتناب از خوراکی‌های مضر، انرژی بیشتری خواهید داشت، مقاومت عمومی بدنتان در برابر بیماری‌ها افزایش می‌یابد، بهتر می‌خوابید و احساس سلامتی و شادمانی بیشتر می‌کنید.

همینطور رژیم ذهنی، تعیین‌کننده شخصیت، منش و تقریبا تمام اتفاقات زندگی‌تان است. اگر ذهن را با دیدگاه‌ها، اطلاعات، کتاب‌ها، گفتگوها، برنامه‌های شنیداری و اندیشه‌های مثبت تغذیه کنید، شخصیت مثبت‌تر و موثرتری را پرورش خواهید داد. تاثیر‌گذار‌ی و استدلال شما بهبود می‌یابد و اعتمادبه‌نفس و خودباوری بالاتری خواهید داشت.

افرادی که با کامپیوتر سروکار دارند، اصطلاح «ورودی بی‌ارزش خروجی بی‌ارزش تولید می‌کند» را استفاده می‌کنند. عکس این موضوع نیز صدق می‌کند، «ورودی خوب، خروجی خوب ایجاد می‌کند.»

وقتی صریح و شفاف تصمیم می‌گیرید که بر ذهن‌ کاملا مسلط شوید، تفکرات و احساسات منفی و محدودکننده را دور بریزید و شخصی کاملا مثبت‌اندیش شوید، اینجاست که می‌توانید شخصیت‌ خود را متحول کنید.

 

بهترین فرد ممکن باشید
تناسب ذهنی همانند تناسب اندام است. با آموزش و تمرین می‌توانید خودباوری و نگرش ذهنی مثبت بسیار بالایی را در خود پرورش دهید. برای این‌که شخصی کاملا مثبت‌اندیشی شوید هفت کلید وجود دارد:

1. گفتکوی درونی‌ مثبت: با خودتان مثبت صحبت کنید و گفتگوهای درونی خود را کنترل کنید. از عبارات تاکیدی مثبت، اول شخص و در زمان حال مانند «من خودم را دوست دارم!» «من می‌توانم!» «من احساس فوق‌العاده خوبی دارم!» و «من مسئول هستم!» استفاده کنید.

ما معتقدیم که 95 درصد احساسات‌ شما با گفتگو‌های دورنی خودتان، درطول روز شکل می‌گیرد. واقعیت تلخ این است که اگر عمدا و آگاهانه با خودتان، مثبت و سازنده صحبت نکنید، ناخودآگاه به چیزهای ناراحت‌کننده که باعث نگرانی و عصبانیت می‌شود، فکر می‌کنید.

همان‌طور که قبلا گفته شد، ذهن شما مثل یک باغچه است. اگر در آن، گل نکارید و از آن مراقبت نکنید، علف‌های هرز بدون هیچ تلاشی در آن رشد می‌کنند.

 

2. تجسم مثبت: شاید قدرتمندترین توانایی شما، توانایی «تجسم» و دیدن اهدافتان است، به‌طوری‌که انگار همین الان به‌تحقق رسیده‌اند.

تصویری هیجان‌انگیز و واضح از اهداف و زندگی ایده‌آل‌تان بسازید و بارها و بارها آن‌را در ذهن مرور کنید. تمام پیشرفت‌های شما در زندگی، با بهبود بخشیدن به تصویرهای ذهنی‌ شروع می‌شوند. هرچه خود را در درون‌تان ببینید، در دنیای خارج همان خواهید بود.

 

3. افراد مثبت‌اندیش: انتخاب درست کسانی‌که با آن‌ها زندگی می‌کنید، کار می‌کنید و تعامل دارید، بیشتر از هر عامل دیگری بر احساسات و موفقیت شما تاثیر می‌گذارد. همین امروز تصمیم بگیرید که با افراد برنده‌، مثبت، شاد، خوش‌بین و کسانی که در زندگی اهداف بزرگ دارند معاشرت کنید.

به‌هر قیمتی از افراد منفی‌ دوری کنید. این افراد، سرچشمه اصلی بیشتر ناراحتی‌های زندگی هستند. مصمم شوید که از هم‌اکنون، دیگر افراد منفی‌ و اضطراب‌آور را به‌زندگی‌تان راه ندهید.

4. خوراک ذهنی مثبت: سلامتی شما دقیقا به‌همان مقداری است که مواد غذایی سالم بخورید و به خودتان برسید. همین‌طور سلامت ذهنی و روانی شما به‌همان اندازه‌ای است که ذهن خود را به‌جای «شیرینی‌های ذهنی» با «پروتئین‌های‌ ذهنی» تغذیه کنید.

کتاب‌ها، مجلات و مقالات آموزنده، الهام‌بخش و انگیزه‌دهنده بخوانید. ذهن را با اطلاعات و ایده‌هایی که موجب تعالی و شادمانی می‌شوند و شما را نسبت به خود و آرزوهایتان مطمئن می‌سازند، تغذیه کنید.

هنگام رانندگی به مطالب شنیداری سازنده و مثبت گوش دهید. پیوسته به ذهن‌ پیام‌های مثبت وارد کنید که باعث می‌شوند بهتر بیاندیشید و بهتر عمل کنید و در رشته ‌کاری خود تواناتر و کارآمدتر باشید.

فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی آموزشی و مثبت تماشا کنید و در دوره‌های آنلاین شرکت کنید و مطالبی بخوانید که به دانش‌تان بیافزاید و به‌شما حس بهتری نسبت به خود و زندگی بدهد.

 

5. آموزش و پیشرفت درست: تقریبا در جامعه ما همه با منابع محدود و گاهی هم بدون سرمایه‌، دست‌به‌کار می‌شوند. تقریبا تمام درآمد افراد، ابتدا با فروش خدمات شخصی‌ حاصل می‌شود. تمام افرادی که امروزه در اوج هستند، زمانی در پایین‌ترین جایگاه‌ بوده‌اند و بارها و بارها شکست خورده‌اند و به جایگاه‌های پایین‌تر نزول کرده‌اند.

معجزه آموزش و پیشرفت شخصی‌ دراز‌مدت این است که شما را از فرش به عرش، از فقر به ثروت و از شکست به موفقیت و استقلال مالی می‌رساند. همان‌طور که جیم ران می‌گوید: «تحصیلات رسمی کمک می‌کند امرار معاش کنید، ولی آموزش‌های شخصی شما را ثروتمند می‌کند.»

وقتی خود را به یادگیری، رشد، بهتر شدن در افکار و فعالیت‌ها متعهد می‌کنید، کاملا بر زندگی‌ خود مسلط می‌شوید و سرعت رسیدن به اوج را به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای افزایش می‌دهید.

6. عادت‌های سلامتی مفید: از سلامت جسمانی خود حداکثر مراقبت را بکنید. همین امروز تصمیم بگیرید که تا سن 80 ،90 یا حتی 100 سالگی زندگی کنید و حتی در آن سن هم شاد و پرتحرک باشید.

غذاهای خوب، سالم و مغذی بخورید. کم و متعادل بخورید. یک رژیم غدایی عالی، تاثیری مثبت و فوری بر احساسات و تفکرات شما خواهد داشت.

تصمیم بگیرید به‌طور منظم ورزش کنید. حداقل 200 دقیقه در هفته را به پیاده‌روی، دو، شنا، دوچرخه‌سواری یا کار با دستگاه‌های ورزشی بپردازید. وقتی با برنامه و منظم ورزش می‌کنید، احساس شادمانی و سلامتی بیشتری دارید و نسبت به ‌فردی که تمام بعدازظهر را روی کاناپه می‌نشیند و تلویزیون تماشا می‌کند، خستگی و فشار روانی کمتری خواهید داشت.

به‌اندازه کافی، استراحت کنید. لازم است به‌طور منظم و به‌ویژه در زمان‌هایی که زیر فشارروانی و سختی هستید، باتری‌های انرژی خود را شارژ کنید. وینس لومباردی می‌گوید: «خستگی، همه ما را ترسو می‌کند.»

یکی از عوامل زمینه‌ساز احساسات منفی، عادت‌های مضر سلامتی خستگی، نرمش نکردن و کار‌و‌تلاش بی‌رویه است. در زندگی‌ به‌دنبال تعادل باشید.

 

7. انتظارات مثبت: داشتن انتظارات مثبت یکی از تکنیک‌های بسیار قوی است که با به‌کارگیری آن می‌توانید شخصی مثبت‌اندیش شوید و زندگی ‌مثبت‌تر و بهتری را تضمین کنید.

انتظارات شما، پیش‌گویی‌های شما از آینده‌ خودتان است. یعنی آنچه شما با اطمینان منتظرش هستید، به‌احتمال زیاد به‌دست خواهد آمد.

از آنجا که خودتان انتظارات را انتخاب می‌کنید، همیشه بهترین‌ها را بخواهید و انتظار موفقیت داشته باشید. هنگام ملاقات با افراد جدید، انتظار محبوبیت داشته باشید. انتظار دست‌یابی به اهداف عالی و خلق زندگی شگفت‌انگیز برای خودتان داشته باشید. وقتی پیوسته در انتظار اتفاقات خوب باشید، به‌ندرت ناامید می‌شوید.

منبع: مدیرسبز


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 13:38 | نویسنده : بابی |

اساساً فکر کردن کار خوبی است و با اینکه بعضی از مردم به ‌اندازه کافی اینکار را نمی‌‌کنند، برخی در این زمینه واقعاً زیاده ‌روی می‌کنند. از هر دو جنسیت زن و مرد در هر دو این دسته‌ها داریم. امروز می‌خواهیم درمورد کسانی حرف بزنیم که خیلی فکر می‌کنند.
بعضی‌ها آنقدر فکر می‌کنند که خود را خسته مضطرب و بیمار می‌کنند. این افراد گرایش دارند که هر مسئله ساده ‌ای را پیچیده، هر چیز آسانی را سخت و هر مشکل کوچکی را بزرگ و بغرنج جلوه دهند. آنها عادت دارند وقتشان را برای آنالیز بیش از حد هر چیز و هر کس هدر دهند. آنها متخصص تفسیر غلط حرف‌های همه هستند و اگر کوچکترین راهی وجود داشته باشد که احساساتشان جریحه ‌‌دار شود، آن را پیدا می‌کنند. حتی به دنبال آن می‌گردند.

آنها معمولاً افرادی وسواسی و ایدآلیست هستند. بیش از حد نگران می‌شوند. تقریباً درمورد همه چیز و همه کس. آنها سعی می‌کنند همیشه همه را خوشنود نگه دارند و می‌خواهند که تغییر ایجاد کنند اما این فرایند تغییر آنها را می‌ترساند. برای خراب کردن امیال و آرزوهایشان به بقیه آدم‌ها نیاز ندارند، خودشان هم خوب از پس آن برمی‌آیند. آنها همان‌هایی هستند که بیش از حد فکر می‌کنند.

اگر احساس می‌کنید خصوصیاتی که در بالا ذکر کردیم را در خود می‌بینید، احتمالاً شما هم به این دسته افراد تعلق دارید. در زیر نکاتی آورده‌ ایم که به شما کمک می‌کند با این مشکل خود کنار بیایید.

۱-از صبر کردن برای ایدآل هر چیز خودداری کنید. جاه‌ طلب بودن خیلی خوب است اما خواستن ایدآل غیرواقعبینانه و غیرعملی است. باید به دنبال پیشرفت مداوم باشید و برای دست یافتن به تغییرات مثبت تلاش کنید.

۲- فکر و خیال نکنید. روی فکر و خیال تکیه نکنید، برحسب واقعیات عمل کنید.

۳- فعال‌تر باشید. از تئوری بیرون بیایید و وارد عمل شوید. از همین الان! هر روز حداقل یک کار انجام دهید که شما را به هدفتان نزدیک‌تر کند. حتی اگر از آن واهمه دارید. اجازه ندهید ترس توانایی‌هایتان را پایین بیاورد یا بر زندگیتان حکومت کند.

۴- درست‌ترین سوال‌ها را از خودتان بپرسید. سوال‌هایی که شما را از نظر ذهنی در وضعیتی مثبت، عملی، کاربردی و متمرکز بر راه‌ حل قرار دهد. مشکل را درک کنید اما تمرکزتان بر راه‌ حل باشد.

۵- یک مدیر داشته باشید (یک مربی، دوست، یکی از آشنایان و …) که بازخورد مرتبط، خاص، معقول و غیراحساسی به شما بدهد. خودتان نمی‌توانید درمورد خودتان بیطرف باشید. این فرد باید کسی باشد که حرف‌هایی به شما بزند که باید بشنوید نه حرف‌هایی که دوست دارید بشنوید.

۶- برای اینکه از متوسط به عالی تبدیل شوید، برنامه بریزید و کاملاً به آن پایببند شوید. رفتارهای عالی خود را پیدا کنید و به آنها متعهد بمانید.

۷- دست از توجیه کردن برای کارهایی که نمی‌کنید بردارید. صادقانه تلاش کنید که تلاش صادقانه بسیار موثر است.

۸- دفترچه ثبت موفقیت داشته باشید. نوشتن افکار، تصمیمات، رفتارها و نتایجی که به دست می‌آورید راهی عالی برای حفظ نگرش، ایجاد تمرکز و انگیزه است. همچنین راه خوبی است که بفهمید چه چیزی برای شما موثرتر است.

۹- از افکارتان بیرون بیایید. جایی آرام و زیبا فرای افکارتان پیدا کنید. جایی که آرامش، امنیت، لذت و آزادی وجود داشته باشد. دست یافتن به این نیاز به تلاش و تمرین دارد اما با تمرین می‌توانید تقریباً در هر مکانی و هر زمانی اینکار را انجام دهید. تا زمانی که امتحان نکنیم نمی‌دانیم که دست از فکرکردن برداشتن چقدر سخت است.برای رفتن به فرای ذهنمان باید هرج‌ و‌ مرج ذهنمان را دور بریزیم. ذهن جای خسته ‌کننده‌ ای است و بعضی وقت‌ها لازم است که از آن به تعطیلات برویم. اگر با این ایده دست ‌و پنجه نرم می‌کنید، سعی کنید خودتان را در آهنگی که دوست دارید غرق کنید.

۱۰-بعضی از افکاری که در ذهنتان می‌چرخد باید بیرون ریخته شود، بعضی از آنها گیر کرده‌ اند و می‌ترسند بیرون بیایند. به افکار ذهنتان مثل یک بلوک آپارتمان نگاه کنید. به طبقه دوم این آپارتمان نگاه کنید، همینطور که در راهرو راه می‌روید، از پشت در آپارتمان شماره ۲۲ صدای پیرزن دیوانه می‌آید که، “اینطوری باید آنرا انجام می‌دادی دیوانه…!” کمی اینطرف‌تر، آپارتمان زن پر حرفی است که همیشه در خانه ‌اش را باز می‌گذارد و یکدفعه بیرون می‌پرد و حواستان را پرت می‌کند. انتهای راهرو مردی زندگی می‌کند که همیشه شما را می‌ترساند، “اگر می‌دیدی چقدر احمق به نظر می‌رسیدی دیگر هیچوقت آنکار را انجام نمی‌دادی.” این آدم‌ها درواقع آن افکاری هستند که میل و انگیزه شما را با احساس گناه و اضطراب از بین می برند. شناسایی این افکار خیلی ساده است، ساکنینی که خیلی وقت است اجاره خانه ‌شان را نپرداخته‌ اند و هیچ منفعتی برای شما ندارند و برای بقیه ساکنین خوب آپارتمان هم ایجاد مشکل می‌کنند و باید سریعاً آنها را بیرون بیندازید.

همین الان شروع کنید. آزاردهنده‌ ترین ساکنین آپارتمان را شناسایی کنید و حکم تخلیه ‌شان را تحویلشان دهید. اگر همکاری نکردند، گوششان را بگیرید و به زور بیرونشان کنید. این ساکنین خیلی وقت است که آنجا مانده‌اند و می‌دانند که چطور می‌توانند فریبتان دهند. اما شما تسلیم نشوید. یادتان باشد ساکنین عالی دیگری دارید که باید به آنها رسیدگی کنید.

بیرون انداختن این ساکنین جا را برای آوردن ساکنین بهتر باز می‌کند. این آپارتمان را از آنِ خودتان کنید. آن را دوباره به زندگی برگردانید. دکوراسیون آن را عوض کنید، حتی می‌توانید برایش استخر هم درست کنید. این آپارتمان مال شماست—این شما هستید که تصمیم می‌گیرید چطور آن را بازسازی کنید.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 13:32 | نویسنده : بابی |
هرچه بیشتر ازدامنه های سرسبز عشق بالا بروی زندگی ات معنادارترمیشوداوازهای بیشتریدرفضای دلت مترنم خواهدشدوشوروسرمستی بیشتری را تجربه خواهی کرد.دراوج عشق به گل نیلوفرتبدیل خواهی شد.دراین اوج است که دیگر مرگ وزمان وذهن معنای خودراازدست میدهندوتوبه جاودانگی استحاله می یابی.دراوج عشق جایی که مرگبی معنا میشودترس وتشویق واضطرابنیز همچون سایه ای که در نوررنگ ببازدمحومیشوند.اگرذهن کنار گذاشته شوداضطراب نیز باان کنار گذاشته میشودوجای ان را اعتمادوخرسندی ووصال پر میکند.

عشق گلی کمیاب است وفقط بعضی اوقات می روید.کمیاب است زیرا فقط هنگامی اتفاق می افتدکه ترسی وجودنداشته باشدونه قبل ازان.یعنی عشق فقط برای افرادعمیقا روحانی،افراد مذهبی می تواندواردشود.روابط جنسی برای همه امکان پذیراست.اشنایی برای همه امکان پذیر است،اما عشق نه.

اگر انسانی بدون شناختن عشق بمیردهرگز زندگی نکرده است وفردی که عشق رادریافت دیگر نیازی به هیچ چیز نخواهدداشت.عشق یک گل کمیاب است وفقط بعضی وقتها می روید،میلیون ها نفر از مردم با این طرز فکر اشتباه،که فکر میکنند عاشقندزندگی میکنند انهاباور دارند که عاشقندولی ای فقط باوران هاست.

اینکه عالمی در درونمان باشدفرقی نمی کند ما فقط دنیای ماده واشیا را میشناسیم همه چیزرا میشناسیم الا خودمان رادنیا برایمان واقعی است پول واقعی است قدرت واقعی است ما حتی نمیدانیم چه کسی هستیم ایا هرگز باخود مواجه شده ایم ؟افکار بی شمارواحساسات فراوان حالت متفاوت و...دیواری به ضخامت دیوارچین را به دور خویش ساخته ایم وتمام سنگینی ان را در طول زندگی خود تحمل میکنیم واسرار امیز میشویم.رمزوراز ساخته دست بشراست.هستی سرزنده وشاداست.همانند یک اواز یک رقص وجشن مداوم در طول سال است.وقتی فعالیتهای ذهنی متوقف شوند.وقتی اگاهی خودرادرمرکز فردیت خود جمع کنیم.خواهیم دیددری به سوی دنیای دیگر باز میشود.روزی که در درونمان با خودتنها شویم به خانه امده ایم وتمام طبیعت وهستی ان راجشن میگیردباید تمام جهان انرا جشن بگیردبخشی از جهان روشن بین شده است.

یکی از اساسی ترین توهمات ادمی این است که گمان میکنندعشق را میشناسند به همین سبب ازتجربه عشق عاجز است.هرکسی میپندارد که میداند عشق چیست بنابر این نیازی به تجربه ان احساس نمی کند.به همین دلیل عشق با دنیای ما قهرکرده است.ما با عاشقانی روبروییم که از عشق تهی اند.والدین تظاهرمیکنندکه فرزندانشان رادوست دارند.شوهران تظاهر میکنند.همسران تظاهر میکنند.تظاهر وتظاهر.البته هیچ کس به عمداین کار رانمی کندبسیاری از انها نمی دانند که چنین می کنندوای کاش ازهمان ابتدا ادمها می اموختندکه عشق برترین هنر زندگی ست به جادو می ماندومعجزه میکند.ای کاش می اموختند که عشق را باید کشف کردبا ید برای ان زحمت کشید.باید به ژرفای ان رفت وشیوه ی ان رااموخت.

اوشو


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 13:6 | نویسنده : بابی |

هنگامی که برای اولین بار باکسی ملاقات میکنیددر چشم هایش نگاه کنید،نامتان را به وضوح بگوییدومحکم با اودست دهید.

طریقه به زبان اوردن نامتان هنگام معرفی خودبه دیگران معیاری است برای سنجش اینکه چقدر خودتان رادوست داریدوبه خود احترام میگذارید.

هرکجا که میروید پیش فرضتان این باشدکهموفق میشویدوانتظار داشته باشید که مورد محبت وتوجه دیگران قرار بگیرید.

شما بزرگترین معجزه ی طبیعت هستیدوهرگزنه درگذشته ونه در اینده نظیر شما نبوده ونخواهد بود.

لازم نیست که کسی غیر ازخودتان باشید.فقط کافی است از کسی که قبلا بوده بهتر باشید.

زندگی را با واژه های خودتان تعریف کنیدوهمیشه مثل بهترین کسی که می توانید باشیدزندگی کنید.

هیچ مشکلی وجود نداری که شما قادر به حل ان نباشید،هیچ مانعی وجود نداردکه شما قادر به از میان برداشتن ان نباشیدوهیچ هدفی وجود نداردکه شما قادر به رسیدن ان نباشید.

هرکاری که دیگریانجام داده باشد شما هم به احتمال زیاد می توانید انجام دهیدبه شرط ان که شدیدا طالب ان باشید.

هیچ کس بهتر ازشما نیست.فقط بعضی ازافراددر زمینه های بخصوصی بهتراز شما پرورش یافته اندودانش بیشتری کسب کرده اند.

اگر کاری ارزش انجام دادن داشته باشد،باید ان را شروع کنید،حتی اگر دراوایل کار نتوانیدان را به خوبی انجام دهید.

اگر کاری ارزش انجام دادن داشته باشدباید ان را باتمام وجود دنبال کرد.

برای رسیدن به هدفی که برای خود تعیین کرده اید می توانیدهرچه را که لازم است یاد بگیرید.

ذهن شما مثل ماهیچه عمل میکند.هرچه بیشتر ان را به کار گیرید قوی تر میشوید.

یکی از راههای پرورش اعتماد به نفس این است که حتی وقتی میتوان محتاطانه عمل کرد،شجاعانه وبا اعتماد به نفس عمل کنید.

انسان هایی که اعتماد به نفس دارندابتدا فکر میکنند،تصمیم میگیرندوعمل میکنند.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 11:7 | نویسنده : بابی |

 

تعریف رنگ: در سال ۱۶۶۶، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.

آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد.

رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.

تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی

با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.

روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان

در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این روش:

•از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.

•از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.

•از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.

•از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.

•از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه پنجم مرداد 1391 | 23:55 | نویسنده : بابی |
 ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها:

»هرگز نباید عقاب ها رو به مدرسه غازها فرستاد.

»نباید افکار دست و پا گیر غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه.

»کسی که مثل غاز هست و تعلیم داده شده نمی تونه درست پرواز کنه و به خار و خاشاک گیر می کنه که مانع پروازش می شه . ولی…

»عقاب رسالتش اوج گرفتنه.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه پنجم مرداد 1391 | 19:46 | نویسنده : بابی |
من اموخته ام وقتی کسی چیز ناخوشایندی درباره من میگوید،من باید به گونه ای زندگی کنم  که هیچ کس ان را باورنکند.

من اموخته ام مردم با من همان گونه رفتار میکنند که من به انها اجازه می دهم.

من اموخته ام انچه کودک در خانه می اموزد تا لحظه مرگ باوی خواهدبود.

من اموخته ام اگرواقعا میخواهید کار مثبتی برای فرزندانتان انجام دهید باید زندگی زناشویی خودرا بهبودبخشید.

من اموخته ام درون هر شخص بدی،شخص خوبی است که دوست دارد بارز شود.

من اموخته ام تشویق یک اموزگارخوب،می تواند زندگی شاگردی رادگرگون کند.

من اموخته ام وقتی کسی می گوید موضوع بر سرپول نیست بلکه برسر اصول است،معمولا موضوع برسر پول است.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : پنجشنبه پنجم مرداد 1391 | 13:18 | نویسنده : بابی |
اگربچه ها باسرزنش وملامت بزرگ شوند،یادمیگیرند که محکوم کنند.

اگربا تنفربزرگ شوند،یاد میگیرند که ستیزه جوباشند.

اگرباترس بزرگ شوند،همیشه نگران بودن را می اموزند.

اگرباتاسف بزرگ شوند،همیشه برای خودمتاسف خواهندبود.

اگرباتمسخر بزرگ شوند،کمرو بودن را می اموزند.

اگربا حسادت بزرگ شوند،به همه رشک خواهندبرد.

اگرباشرمندگی بزرگ شوند،می اموزند که همیشه احساس گناه کنند.

اگربا بردباری بزرگ شوند،صبوری را می اموزند.

اگربا تشویق بزرگ شوند،اعتمادبه نفس خواهند داشت.

اگرباتحسین بزرگ شوند قدر شناس خواهندبود.

اگران هاراتایید کنیم،عشق رادروجودخودخواهندیافت.

اگراحساسات انها رابپذیریم،عشق رادرجهان می یابند.

اگربادرک وشناخت بزرگ شوند،هدفدارخواهندشد.

اگرزندگی رابا انها قسمت کنیم،یاد میگیرندکه بخشنده باشند.

اگربا صداقت ومروت بزرگ شوند،به خودایمان خواهنداورد.

اگردرامنیت بزرگ شوند،به دیگران ایمان خواهنداورد.

اگردر فضایی دوستانه زندگی کنند،زیبادیدن راخواهنداموخت.

اگردرارامش بزرگ شوند،ارامش خاطرخواهندیافت.

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : چهارشنبه چهارم مرداد 1391 | 17:6 | نویسنده : بابی |
اموخته ام ...بهترین کلاس درس دنیا،کلاسی است که زیرپای پیرترین فرددنیاست.

اموخته ام...وقتی عاشق هستید،عشق شما درظاهرتان نمایان میشود.

اموخته ام...تنها کسی که مرادرزندگی شاد می کند،کسی است که به من می گوید:تومرا شادمان کردی.

اموخته ام...داشتن کودکی که دراغوشتان به خواب رفته ،زیباترین حسی است که در دنیاوجوددارد.

اموخته ام...که هرگز نباید به هدیه یک کودک(نه)گفت.

اموخته ام...که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر نیستم به او کمک کنم دعا کنم.

اموخته ام...کهمهم نیست که زندگی تاچه حداز شما جدی بودن راانتظار دارد،همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای باوی به دوراز جدی بودن باشیم.

اموخته ام...که پول شخصیت نمی خرد.

اموخته ام...کهتنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگیراتماشایی میکند.

اموخته ام...که چشم پوشی از حقایق،زندگی راتغییرنمی دهد.

اموخته ام...که این عشق است که زخم هارا شفا میدهد نه زمان.

اموخته ام...که وقتی با کسی روبه رو میشویم،انتظارلبخنداز سوی مارا دارد.

اموخته ام...که هیچ کس درنظرماکامل نیست تازمانی که عاشق بشویم.

اموخته ام...که زندگی دشواراست،اما من ازاوسخت ترهستم.

اموخته ام...که لبخندارزان ترین راهی است که میشودباان نگاه راوسعت داد.

اموخته ام...کهنمی توانم احساسم راانتخاب کنم،اما میتوانم نحوه برخوردباان رابرگزینم.

اموخته ام...که همه میخواهندبر قله کوه زندگی کنند،اما تمام شادی ها وپیشرفت ها وقتی رخ می دهد که درحال صعوداز کوه هستید.

اموخته ام...بهترین موقعیت برای نصیحت دوزمان است:وقتی که از شما خواسته میشود،وزمانی که درس زندگی دادن فرا میرسد.

اموخته ام...که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر میخواهد فقط دستی است که می خواهددست اورا بگیرد وقلبی است برای فهمیدن وی.


موضوعات مرتبط: روانشناسی وموفقیت

تاريخ : چهارشنبه چهارم مرداد 1391 | 16:42 | نویسنده : بابی |